٢ رأی
٣ پاسخ
٧٢ بازدید

It is three in the morning, and you are awake.  Not gently awake. Not the soft surfacing of someone who will drift back  down in a minute. You are awake the way a light is on. Your body is  exhausted — it has been asking for sleep for hours, and it is asking still. But  somewhere above the exhaustion, in a lit room of its own, a voice is talking.  And it will not stop.

١ هفته پیش
١ رأی

این متن یک توصیف ادبی از بی خوابی و بیداری ذهن در نیمه شب است. نکته اصلی آن این است که بدن کاملا خسته و آماده خواب است، اما ذهن همچنان فعال است و «خاموش نمی شود». ترجمه روان ساعت سه صبح است و تو ...

١ هفته پیش
٧ رأی
تیک ٣ پاسخ
٨٣ بازدید

نه گردون این چنین افتاده اکنون چنین بوده‌ست تا بوده‌ست گردون ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٤ رأی

برای بیت: جهان جمله هیچ و اهل جهان جمله هیچ ای هیچ، برای هیچ، بر هیچ مپیچ چند اصطلاح و ضرب‌المثل فارسی که از نظر معنا به آن نزدیک‌اند عبارت‌اند از: تا بوده، همین بوده. ✅ (کاملا مناسب) اشاره ...

١ هفته پیش
٦ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٠٨ بازدید

نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت چنین فرمود شاه نیک فرجام که منظورش کنند اهل نظر نام ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٦ رأی

در این دو بیت، واژه «نظر» و مشتق آن «منظور» در دو معنای متفاوت و زیبا به کار رفته است. این از آرایه‌های رایج در شعر کلاسیک فارسی است. بیت اول نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٧٦ بازدید

معنی وا ژی آپر (upper) در بافت فلسفی میتونه پسین باشه؟ مثلا  The upper paleolithic transition  میشه گفت: گذار پارینه‌سنگیِ پسین؟

٢ هفته پیش
٥ رأی

🔹 پاسخ کوتاه: بله، در این بافت، «upper» دقیقاً به معنای «پسین» (Later) است و ترجمه‌ی شما («گذار پارینه‌سنگیِ پسین») کاملاً صحیح است. 🔹 توضیح دقیق: در باستان‌شناسی و زمین‌شناسی، واژه‌های Upper ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
١٠١ بازدید

مترادف کلمه ی رفود

٢ هفته پیش
٤ رأی

کلمه "رفود" در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی، یک صفت عربی با ریشه باستانی است و نه تنها در فارسی امروز، بلکه حتی در متون کهن هم کاربردی ندارد. بنابراین، مترادف مستقیمی برای آن در زبان فارسی رایج وجود ندارد ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
٨٨ بازدید

برای این واژه برابری نوین تازه و پارسی پیشنهاد کنید که هیچ کدام از موارد زیر نباشد: عاملیت، نمایندگی، کنشوری، کارندگی، فاعلیت کاربری به نا ژاسپ از مصدر داختن بهره برده بود و این واژه را داخت‌وری یا داز‌وری برابر نهاده بود اما در واژ نام دهخدا، دکت معین و منابع آبادیس این مصدر دانستن معنا شده بود.   

٢ هفته پیش
٢ رأی

🔹 پیشنهادهای پارسیِ نوین برای «Agency»: ۱. کارْفرمانی (کار + فرمانی) به معنایِ «قدرتِ عمل و فرمان‌دهیِ مستقلانه». این واژه بر عاملیتِ فعالانه و هدفمند تأکید دارد و حسِ استقلالِ عمل را منتقل می‌ک ...

٢ هفته پیش
٨ رأی
تیک ٦ پاسخ
٢٣٧ بازدید

I spoke to the manager................................ A- whom you sent a letter to.  B- who you sent a letter to him. C-  that you sent a letter to him.  D- which you sent a letter.

٣ هفته پیش
١٠ رأی

دلیل: «Manager» شخص است، پس باید از ضمیر نسبی who/whom استفاده شود (نه which). «Whom» نقش مفعولی دارد (شما نامه را به او فرستادید). ساختار درست می‌تواند به دو شکل باشد: whom you sent a letter ...

٣ هفته پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٢٠٧ بازدید

میشه معنی این دوتا کلمرو بگید بهم(bastarb)و(scumbag)

٣ هفته پیش
٥ رأی

Bastard  🔸 معادل فارسی (با احتیاط): • (توهین‌آمیز) حرامزاده / نامشروع • (در زبان عامیانه) آدمِ بی‌شرف / حق‌نشناس / لعنتی • (در معنایِ قدیمی) فرزندِ نامشروع 🔸 معنی دقیق: "Bastard" در اصل ب ...

٣ هفته پیش
٥ رأی
تیک ٨ پاسخ
٢١٢ بازدید

A- Do you know the year in which the first western made in? B- Do you know the year in which the first western made?  C- Do you know the year in which the first western was made?  D- Do you know the year in which that  the first western was made?

٣ هفته پیش
٣ رأی

پاسخ صحیح: ✅ C- Do you know the year in which the first western was made? چرا گزینه C درست است؟ در عبارت the first western was made از مجهول (Passive Voice) استفاده شده است، زیرا فیلم ساخته م ...

٣ هفته پیش
٣ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٧٧ بازدید

No swag gap این جمله رو در فضای مجازی (تیک‌تاک) دیدم  ممنون میشم راهنمایی کنید

٥,٥٨٤
٣ هفته پیش
٢ رأی

🔸 معادل فارسی: • شکافِ سبک و کاریزما • تفاوتِ آشکار در جذابیتِ ظاهری، اعتمادبه‌نفس، یا سبکِ شخصی (بین دو نفر) • (در روابط عاشقانه یا دوستانه) ناهماهنگی در سطحِ "جذابیت کلی" 🔸 معنی دقیق: "Swag gap" ی ...

٣ هفته پیش
١