پیشنهادهای حسین کتابدار (٣١,٦٦٧)
🔸 معادل فارسی: • روی گذشته خط کشیدن / گذشته را تمام شده تلقی کردن • ( در کاربرد روانشناسی و روابط ) گذشتن از اشتباهات یا خاطرات تلخ گذشته • ( در کار ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Paperwork و Desk job: Paperwork ( کاغذبازی ) به هر نوع کار نوشتاری و اداری ( خواه خسته کننده باشد یا نه ) اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • کارهای اداریِ کسل کننده / کارهای دفتریِ یکنواخت • ( در کاربرد عامیانه ) کارهای نوشتاری و کاغذیِ بی روح ( مانند پر کردن فرم ها و بای ...
🔸 معادل فارسی: • محصور کردن / در فضای بسته قرار دادن • ( در کاربرد روزمره ) محدود کردن ( در یک فضا ) • ( در کاربرد مجازی ) کسی را در یک موقعیت یا ن ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Pen up و Confine: Pen up ( در آغل کردن / حبس کردن ) به محبوس کردن ( اغلب برای حیوانات ) در یک فضای بسته اشاره دارد. Co ...
🔸 معادل فارسی: • حبس کردن / در جای بسته قرار دادن • ( در کاربرد روزمره ) محدود کردن ( در یک فضای کوچک ) • ( در کاربرد مجازی ) جلوی آزادی کسی را گرف ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Confine و Enclose: Confine ( محدود کردن ) به طور کلی به محدود کردن در یک فضا ( معمولاً رسمی تر ) اشاره دارد. Enclose ( ...
🔸 معادل فارسی: • کسی را در جای تنگ و کوچک محبوس کردن / زندانی کردن • ( در کاربرد روزمره ) کسی را محدود کردن یا در یک فضای بسته نگه داشتن • ( در کارب ...
🔸 معادل فارسی: • رایانه ی قلمی / رایانه ای که با قلم دیجیتال کنترل می شود • ( در کاربرد فناوری ) نوعی رایانه ی قابل حمل که ورودی آن از طریق یک قلم ( ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Pen pal و Email friend: Pen pal ( دوست مکاتبه ای ) به طور سنتی به نامه های کاغذی اشاره دارد. Keypal ( دوست ایمیل ی ) به ...
🔸 معادل فارسی: • دوست ایمیل ی / دوست مکاتبه ایِ دیجیتال • ( در کاربرد روزمره ) شخصی که با او از طریق ایمیل یا پیام رسان های الکترونیکی مکاتبه می کنی ...
🔸 مثال ها: She has had a pen friend in France for over ten years. او بیش از ده سال است که یک دوست مکاتبه ای در فرانسه دارد. The school arranged ...
🔸 نکته: انواع اصلی خدمات اضطراری: پلیس ( Police ) : حفظ نظم و امنیت عمومی آتشنشانی ( Fire Service ) : اطفای حریق و عملیات نجات اورژانس پزشکی ( EMS ) ...
🔸 معادل فارسی: • خدمات اضطراری / خدمات امدادی • ( در کاربرد عمومی ) سازمان هایی که در مواقع بحران ( آتش سوزی، تصادف، یا حوادث پزشکی ) به کمک مردم می ...
🔸 نکته: تفاوت این مقام با Fire Chief و Captain: Fire Chief ( رئیس آتشنشانی ) بالاترین مقام اجرایی و اداری سازمان است. Captain ( کاپیتان ) فرمانده ی ...
🔸 معادل فارسی: • فرمانده گردان ( در آتشنشانی ) • ( در کاربرد سازمانی ) بالاترین مقام عملیاتی در یک شیفت کاری آتشنشانی • ( در کاربرد عمومی ) افسر ار ...
تفاوت با مفاهیم مشابه: Pack of lies ( یک دسته دروغ / مجموعه ای از دروغ ها ) به گروهی از دروغ ها اشاره دارد که ممکن است لزوماً به یکدیگر مرتبط نباشند ...
🔸 معادل فارسی: • دروغ های پشت سر هم / انباشت دروغ بر دروغ • ( در کاربرد انتقادی ) مجموعه ای از دروغ ها که بر اساس دروغ های قبلی ساخته شده اند • ( در ...
🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) منطقه ی دوستی / دوست باشی • ( فعل ) کسی را در جایگاه �دوست� قرار دادن ( نه شریک عاطفی ) • ( در کاربرد روابط عاطفی ) موقعیت ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Instruction و Order: Instruction ( دستورالعمل / راهنما ) به توضیحات گام به گام برای انجام یک کار ( معمولاً جزئی تر ) اشار ...
🔸 معادل فارسی: • روان نگاری / روان شناختی ( در زمینه ی بازاریابی و تحقیقات مصرف کننده ) • ( در کاربرد تحقیقاتی ) مربوط به مطالعه ی ویژگی های روانشن ...
🔸 مثال ها: The Big Five model is widely used in personality psychology research. مدل پنج عاملی بزرگ به طور گسترده در پژوهش های روانشناسی شخصیت است ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Characteristic و Temperament: Characteristic ( ویژگی ) یک واژه ی عمومی تر برای هر نوع صفت ( فیزیکی، رفتاری، یا شخصیتی ) ا ...
🔸 معادل فارسی: • ویژگی شخصیتی / خصلت رفتاری • ( در کاربرد روانشناسی ) یکی از الگوهای پایدار در تفکر، احساس، و رفتار که افراد را از یکدیگر متمایز می ...
