🔸 معادل فارسی:
• پاکسازیِ مین / مین زدایی
• خنثی سازی و جمع آوریِ مین هایِ زمینی
• عملیاتِ پاکسازیِ مناطقِ آلوده به مین
• تفاوتِ آن با "mine clearance" بسیار ناچیز است و این دو معمولاً به جایِ هم استفاده می شوند.
... [مشاهده متن کامل]
• در متونِ نظامی، "de - mining" با اصطلاحاتِ دیگری مثل "demining" ( بدون خطِ تیره ) و "mine action" نیز شناخته می شود.
🔸 مثال:
"The UN has launched a de - mining operation in southern Lebanon to clear landmines left from the recent conflict. "
سازمانِ ملل یک عملیاتِ مین زدایی در جنوبِ لبنان برایِ پاکسازیِ مین هایِ باقی مانده از درگیریِ اخیر آغاز کرده است.
"De - mining teams have cleared over 5, 000 acres of agricultural land in Ukraine since the ceasefire. "
تیم هایِ مین زدایی از زمانِ آتش بس، بیش از ۵۰۰۰ هکتار از زمین هایِ کشاورزی را در اوکراین پاکسازی کرده اند.
"The government has allocated $50 million for de - mining efforts in border regions affected by the war. "
دولت ۵۰ میلیون دلار برایِ تلاش هایِ مین زدایی در مناطقِ مرزیِ جنگ زده اختصاص داده است.
• پاکسازیِ مین / مین زدایی
• خنثی سازی و جمع آوریِ مین هایِ زمینی
• عملیاتِ پاکسازیِ مناطقِ آلوده به مین
• تفاوتِ آن با "mine clearance" بسیار ناچیز است و این دو معمولاً به جایِ هم استفاده می شوند.
... [مشاهده متن کامل]
• در متونِ نظامی، "de - mining" با اصطلاحاتِ دیگری مثل "demining" ( بدون خطِ تیره ) و "mine action" نیز شناخته می شود.
🔸 مثال:
سازمانِ ملل یک عملیاتِ مین زدایی در جنوبِ لبنان برایِ پاکسازیِ مین هایِ باقی مانده از درگیریِ اخیر آغاز کرده است.
تیم هایِ مین زدایی از زمانِ آتش بس، بیش از ۵۰۰۰ هکتار از زمین هایِ کشاورزی را در اوکراین پاکسازی کرده اند.
دولت ۵۰ میلیون دلار برایِ تلاش هایِ مین زدایی در مناطقِ مرزیِ جنگ زده اختصاص داده است.
مین روبی
ماین پاکی
خنثی سازی مین ، پاک سازی مین