دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٧٦١,٤٨٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٦
لایک
لایک
٧٣,٥٥٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١,٣٦٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٦٠,١٥٤
رتبه
رتبه در بپرس
٣
لایک
لایک
٥,١٠٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢٠٢

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١٨ دقیقه پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • زمان بندی را اشتباه کردن • در زمان نامناسب انجام دادن • دیر یا زود انجام دادن 🔸 مثال ها: • "The general mistimed the attack, and t ...

تاریخ
٢١ دقیقه پیش
دیدگاه
٠

🔸 مثال ها: • "The moment that she walked into the room, everyone fell silent. " همان لحظه ای که او وارد اتاق شد، همه سکوت کردند. • "I knew it was a ...

تاریخ
٢٣ دقیقه پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • موج شکن • دیواره ساحلی • سازه سنگی یا بتنی برای حفاظت از بندر در برابر امواج 🔸 مثال ها: • "The port was shielded from storms by a ...

تاریخ
٣ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • اگر چیزی شبیه اردک است، اردک است • ظاهر نشان دهنده حقیقت است • نشانه ها گویای واقعیت هستند 🔸 معنی دقیق: این عبارت برگرفته از یک ضر ...

تاریخ
٣ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • با حالت طلبکارانه / گستاخانه • با نگرش خاص و معمولاً منفی • با لحن و رفتار پرخاشگرانه • با ژست و حالت خاص 🔸 مثال ها: Don't talk t ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
His signature was an incomprehensible scrawl.
دیدگاه
٢

امضای او یک خط خطیِ غیر قابل خواندن بود. یا امضای او چیزی جز یک مشت خط های درهم و برهم و غیر قابل تشخیص نبود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
From a lay viewpoint the questionnaire is virtually incomprehensible.
دیدگاه
١

از دیدگاه یک فرد عادی، این پرسشنامه تقریبا غیرقابل فهم است. یا برای یک فرد غیرمتخصص، این پرسشنامه تقریبا نامفهوم است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In fact Polanski, unconventional at the best of times, takes us to the limit - and beyond.
دیدگاه
٢

در حقیقت، پولانسکی که حتی در بهترین روزگارش نیز فیلمسازی غیرمتعارف است، مخاطب را تا مرز تحمل – و حتی فراتر از آن – پیش می برد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The magazine describes him as having unconventional good looks.
دیدگاه
٠

این مجله او را فردی با چهره ای جذاب اما غیرمتعارف توصیف می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Each upset, heartache, when the heart will be as chaotic as the meat grinder.
دیدگاه
٥

این جمله یک تشبیه عاطفی و تلخه که حس درهم ریختگی، درد شدید، و فروپاشی روانی رو در مواجهه با غم و دل شکستگی توصیف می کنه. چرخ گوشت کوب اینجا نماد بی ر ...

جدیدترین پرسش‌ها

٨ رأی
تیک ٢ پاسخ
٤٣٧ بازدید
٩ رأی
١ پاسخ
٧٥٤ بازدید

تفاوت دو واژه formal  و official  همراه با ذکر مثال🙏🙏

٢ سال پیش
١١ رأی
٤ پاسخ
١١٣٩ بازدید
٩ رأی
٤ پاسخ
٤١١ بازدید

دو واژه home و house بیشتر اوقات به معنی خانه، منزل و محل زندگی استفاده می شوند. اما دارای تفاوت های ظریفی هستند که دانستن آنها، خالی از لطف نیست🙏

٢ سال پیش
٩ رأی
٥ پاسخ
٢٣٩٥ بازدید

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٣ پاسخ
٧٨ بازدید

It is three in the morning, and you are awake.  Not gently awake. Not the soft surfacing of someone who will drift back  down in a minute. You are awake the way a light is on. Your body is  exhausted — it has been asking for sleep for hours, and it is asking still. But  somewhere above the exhaustion, in a lit room of its own, a voice is talking.  And it will not stop.

١ هفته پیش
١ رأی

این متن یک توصیف ادبی از بی خوابی و بیداری ذهن در نیمه شب است. نکته اصلی آن این است که بدن کاملا خسته و آماده خواب است، اما ذهن همچنان فعال است و «خاموش نمی شود». ترجمه روان ساعت سه صبح است و تو ...

١ هفته پیش
٧ رأی
تیک ٣ پاسخ
٨٩ بازدید

نه گردون این چنین افتاده اکنون چنین بوده‌ست تا بوده‌ست گردون ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٤ رأی

برای بیت: جهان جمله هیچ و اهل جهان جمله هیچ ای هیچ، برای هیچ، بر هیچ مپیچ چند اصطلاح و ضرب‌المثل فارسی که از نظر معنا به آن نزدیک‌اند عبارت‌اند از: تا بوده، همین بوده. ✅ (کاملا مناسب) اشاره ...

١ هفته پیش
٦ رأی
تیک ٤ پاسخ
١١٦ بازدید

نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت چنین فرمود شاه نیک فرجام که منظورش کنند اهل نظر نام ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٦ رأی

در این دو بیت، واژه «نظر» و مشتق آن «منظور» در دو معنای متفاوت و زیبا به کار رفته است. این از آرایه‌های رایج در شعر کلاسیک فارسی است. بیت اول نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٧٧ بازدید

معنی وا ژی آپر (upper) در بافت فلسفی میتونه پسین باشه؟ مثلا  The upper paleolithic transition  میشه گفت: گذار پارینه‌سنگیِ پسین؟

٢ هفته پیش
٥ رأی

🔹 پاسخ کوتاه: بله، در این بافت، «upper» دقیقاً به معنای «پسین» (Later) است و ترجمه‌ی شما («گذار پارینه‌سنگیِ پسین») کاملاً صحیح است. 🔹 توضیح دقیق: در باستان‌شناسی و زمین‌شناسی، واژه‌های Upper ...

٢ هفته پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
١٠٢ بازدید

مترادف کلمه ی رفود

٢ هفته پیش
٤ رأی

کلمه "رفود" در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی، یک صفت عربی با ریشه باستانی است و نه تنها در فارسی امروز، بلکه حتی در متون کهن هم کاربردی ندارد. بنابراین، مترادف مستقیمی برای آن در زبان فارسی رایج وجود ندارد ...

٢ هفته پیش