کلمات فارسی برای فن بیان حرفه ای
سلام لطفاً برای منی که موقع صحبت به دلیل اینکه نمیتونه کلمه درست رو پیدا کنه لکنت میگیره لطفاً هر واژهای بلدید رو با معنی و تلفظ بگید.
٣ پاسخ
وقت بخیر
برای فن بیان قوی مطالعه موثرترین و بهترین مورد هست، پیشنهادم برای شما چیزیست که خودم تجربه کردم، با صدای بلند مطالعه کنید با فرض اینکه برای کسی توضیح میدهید.
۱. مُتِقاعِد (Mo-ta-gha-ed)
معنی: قانع شده، راضی شده.
مثال: «بعد از شنیدن توضیحات شما، من کاملاً متقاعد شدم.»
۲. تَسهیل (Tas-hil)
معنی: آسان کردن، سادهسازی.
مثال: «این نرمافزار میتواند روند کاری ما را تسهیل کند.»
۳. مَوازی (Mo-va-zi)
معنی: همراستا، در کنار هم (بهویژه برای انجام دو کار همزمان).
مثال: «ما باید روی هر دو پروژه به صورت موازی کار کنیم.»
۴. اِجتنابناپذیر (Ej-te-nab-na-pa-zir)
معنی: غیرقابل جلوگیری، حتمی.
مثال: «تغییرات در این مسیر اجتنابناپذیر است.»
۵. مُتَغیر (Mo-ta-ghay-yer)
معنی: تغییرپذیر، ناپایدار.
مثال: «شرایط بازار بسیار متغیر است.»
سلام فرمایش شما کمی عجیب است
بجای این کار، کاری که احتمالا انجام میدهید یعنی خواندن زیاد و حتا مطالعه تازه های آبادی رو ادامه بدید، حتا میتونید اونارو و بلند جلوی آیینه بخونید، با کلمه یادگرفتن هیچکس سخنور نمیشه، همونطورکه من نشدم!