پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٨,٢٩٩)
🔸 معادل فارسی: • ( حقوقی ) دور زدن، کنار زدن ( قانون، ممنوعیت ) • ( مجازی ) پرهیز از، طفره رفتن از ( رعایت یک قانون ) • از زیر چیزی در رفتن ( با ا ...
لیت - مَس ( تکیه روی "لیت" ) 🔸 معادل فارسی: • ( مجازی، سیاسی ) محک، آزمون، معیار سنجش • شاخص تعیین موضع 🔸 مثال ها: "For hardline conservatives, ...
🔸 معادل فارسی: • ( سیاسی ) افشای اخلاقی کنگره، گزارش های شفافیت اخلاقی • اسناد ثبت شده هزینه های سفر قانونگذاران ( برای رعایت اصول اخلاقی ) • فرم ه ...
🔸 معادل فارسی: • بنیاد آموزشی آمریکا - اسرائیل ( American Israel Education Foundation ) • بازوی خیریه و آموزشی AIPAC • نهاد تأمین کننده سفرهای قانو ...
🔸 معادل فارسی: • ایپک ( مخفف American Israel Public Affairs Committee ) • کمیته امور عمومی آمریکا - اسرائیل • لابی قدرتمند حامی اسرائیل در آمریکا � ...
🔸 معادل فارسی: • ( علوم اجتماعی ) جمعیت شناسی، آمار حیاتی • مطالعه ساختار و تغییرات جمعیت ( باروری، مرگ ومیر، مهاجرت، سالخوردگی ) • ترکیب جمعیتی ( ...
🔸 به مکانی گفته می شود که تولیدکنندگان غیرقانونی مواد مخدر، پسماندهای شیمیایی سمی، مواد اولیه مصرف شده، تجهیزات آزمایشگاهی ( مانند راکتورها، ظروف شی ...
🔸 معادل فارسی: • ( داروشناسی ) اپیوئید مصنوعی، مخدر مصنوعی • ماده شبه تریاک سنتتیک ( تولید شده در آزمایشگاه ) • داروی مسکن سنتتیک ( در کاربرد قانون ...
🔸 BMK مخفف Benzyl Methyl Ketone ( بنزیل متیل کتون ) است که با نام فنیل استون ( Phenylacetone ) یا P - 2 - P نیز شناخته می شود. این ماده یک پیش ماده ...
🔸 معادل فارسی: • ( قاچاق مواد ) محل ترکیب و بسته بندی ( هروئین ) • کارگاه ترکیب و بسته بندی ( مواد مخدر ) • سایت برش و بسته بندی ( اصطلاح تخصصی ) ...
🔸 معادل فارسی: • ( فیزیکی ) روی چیزی پا گذاشتن، رد شدن • ( مجازی ) نادیده گرفتن، از کنار چیزی گذشتن ( به عمد یا از روی بی توجهی ) • ( در روابط ) رد ...
🔸 معادل فارسی: تشکیل یخ، فرایند یخ زدگی ایجاد و شکل گیری بلورهای یخ در آب، هوا، یا سطوح مختلف ( در اتمسفر، سطح زمین، دریا، سازه ها و… ) 🔸 توضیح کو ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) انزال مهارشده، انزال بازداشته شده • اختلال در رسیدن به انزال ( با وجود تحریک کافی ) • ( مترادف ) انزال تأخیری ( delayed ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) انزال تأخیری، دیرانزالی • اختلال تأخیر در انزال ( از نظر بالینی ) • انزال دیررس 🔸"Retarded ejaculation" یک اصطلاح پزشکی ...
ری - سو - پاین ( تکیه روی "سو" و "پاین" ) 🔸 معادل فارسی: • ( نادر ) به پشت خوابیده، طاقباز • ( تشریحی/گیاه شناسی ) برگشته، واژگون ( با سطح زیرین رو ...
رِت - ی - سِن - سی ( تکیه روی "رِت" ) 🔸 معادل فارسی: • ( کهن ) سکوت، خاموشی • ( رفتاری ) کم حرفی، کم گویی، اهل سکوت بودن • ( شخصیتی ) درونگرایی، مح ...
