این شعر از کیست؟ خودنویس ها
این شعر از کیست؟ خودنویس ها
بی چشمه، ماهتاب فراوان نمیشود
بی ماهتاب، چشمه فروزان نمیشود
گنگ است قيل و قال شما خودنويس ها
ناديده ماه، پنجره تابان نمیشود
دنبال يك ستاره دنباله دار باش
فانوس سرد فلسفه، ايمان نمیشود
گفتی چقدر آينهها بی تفاوتند
چيزى نه اى كه آينه حيران نمیشود
گفتی كه شاعرم من و از نسل مولوى
شمسی، چرا به پيش تو چرخان نمیشود
گفتی كه فرم مانع ديد است، گفتمت:
يوسف به باغ آينه زندان نمیشود
٨ پاسخ
بی چشمه، ماهتاب فراوان نمی شود
بی ماهتاب، چشمه فروزان نمی شود
گنگ است قيل و قال شما خودنويس ها
ناديده ماه، پنجره تابان نمی شود
از قنبر علی تابش شاعر معاصر
این نه گل و سنبل است زلف و جبین است
وین نه دهن بل زلال ماء معین است
خود لب و دندان نه آنچنان که تو داری
لعل بدخشانی است و دُرّ ثمین است
چشم خمار تو شوخ چشم به غمزه
آفت جانها و رهزن دل و دین است
کس مه و گل را ندید چون تو به خوبی
يا قد سرو چمن که گفت چنین است
نوش دهان تو کوثری است مجسم
گلشن رویت بلی بهشت برین است
نکهت کوی و شمیم سنبل رویت
به ز نسیم بهشت و نافه چین است
عقل ز وصفت به حیرت است چه گوید
نقش بديع تو کی ز ماء و ز طین است
تا به مكان وجود پای نهادم
مهر لقاى توأم به سينه مكين است
ناله مستوره سخت گشته حذر کن
وای بر آنکس که ناله اش به کمین است
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
پس از شکست امپراتوری چین در جنگ تالاس (سال ۷۵۱ میلادی) در برابر مسلمانان، صنعت چینی دانش ساخت کاغذ، ابتدا به سمرقند منتقل شد. تحولی جدید در کاغذ سازی از آنجا شروع، و سپس توسعه صنعت کاغذسازی تا بغداد عباسی گسترش یافت و سپس به تمام جهان اسلام و از طریق اسپانیا و ایتالیا به اروپا هم رسید. تا قرن دهم میلادی، کاغذ در جهان اسلام جایگزین شد و کاربرد کاغذ قدیم، پاپیروس و پوست حیوانات کمتر شد. البته از همان قرن هفتم میلادی، مراکز علمی از بغداد تا نیشابور و سمرقند به مراکز اصلی تولید کاغذ تبدیل شدند. با توسعه و رواج کاغذ، قیمت آن کاهش یافت، مخصوصاً در دوران سامانیان و سپس غزنویان، توسعه و صادرات کاغذ در ایران، بویژه در نیشابور و جیزان در کرمان رونق بیشتری گرفت. جالب اینکه کاغذ ایرانی به دلیل کیفیت بالا همانند کاغذ کتان، شهرت جهانی پیدا کرد. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتاب تاریخ صنعت کاغذسازی در جهان اسلام نوشته دیوید نلسون ورنر David Nelson Werner و یا منابع فارسی و عربی مانند متون تاریخی همچون: البلدان ابن خردابه اشاره دارد.
امیدوارم روزگار، مردان مردى را به ميدان گُسيل دارد كه با انديشه اى فردوسی وار و قدرتی آرش گون، بينديشند و با هر آنچه بر راه است، از ناهموارى گرفته تا ناسازگارى، بستيزند، تا بتوان طلوع روزى را ديد كه آنچه مايه ى هويت و فرهنگ ايران سربلند است، دگرباره سر برآورَد و بتواند با توش و توان فراوان و جان مايه اى جاودان به پيش رود و چونان گذشته ى درخشان خويش، هم پروبال ديرين را بگشايد و هم به آفريدن شاهكارهاى سِتُرگ و تازه دست يازد.
شنيدستم كه با مجمر شبی شمع (مِجمَر، منقل)
پيامی كرد روشن بر سر جمع
كه ای مجمر چرا هستی بر آذر؟
منم از تو بسی با آبروتر
چو از انفاس تو هردم ملول است
دم گرمت همه جای قبول است
جوابش داد مجمر كای برادر
مشو در تاب و آبی زن بر آذر
نفسهای تو در دل مینشيند
چو از انفاس من دوری گزيند
حكايات تو سرتاسر زبانيست
حديث من همه قلبی و جانيست
تفاوت در ميان هر دو آنست
كه اين از صدق دل آن از زبانست
دیوان سلمان ساوجی.
