on the money

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( پیش بینی و تحلیل – رایج ترین )
"The weather forecast was on the money; it started raining at exactly 3 PM. "
پیش بینی هوا دقیقاً درست از آب درآمد؛ ساعت ۳ بعدازظهر دقیقاً بارون شروع شد.
...
[مشاهده متن کامل]

( زمان بندی دقیق )
"My bus arrived at 8:00 on the money, so I wasn't late. "
اتوبوس من ساعت ۸ دقیقاً سر وقت رسید، پس دیر نرسیدم.
( تیراندازی/ورزش )
"The shooter's aim was on the money, hitting the bullseye every time. "
هدف گیری تیرانداز دقیق بود و هر بار به مرکز هدف می زد.
( حدس زدن دقیق عدد )
"I guessed the jar had 450 jellybeans, and I was on the money. "
حدس زدم شیشه ۴۵۰ ژله ای دارد. دقیقاً درست حدس زدم.
✅ تفاوت با "on the nose": هر دو به معنی دقیقاً درست هستند. On the nose کمی عامیانه تر است و از مسابقات بوکس ( زدن دقیق روی بینی حریف ) گرفته شده. On the money اصلی ترین و رایج ترین نسخه است.

معنیهایی که دوستان دادن درسته
They are right on the money
به درستی، کاملا درست، کاملا صحیحه، زدی تو هدف، حرفت کاملا درسته، کاملا درست میگی، کاملا حق با شماست
مخصوصا وقتی با Right بیاد
اما معنیهای دیگه ای هم بدون right داره که میشه فوق العاده، عالی. یعنی عالی بودی فوق العاده ای و این چیزا بسته به جمله
...
[مشاهده متن کامل]

This phrase is used to describe something that is precisely correct or accurate. It can refer to a statement, prediction, or assessment.
چیزی که دقیقاً درست یا دقیق است.
می تواند به یک گزاره، پیش بینی یا ارزیابی اشاره داشته باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
For example, if someone makes a correct guess, you might say, “You’re right on the money!”
In a business setting, a manager might say, “Our sales projections were right on the money. ”
A sports commentator might exclaim, “That shot was on the money!”

Right on the money
کاملا درسته!!
Exactly correct
دقیق، درست
you are on the money
زدی تو خال
روی فرم بودن، آماده بودن
accurate, correct