پرسش خود را بپرسید
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١,٣٨٧ بازدید

سیل چون آمد به دریا بحر گشت دانه چون آمد به مزرع کشت گشت چون تعلق یافت نان با بوالبشر نان مرده زنده گشت و با خبر موم و هیزم چون فدای نار شد ذات ظلمانی او انوار شد سنگ سرمه چونک شد در دیدگان گشت بینایی شد آنجا دیدبان ای خنک آن مرد کز خود رسته شد در وجود زنده‌ای پیوسته شد وای آن زنده که با مرده نشست مرده گشت و زندگی از وی بجست ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
٢ رأی
٤ پاسخ
٥٩١ بازدید

"جود" در این بیت :  آن یکی جودش گدا آرد پدید  و آن دگر بخشد گدایان را مزید یعنی چی؟

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
٢٨٧ بازدید

در بیت "زنده کرده و معتق و دربان تو / این جهان و آن جهان بر خوان تو" چه آرایه‌هایی به کار رفته است؟

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٧,٥٥٣ بازدید

در این زمانهٔ بی های‌و‌هویِ لال‌پرست خوشا به‌حال کلاغان قیل‌و‌قال‌پرست چگونه شرح دهم لحظه‌لحظهٔ خود را برای این همه ناباور خیال‌پرست؟ به شب‌نشینی خرچنگ‌های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال‌پرست؟ رسید ...

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
١٠٧ بازدید

در بیت  "این سخن پایان ندارد مصطفی / عرضه کرد ایمان و پذرفت آن فتی"  چه نوع آرایه‌ای وجود دارد؟

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٨٧ بازدید

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت: آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو گفتم: ای عشق! من از چیز دگر می ترسم گفت: آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو مولانا

١ سال پیش
٠ رأی
تیک ١ پاسخ
١٧٩ بازدید

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت: آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو گفتم: ای عشق! من از چیز دگر می ترسم گفت: آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو مولانا

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٢,٦٣١ بازدید

در بیان این سه کم جنبان لبت از ذهاب و از ذهب وز مذهبت کین سه را خصمست بسیار و عدو در کمینت ایستد چون داند او ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢١١ بازدید

شعله‌ها با گوهران گردان بود شعله آن جانب رود هم کان بود نور روزن گرد خانه می‌دود زانک خور برجی به برجی می‌رود ✏ «مولوی»  

١ سال پیش