kinetic conflict

پیشنهاد کاربران

کای - نِت - یک ( با تأکید بر هجای دوم )
🔸 معادل فارسی:
• درگیریِ جنبشی / درگیریِ فیزیکی ( نظامیِ مستقیم )
• جنگِ متعارف / درگیریِ مسلحانه
• رویاروییِ نظامیِ مستقیم ( در مقابلِ جنگِ سایبری یا دیپلماتیک )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "The general warned that any further provocation could escalate into a kinetic conflict. "
ژنرال هشدار داد که هر تحریکِ دیگری می تواند به یک درگیریِ نظامیِ مستقیم منجر شود.
• "Instead of a kinetic response, the government opted for economic sanctions and cyber operations. "
به جایِ واکنشِ نظامیِ مستقیم، دولت تحریم هایِ اقتصادی و عملیاتِ سایبری را انتخاب کرد.
• "The region has seen a shift from kinetic conflicts to hybrid warfare, combining military and non - military tactics. "
منطقه شاهدِ تغییر از درگیری هایِ نظامیِ مستقیم به جنگِ ترکیبی بوده است که تاکتیک هایِ نظامی و غیرنظامی را با هم تلفیق می کند.
• "Kinetic strikes were carried out against militant camps across the border. "
حملاتِ نظامیِ مستقیم علیه اردوگاه هایِ شبه نظامی در آن سویِ مرز انجام شد.