plenty in between

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کلی گزینه / چیزهایِ وسط / مواردِ میانی وجود دارد
• بسی چیزها در این میان هست
• غیر از این دو، خیلی مواردِ دیگر هم هست
🔸 مثال ها:
• "Some people love spicy food, others hate it – but there's plenty in between. "
...
[مشاهده متن کامل]

بعضی ها غذایِ تند را دوست دارند، بعضی دیگر از آن متنفرند – اما خیلی ها هم بینِ این دو هستند.
• "The policy isn't just about full sanctions or no sanctions; there's plenty in between. "
سیاست فقط درباره یِ تحریمِ کامل یا بدونِ تحریم نیست؛ گزینه هایِ زیادی بینِ این دو وجود دارد.
• "You don't have to be either a workaholic or lazy – there's plenty in between. "
لازم نیست یا معتادِ کار باشی یا تنبل – حالت هایِ زیادی بینِ این دو هست.