پرسش خود را بپرسید

برابر پارسی واژه agency

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٩٥

برای این واژه برابری نوین تازه و پارسی پیشنهاد کنید که هیچ کدام از موارد زیر نباشد:

عاملیت، نمایندگی، کنشوری، کارندگی، فاعلیت

کاربری به نا ژاسپ از مصدر داختن بهره برده بود و این واژه را داخت‌وری یا داز‌وری برابر نهاده بود اما در واژ نام دهخدا، دکت معین و منابع آبادیس این مصدر دانستن معنا شده بود.   

٧١٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٦٧

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود

واژه ساده بنگاه پیشنهاد میشود

٨٤,٩٦٣
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٦٨
برنزی
٢,٩١١
تاریخ
٣ هفته پیش

گُماشتِگی(یا گماردگی)

کارپردازی

سازمان-نهاد-دپترِ کار

٢٣,٢٧٠
طلایی
٤
نقره‌ای
١٠٦
برنزی
١٥٩
تاریخ
٣ هفته پیش

پاسخ هوش مصنوعی:

با درود و سپاس از پرسشِ دقیق و ریشه‌شناسانه‌تان.

پیش از هر چیز، باید به نکته‌ی بسیار مهمی که خودتان به آن اشاره کردید، بپردازیم. شما درست می‌گویید؛ در فرهنگ‌های معتبری همچون دهخدا و معین، مصدر «داختن» به معنای «دانستن» آمده است. بنابراین، واژه‌ی پیشنهادی «داخت‌وری / داز‌وری» که از این مصدر ساخته شده، ریشه‌ای اشتباه دارد و نمی‌تواند برابرنهادی درست برای مفهوم مدنظر باشد.

با این حال، برای یافتن برابرنهادی نوین و پارسی، نخست باید مفهوم اصلی را که به دنبال واژه‌ای برای آن هستیم، به‌درستی بشناسیم. با توجه به گزینه‌های ردشده (عاملیت، نمایندگی، کنشوری، کارندگی، فاعلیت), به نظر می‌رسد که به دنبال واژه‌ای برای مفهوم «عاملیت» یا «کارگزاری» هستیم؛ یعنی حالتی که کسی از سوی دیگری اختیار انجام کاری را دارد.

بر این پایه، چند پیشنهادِ واژه‌سازیِ نوینِ پارسی را که هم ساده و بیگانه‌ستیز هستند و هم این مفهوم را می‌رسانند، خدمتتان ارائه می‌کنم:

· گُماشتگی (Goomāshtegi): برگرفته از «گماشتن» (به معنای گماردن و منصوب کردن). این واژه به‌خوبی مفهوم «وکالت» یا «نمایندگیِ از سوی دیگری» را می‌رساند و از ساختاری کاملاً پارسی برخوردار است.

· واگذاری (Vāgozāri): به معنای سپردن و تفویض اختیار. این واژه هرچند رایج‌تر است، اما می‌تواند برابرنهادی دقیق برای «عاملیت» باشد؛ زیرا بر عملِ واگذار شدنِ اختیار از طرف اصلی به عامل دلالت دارد.

· اختیارداری (Ekhtiyārdāri): ترکیبی ساده و روان که به معنای «داشتن اختیار» است. این واژه به‌خوبی بر جنبه‌ی قدرت و تواناییِ انجامِ کار از سوی عامل تأکید می‌کند.

· کارداشت (Kārdāsht): برگرفته از «کار» و «داشتن» (به معنای در اختیار داشتنِ کار). این واژه می‌تواند به حالتِ «در دست داشتنِ امری» اشاره داشته باشد.

· فرمایندگی (Farmāyandegi): هرچند بار معناییِ فرماندهی دارد، اما در مفهوم «نمایندگیِ با اختیارِ کامل» نیز به کار می‌رود و ریشه‌ای کهن و پارسی دارد.

از میان این گزینه‌ها، «گُماشتگی» و «واگذاری» از همه دقیق‌تر و رساتر به نظر می‌رسند. امیدوارم این پیشنهادها برایتان سودمند باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش

🔹 پیشنهادهای پارسیِ نوین برای «Agency»:

۱. کارْفرمانی (کار + فرمانی)
به معنایِ «قدرتِ عمل و فرمان‌دهیِ مستقلانه». این واژه بر عاملیتِ فعالانه و هدفمند تأکید دارد و حسِ استقلالِ عمل را منتقل می‌کند.

۲. کنش‌وَرزی
ترکیبی از «کنش» و «ورزی» (به معنایِ تمرین و توانمندی). این واژه بر تواناییِ تأثیرگذاریِ فعال در محیط اشاره دارد و از «کنشوری» متمایز است.

۳. کارسامانی (کار + سامان + ی)
به معنایِ «سامان‌دهیِ امور با قدرتِ عمل». این واژه بر نقشِ سازمان‌دهنده و اجراییِ عامل تأکید دارد و بارِ مدیریتیِ نهادهایِ عامل را نیز دربرمی‌گیرد.

۴. توانِش (توان + اِش)
به معنایِ «قدرتِ انجامِ کار». این واژه بر ظرفیتِ عمل و قابلیتِ فردی یا نهادی برای تأثیرگذاری تأکید دارد و بسیار موجز و پارسی‌نواخت است.

۵. کارْگماری
به معنایِ «مأموریتِ عاملیت‌گونه» یا «اختیارِ عمل». این واژه برای زمینه‌هایِ نهادی و سازمانی مناسب است و بر تفویضِ اختیارِ عمل اشاره دارد.

٨٢١,٧٦١
طلایی
٧٩٧
نقره‌ای
٩,٢١٠
برنزی
٦,٩٢٦
تاریخ
٣ هفته پیش
١

پاسخ شما