you mean thing

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
You mean thing! You broke my favorite cup.
پدرسوخته! فنجون مورد علاقه ام را شکستی. ( لحن جدی )
He looked at her and said, "You mean thing!" after she playfully stole his hat.
بعد از اینکه او با شوخی کلاهش را دزدید، به او نگاه کرد و گفت: تو خیلی شیطونی! ( لحن شوخ و دوستانه )
...
[مشاهده متن کامل]

You mean thing, why didn’t you answer my call? I was so worried.
پدرسوخته ( از روی محبت ) ، چرا جواب زنگم را ندادی؟ خیلی نگران بودم. ( لحن عاطفی )

( محاوره، در خطاب به بچه )
پدرسوخته!
حرامزاده!
_________________به نقل از هزاره