🔸 معادل فارسی:
• ( نگاه کردن از روی علاقه ) از روی کنجکاوی یا جذابیت به کسی نگاه کردن، ورانداز کردن
• ( ارزیابی ) بررسی کردن، ارزیابی کردن ( توانایی ها یا وضعیت کسی )
• ( در بافت دوستیابی ) نگاه بغل انداختن، زیرچشمی نگاه کردن ( با هدف جلب توجه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( جذابیت فیزیکی )
"I caught him checking out my friend instead of talking to me. "
دستش را رو کردم که داشت دوستم رو ورانداز می کرد به جای اینکه با من حرف بزنه.
( ارزیابی شغلی )
"Before we sign the contract, let's check the new partner out thoroughly. "
قبل از امضای قرارداد، بیا طرف جدید رو خوب بررسی کنیم.
( در باشگاه ورزشی – ارزیابی مهارت )
"The coach checked out the new players during training. "
مربی توی تمرین بازیکن های جدید رو ارزیابی کرد.
( زبان عامیانه – تحسین غیرمستقیم )
"You should check out that waiter – he's really cute. "
باید اون پیشخدمت رو ببینی – واقعاً بامزه است.
• ( نگاه کردن از روی علاقه ) از روی کنجکاوی یا جذابیت به کسی نگاه کردن، ورانداز کردن
• ( ارزیابی ) بررسی کردن، ارزیابی کردن ( توانایی ها یا وضعیت کسی )
• ( در بافت دوستیابی ) نگاه بغل انداختن، زیرچشمی نگاه کردن ( با هدف جلب توجه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( جذابیت فیزیکی )
دستش را رو کردم که داشت دوستم رو ورانداز می کرد به جای اینکه با من حرف بزنه.
( ارزیابی شغلی )
قبل از امضای قرارداد، بیا طرف جدید رو خوب بررسی کنیم.
( در باشگاه ورزشی – ارزیابی مهارت )
مربی توی تمرین بازیکن های جدید رو ارزیابی کرد.
( زبان عامیانه – تحسین غیرمستقیم )
باید اون پیشخدمت رو ببینی – واقعاً بامزه است.