tuck someone in

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( پدر و فرزند – رایج ترین )
"Every night, my mom would read me a story and tuck me in. "
هر شب مامان برام یه داستان می خوند و بعد منو به رختخواب برد و خوابوند.
( در بیمارستان )
...
[مشاهده متن کامل]

"The nurse tucked the old man in and made sure he was comfortable before turning off the light. "
پرستار پیرمرد را توی رختخواب برد و قبل از خاموش کردن چراغ، مطمئن شد که حالش خوب است.
( در مهمانی خواب )
"We tucked the children in and then stayed up talking. "
ما بچه ها رو بردیم تو تخت خواب و بعد خودمون بیدار موندیم و گپ زدیم.
( دستور از طرف کودک – درخواست )
"Mom! Teddy bear is also tired. Tuck him in too!"
مامان! خرس عروسکی هم خسته شده. اونم بذار تو تخته خواب بخوابه!

To put ( someone ) to bed and make him or her snug.
کسی را در رختخواب گذاشتن و گرم گرفتن، روی کسی را در رختخواب انداختن.
به رختخواب بردن و خواباندن کسی ( بچه )