🔸 مثال ها: The information was released in drips rather than all at once. اطلاعات به جای یکباره، به صورت قطره قطره ( تدریجی ) منتشر شد. The gove ...
کاندومینیوم ( با تأکید بر هجای چهارم ) 🔸 معادل فارسی: • آپارتمان ( به صورت ملک شخصی ) / واحد مسکونی ( با مالکیت اختصاصی ) • ( در کاربرد حقوقی ) نو ...
🔸 مثال ها: Don't fret; everything will be fine. نگران نباش؛ همه چیز درست می شود. Don't fret over small mistakes. نگران اشتباهات کوچک نباش. She ...
املاء صحیح آن ؛ Don't fret
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Depersonalization ( مسخ شخصیت ) : Depersonalization ( مسخ شخصیت ) به احساس جدایی از خود، افکار، یا بدن خود گفته می شود ( ا ...
🔸 معادل فارسی: • مسخ واقعیت / خارج شدگی از واقعیت • ( در کاربرد روانشناسی ) احساسی که در آن فرد، محیط اطراف را غیرواقعی، بی گانه، یا رویاگونه درک می ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Lasting و Persistent: Lasting ( پایدار / ماندگار ) به چیزی گفته می شود که برای مدت طولانی ادامه دارد ( معمولاً مثبت ) . ...
🔸 معادل فارسی: • شورای خصوصی ( بریتانیا ) • ( در کاربرد تاریخی و حقوقی ) نهاد مشورتی عالی در نظام پادشاهی بریتانیا • ( در کاربرد قانونی ) بالاترین ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Reparations و Restorative justice: Reparations ( غرامت / جبران خسارت ) یک واژه ی کلی تر برای هر نوع جبران خسارت ( جنگی، ا ...
🔸 معادل فارسی: • غرامت برده داری / جبران خسارت برده داری • ( در کاربرد حقوقی و سیاسی ) پرداخت یا اقدامی برای جبران ظلم های تاریخی ناشی از برده داری ...
🔸 معادل فارسی: • غلظت / تراکم ( یک ماده در یک محلول یا بافت ) • ( در کاربرد پزشکی و داروشناسی ) میزان تجمع یک ماده ( مانند دارو یا ماده ی شیمیایی ) ...
🔸 معادل فارسی: • زمینه سازی کردن برای / مقدمات چیزی را فراهم کردن • ( در کاربرد روزمره ) به تدریج به سمت یک رویداد یا نقطه ی اوج حرکت کردن • ( در کا ...
🔸 معادل فارسی: • زیست شیمیدان / بیوشیمیدان • ( در کاربرد علمی ) متخصص در مطالعه ی فرآیندهای شیمیایی در موجودات زنده • ( در کاربرد پژوهشی ) کسی که در ...
🔸 معادل فارسی: • خیرخواهِ افراطی / اصلاح طلبِ بی پروا • ( در کاربرد تحقیرآمیز ) کسی که با اقدامات خیرخواهانه اما اغلب بی نتیجه یا مزاحم، سعی در کمک ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Humanitarian و Philanthropist: Humanitarian ( بشردوست ) به فردی گفته می شود که به طور جدی و حرفه ای به کمک به انسان ها ( ...
🔸 نکته: کاربرد در قوانین بریتانیا: این عبارت بخشی از قانون نظم عمومی ( Public Order Act 1986 ) در بریتانیا است که بر اساس آن، استفاده از کلمات یا رف ...
🔸 معادل فارسی: • ایجاد ترس یا پریشانی / ایجاد نگرانی یا ناراحتی روانی • ( در کاربرد حقوقی بریتانیا ) رفتاری که باعث ایجاد احساس ترس، نگرانی، یا پریش ...
اُپِیک ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 مثال ها: فیزیکی: The glass is opaque and you can't see through it. این شیشه کدر است و نمی توانی از آن ببینی. مج ...
🔸 معادل فارسی: • بداقبال / نامبارک / شوم • ( در کاربرد تاریخی و خبری ) چیزی که از ابتدا محکوم به شکست یا فاجعه بوده است • ( در کاربرد روزمره ) رویدا ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Much less و Not to mention: Much less ( چه رسد به / به ویژه نه ) دقیقاً به همان معناست و اغلب به جای let alone استفاده م ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با No experience و Inexperienced: No experience ( بدون تجربه ) یک عبارت عمومی تر برای اشاره به نداشتن تجربه است. Inexperi ...
🔸 معادل فارسی: • صفر تجربه / هیچ گونه تجربه ای نداشتن • ( در کاربرد کاری و شغلی ) کاملاً تازه کار بودن • ( در کاربرد روزمره ) عدم آشنایی یا سابقه ی ...
🔸 معادل فارسی: • محافظ / نگهبان ( به ویژه همراه شخصیت های مهم ) • ( در کاربرد سیاسی و امنیتی ) فردی که مسئول مراقبت و همراهی یک مقام یا شخصیت برجست ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Bodyguard و Guardian: Bodyguard ( محافظ شخصی / بادیگارد ) به فردی گفته می شود که وظیفه ی حفاظت فیزیکی از یک شخص را بر عهد ...
طبقه بندی 1 - Y یک کد در سامانه ی سربازی ( Selective Service System ) آمریکا بود که در دوران جنگ ویتنام برای افرادی به کار می رفت که به دلایل پزشکی، ...
عبارت "fake bone spurs" ( خار استخوانی جعلی ) به اتهامی اشاره دارد که دونالد ترامپ برای فرار از سربازی در جنگ ویتنام، تشخیص پزشکی خار استخوان را جعل ...