🔸 معادل فارسی:
• ( ضرب و شتم ) کتک زدن ( محکم و پشت سر هم ) ، حسابی زدن، لت و پار کردن
• ( ورزش و رقابت ) از هر نظر بر کسی برتری پیدا کردن، خرد کردن, کوبیدن
• ( انتقاد شدید ) تند و بی امان مورد انتقاد قرار دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( کتک زدن فیزیکی – فیلم اکشن )
"The hero whaled on the villain until he begged for mercy. "
قهرمان آنقدر زد و کوبید ( بر سر شرور کوبید ) تا التماس کرد ولش کند.
( تخریب اشیاء با ابزار )
"He whaled on the old wall with a sledgehammer to bring it down.
با پتک آنقدر به دیوار قدیمی کوبید تا آن را فرو ریخت.
( شکست در ورزش )
"The visiting team whaled on us, and we lost by 30 points. "
تیم میهمان ما را خرد کرد و ما با ۳۰ امتیاز اختلاف باختیم.
( انتقاد کلامی – جلسه اداری )
"The manager whaled on the sales team for the poor quarterly results. "
مدیر به خاطر نتایج ضعیف سه ماهه، تیم فروش را مورد انتقاد شدید ( کوبید ) قرار داد.
• ( ضرب و شتم ) کتک زدن ( محکم و پشت سر هم ) ، حسابی زدن، لت و پار کردن
• ( ورزش و رقابت ) از هر نظر بر کسی برتری پیدا کردن، خرد کردن, کوبیدن
• ( انتقاد شدید ) تند و بی امان مورد انتقاد قرار دادن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها ( با ترجمه فارسی ) :
( کتک زدن فیزیکی – فیلم اکشن )
قهرمان آنقدر زد و کوبید ( بر سر شرور کوبید ) تا التماس کرد ولش کند.
( تخریب اشیاء با ابزار )
با پتک آنقدر به دیوار قدیمی کوبید تا آن را فرو ریخت.
( شکست در ورزش )
تیم میهمان ما را خرد کرد و ما با ۳۰ امتیاز اختلاف باختیم.
( انتقاد کلامی – جلسه اداری )
مدیر به خاطر نتایج ضعیف سه ماهه، تیم فروش را مورد انتقاد شدید ( کوبید ) قرار داد.
حمله به رقیب