🔸 معادل فارسی: • ( حقوقی ) بازگرداندن، مسترد کردن ( مال، حق، اموال غصب شده ) • ( مالی ) جبران کردن، غرامت دادن • ( عمومی ) احیا کردن، بازسازی کردن، ...
🔸 معادل فارسی ( بر اساس بافت ) : • ( خلاصه کننده ) بالاخره، نهایتاً، در پایان • ( تغییر موضوع ) به هر حال، خلاصه • ( ابراز رهایی ) سرانجام، بالاخره ...
🔸 معادل فارسی: اسم: • ( اسب سواری ) لگام، افسار • ( تشبیهی ) مهار، کنترل فعل ( متعدی ) : • لگام زدن، افسار زدن ( به اسب ) • ( مجازی ) مهار کردن، کن ...
ابسوردیسم ( ابزوردیسم ) یک مکتب فکری و فلسفی است که حول ایده ی �پوچی� شکل گرفته، اما با نیهیلیسم یکی نیست. 🔹 تعریف هسته ای ابسوردیسم به تعارض بین د ...
🔸 معادل فارسی: • تفسیر روند، تحلیل روند • معنا کردن الگوهای داده ( در طول زمان ) • نتیجه گیری از جهت و شدت تغییرات 🔸 "Interpreting a trend" به فرآ ...
🔸 معادل فارسی: • ( تحلیل داده ) روند نمایه شده، روند شاخص گذاری شده • ( بازار مالی ) روند مبتنی بر شاخص، روند شاخص • ( تحلیل جستجو ) شاخص محبوبیت رو ...
🔸 معادل فارسی: • ( شیمی ) محصولات میانی، محصولات واسطه • ( تولید مواد مخدر ) ترکیبات نیمه ساخته، مواد اولیه نیمه فرآوری شده • ( زنجیره تولید ) خروجی ...
اسم 🔸 معادل فارسی: • ( صنعتی ) توان تولید، ظرفیت خروجی • نرخ تولید، حجم تولید در واحد زمان • ( در بافت آزمایشگاه های مواد مخدر ) راندمان تولید، خرو ...
🔸 مثال ها: "The arrest of a key logistics coordinator caused a temporary disruption in the trafficking network, but operations resumed within two w ...
🔸 معادل فارسی: • ( جغرافیا ) نواحی اطراف، حومه ( شهر یا مکان ) • پیرامون، محیط اطراف • ( در متون رسمی ) حومه ها، مناطق هم جوار 🔸 مثال ها: "The en ...
🔸"Environ" به عنوان اسم، واژه ای نادر و تا حدی کهن است. کاربرد امروزی آن تقریباً به طور کامل جای خود را به واژه "environment" ( محیط ) داده است . با ...
فعل 🔸 معادل فارسی: • ( ادبی ) احاطه کردن، در بر گرفتن • فرا گرفتن، محصور کردن • دور تا دور چیزی را گرفتن 🔸 مثال ها: "The valley is environed by hi ...
🔸 معادل فارسی: • ( امنیتی ) نفوذ، رخنه • ( قاچاق ) راه یابی، نفوذ به درون ( سیستم های قانونی ) • ( در بافت دریایی ) نفوذ به مسیرهای کشتیرانی 🔸 مثا ...
🔸 معادل فارسی: • ( مواد مخدر ) عصاره ها، اسانس ها • ( فرآورده ) عصاره گیری شده، اشکال تغلیظ شده • ( در بافت مواد ) ترکیبات استخراج شده با خلوص بالا ...
🔸 معادل فارسی: • ( صنعتی ) تولید تاب آور، تولید مقاوم در برابر اختلال • ( اقتصادی ) تولید انعطاف پذیر، تولید پایدار در برابر بحران • ( مدیریت زنجیره ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) درمان ترتیبی، درمان مرحله ای • ( روانشناسی ) درمان پله ای، درمان گام به گام • رویکرد درمانی متوالی ( اول درمان یک اختلال، ...
🔸 معادل فارسی: • ( روانشناسی/پزشکی ) مراقبت آگاهانه از تروما • رویکرد آگاه به آسیب های روانی • مراقبت تروما - آگاه • درمان مبتنی بر درک تأثیر تروما ...
