🔸 معادل فارسی:
• شروع دوباره با ( کسی یا چیزی )
• فراموش کردنِ اختلافاتِ گذشته و شروعِ تازه
• پاک کردنِ پرونده ی قبلی / بخشیدنِ اشتباهاتِ گذشته
🔸 مثال:
۱. "The new US administration signaled a desire for a clean slate with Iran, but the tensions over the nuclear program made it difficult. "
... [مشاهده متن کامل]
دولتِ جدیدِ آمریکا تمایلِ خود را برایِ شروعِ دوباره با ایران اعلام کرد، اما تنش هایِ هسته ای این کار را دشوار کرد.
۲. "After decades of hostility, the two neighboring countries agreed to a clean slate with each other, focusing on economic cooperation. "
پس از دهه ها خصومت، دو کشورِ همسایه بر سرِ شروعِ دوباره با یکدیگر توافق کردند و بر همکاریِ اقتصادی تمرکز کردند.
۳. "The CEO offered a clean slate with the company's former critics, promising transparency and reform. "
مدیرعامل به منتقدانِ سابقِ شرکت پیشنهادِ شروعِ دوباره داد و قولِ شفافیت و اصلاحات را داد.
• شروع دوباره با ( کسی یا چیزی )
• فراموش کردنِ اختلافاتِ گذشته و شروعِ تازه
• پاک کردنِ پرونده ی قبلی / بخشیدنِ اشتباهاتِ گذشته
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
دولتِ جدیدِ آمریکا تمایلِ خود را برایِ شروعِ دوباره با ایران اعلام کرد، اما تنش هایِ هسته ای این کار را دشوار کرد.
پس از دهه ها خصومت، دو کشورِ همسایه بر سرِ شروعِ دوباره با یکدیگر توافق کردند و بر همکاریِ اقتصادی تمرکز کردند.
مدیرعامل به منتقدانِ سابقِ شرکت پیشنهادِ شروعِ دوباره داد و قولِ شفافیت و اصلاحات را داد.