🔸 معادل فارسی:
• از کاه، کوه ساختن
• یک موضوع ساده را بیش از حد پیچیده یا بزرگ جلوه دادن
• وقت و انرژی زیادی را صرف کاری کوچک و بی اهمیت کردن
🔸 مثال ها:
It’s just a minor mistake—don’t make a meal of it.
... [مشاهده متن کامل]
این فقط یک اشتباه کوچک است—از آن کوه نساز ( بزرگش نکن ) .
She made a meal of the presentation, adding unnecessary details.
او ارائه را بیش از حد پیچیده کرد و جزئیات غیرضروری به آن اضافه کرد.
He makes a meal of every simple task.
او هر کار ساده ای را بیش از حد بزرگ و پیچیده می کند.
The media made a meal of the politician’s minor error.
رسانه ها از یک اشتباه کوچک آن سیاستمدار، کوهی ساختند.
• از کاه، کوه ساختن
• یک موضوع ساده را بیش از حد پیچیده یا بزرگ جلوه دادن
• وقت و انرژی زیادی را صرف کاری کوچک و بی اهمیت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این فقط یک اشتباه کوچک است—از آن کوه نساز ( بزرگش نکن ) .
او ارائه را بیش از حد پیچیده کرد و جزئیات غیرضروری به آن اضافه کرد.
او هر کار ساده ای را بیش از حد بزرگ و پیچیده می کند.
رسانه ها از یک اشتباه کوچک آن سیاستمدار، کوهی ساختند.
مته به خشخاش گذاشتن
معنی دیگر این اصطلاح که با معنی اول آن متفاوت است:
to eat only a large portion of one kind of food as an entire meal:
There were lots of salad makings, so we fixed a large salad and made a meal of it
... [مشاهده متن کامل]
We had tons of leftovers turkey after the festival, so the next day we sat down and made a meal of it
... [مشاهده متن کامل]
یعنی یک نفر یه کاری انقدر طولش بده که انگار میخواد باهاش غذا درست کنه
آپولو هوا کردن
آپولو هوا کردن
چیزی را بی دلیل بزرگ کردن
بی جهت به چیزی اهمیت دادن
بی جهت به چیزی اهمیت دادن
لفت دادن انجام کاری
وقت زیادی گذاشتن برای انجام کاری
وقت زیادی گذاشتن برای انجام کاری
بیش ازحدنیازبرای انجام چیزی وقت صرف کردن
بیش از حد برای چیزی وقت گذاشتن
بیش از حد برای چیزی تلاش کردن
یعنی و تلاش زیاد برای انجام کاری