go batshit

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
این عبارت شدت عمل را لحظه ای چندین برابر می کند و برای همه ی حالات �از کوره دررفتن� و حتی �دیوانه وار ذوق زدن� به کار می رود:
• ( خشم و عصبانیت ) بُکلی از کوره دررفتن، حسابی دیوانه شدن
...
[مشاهده متن کامل]

• ( رفتار غیرمنطقی ) از خود بی خود شدن، شقیقه شان را زدن، حسابی شر شدن
• ( شوق و هیجان ) شیدا شدن، حسابی از ذوق رقصیدن، دیوانه وار ذوق زدن
• ( رفتار شدید ) از ریل خارج شدن
🔸 مثال ها:
( خشم )
"When I told him the news, he went batshit and broke the TV. "
وقتی خبر رو بهش گفتم، از کوره در رفت و تلویزیون رو خورد کرد.
( رفتار نامعقول و شیدایی )
"If they get too much sugar, the kids start going batshit, running around the house screaming. "
اگر بچه ها شکر زیاد بخورن، شروع میکنن به هیجان زدگی و با جیغ و داد تو خونه می دون.
( شوق و علاقه )
"Everyone I know has gone batshit over the new 'Deadpool & Wolverine' trailer. "
همه ی کسایی که می شناسم روی تریلر جدید �ددپول و ولورین� حسابی شیدا شدن.