🔸 معادل فارسی: • ( داروشناسی ) داروهای Z، زد - داروها • داروهای غیربنزودیازپینی خواب آور ( Non - Benzodiazepine Hypnotics ) • گروه دارویی zolpidem، ...
معادل فارسی: • ( داروشناسی ) خواب آورها، داروهای خواب آور • ( پزشکی ) هیپنوتیک ها، داروهای القاکننده خواب • ( در متون تخصصی ) عوامل خواب زا، سِداتیو ...
🔸 معادل فارسی: • ( روان پزشکی ) اختلال عصبی - تحولی، اختلال عصبی رشدی • اختلال عصب تکاملی • گروهی از اختلالات که بر رشد و تکامل مغز و سیستم عصبی تأث ...
معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اختلال شخصیت • اختلال شخصیتی • بیماری های پایدار و فراگیر در الگوهای تفکر، هیجان، و رفتار فرد 🔸 "Personality disorder" ...
🔸 معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اختلال خلقی • اختلال عاطفی، اختلال خلق • بیماری های مرتبط با نوسانات شدید خلق و خو 🔸 "Mood disorder" یک اصطلاح چتری ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) پایبندی پایین ( به درمان ) ، تبعیت ضعیف ( از رژیم درمانی ) • عدم همکاری بیمار در مصرف منظم داروها • پیروی نکردن از دستور ...
🔸 معادل فارسی: • مراقبت دارویی، درمان دارویی ( تحت نظارت ) • مدیریت تداخلات دارویی ( با سایر درمان های مصرف مواد ) • مراقبت فارماکولوژیک 🔸 "Pharm ...
🔸 معادل فارسی ( در جمله مورد نظر ) : • ( پزشکی ) رویکرد جامع، راهبرد همه جانبه • ( مدیریت درمان ) روش فراگیر ( شامل شناسایی زودهنگام، ارزیابی، برنام ...
🔸 معادل فارسی: • خدمات هماهنگ، خدمات هماهنگ شده • خدمات یکپارچه ( روانپزشکی، دارویی، اعتیاد، و حمایت اجتماعی ) • رویکرد چندوجهی هماهنگ 🔸 "Coordina ...
🔸 معادل فارسی: • مراقبت موازی سنتی • رویکرد سنتی ( درمان جداگانه اختلالات روانی و اعتیاد در دو مرکز متفاوت ) • درمان غیریکپارچه، درمان بدون هماهنگی ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) مراقبت یکپارچه، درمان هماهنگ • ( روانپزشکی ) درمان همزمان اختلالات روانی و اعتیاد • رویکرد جامع درمانی ( بدون تفکیک بیمار ...
اِگزَ - سَر - بِیت ( تکیه روی "زَ" ) 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی/روانشناسی ) تشدید کردن، بدتر کردن ( وضعیت، بیماری، علائم ) • ( عمومی ) وخیم تر کردن، ...
🔸 معادل فارسی: • ( اجتماعی/سیاسی ) جداسازی، تفکیک ( نژادی، جنسیتی، قومی ) • ( حقوقی ) آپارتاید، جدایی گزینی • ( علوم ) تفکیک ( مواد، ذرات، وظایف ) ...
🔸 معادل فارسی: • ( علمی ) کنش متقابل چرخه ای، تعامل چرخه ای • ( اجتماعی ) رابطه دوطرفه و بازگشتی ( تأثیر متقابل پدیده ها بر هم ) • ( روانشناسی ) ال ...
مار - جی - نَ - لای - زِی - شِن ( تکیه روی "زِی" ) 🔸 معادل فارسی: • ( جامعه شناسی ) به حاشیه رانده شدن، طرد اجتماعی • ( سیاسی ) کنار گذاشتن ( از قد ...
🔸 معادل فارسی: • ( آماری ) هم رخدادی، هم وقوعی • ( پزشکی ) هم بودی ( comorbidity ) • ( زبان شناسی ) همنشینی ( واژگان ) • وقوع همزمان دو رویداد یا ...
🔸 معادل فارسی: • فراوانی، شیوع ( در آمار و پژوهش ) مثال: "The study examined the commonality of anxiety disorders among college students. " این مط ...