دل محزون ز غم هجر چنان میلرزد
که نهالی ز صبا فصل خزان میلرزد
در کجا قصه حسن تو مرا دیده پر آب
هر کجا ذکر تو ما را دل و جان میلرزد
صنما بار فراق تو گرانست مرا
دل بیچاره از این بار گران میلرزد
جان به آماج نهادم پی تیرت اکنون
دلم از سستیت ای سخت گمان میلرزد
نگهی جانب مستوره کن از مهر ببین
که چسان از غمت ای روح روان میلرزد
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
سبک شناسی: سبک خراسانی: سبک شعر پارسی دَری از آغاز نیمه دوم قرن سوم تا پایان قرن پنجم را سبک خراسانی مینامند.
سبک حد واسط یا دوره سلجوقی: قرن ششم هجری
سبک عراقی: سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان و ایلخانان و تیموری را در بر میگیرد و از قرن هفتم تا اواخر قرن نهم ادامه دارد.
سبک حد واسط یا مکتب وقوع و واسوخت: شعر قرن دهم، حد واسط سبک عراقی و هندی است.
سبک هندی: حکومت سلسله صفوی که ایدئولوژی مذهبی داشتند، باعث تغییر سبک میشود. تغییر مذهب و روا شیعه از عوامل مهم در تغییر تفکر و بیان یعنی تغییر سبک است.
سبک دوره بازگشت: جنبش بازگشت در نیمه دوم قرن دوازدهم یعنی از اواخر دوره افشاریه پدیدار شد و در عهد کریم خان توسعه یافت اما رواج اصلی و اشاعه آن از زمان فتحعلی شاه قاجار به بعد بود.
سبک دوره مشروطه یا بیداری: انقلاب مشروطیت یکی از مهم ترین عوامل تغییرات اجتماعی و سیاسی و مخصوصاً فرهنگی در تاریخ ایران است و از این رو مهم ترین تغییر سبکی را در پی داشت که سبک نو در شعر و نثر میباشد.
سبک نو: از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد: شعر نو از سرچشمه افسانۀ نیما یوشیج، حرکت آغاز کرد و طی سالها به تدریج تبدیل به جریانی بزرگ در ادبیات پارسی شد.
زبان ملّی، رشته ى پيوند و رگ حيات ملّتی زنده است كه تمامی اقوام كوچك و بزرگ، لهجه هاى مختلف و نحله هاى گوناگون فكرى را زير چتر يگانگی و رنگ وحدت افزاى خويش گرد می آورد و ميتواند چون سدّى پولادين در برابر واژهها و مفاهيم زبانهاى بيگانه استوار و پابرجا بايستد، و آداب و سنن و فرهنگ كشور را از خطر فراموشی و پوكی و پوسيدگی نگهدارى كند.
جنبش اول که قلم بر گرفت
حرف نخستین ز سخن در گرفت
در لغت عشق، سخن جان ماست
ما سخنیم، این طلل ایوان ماست
صدرنشین تر ز سخن، نیست کس
دولت این ملک، سخن راست بس
پرده رازی که سخن پروری است
سایه ای از پرده پیغمبری است
مخزن الاسرار
قنبرعلی تابش:؛
معاصر:؛
خلاصه این شعر فلسفی و عاشقانه :؛
نور و روشنایی واقعی از حقیقت سرچشمه میگیرد...
علت انتخاب این شعر دو چیز هست،
یکی معنی عمیق شعر،
دوم شاعرش معروف و مشهور هست. 🪻🌹🌻
اطلاعات بیشترنداشتم اما ببینم دوستان نظرشون چیه. درجمع چهارنفره ما مغازه داران بیکار بحث جواب سوال شماست.
اطلاع دقیقی ندارم. البته در جمع ماچهارنفر دوستان اینجا معتقدند شعر معروف نیست . احتمالا معاصر باشد . که در پست نوشتم
سلام گرم مرا به دوستان برسانید و بفرمایید که دست آنان را میبوسم، در تلویزیون و رادیو نام تابش را شنیده ایم، بله ایشون معاصر هستند و رگه های فارسی دری در ابیات ایشون فوری ایشون رو میدهد. 🫣
درود بر حسین جان، هنوز فرصت دارید، بعنوان راهنمایی: فاضل نظری در اشعار خود از لغات دَری استفاده نمیکند، ولی مشخص هست که وزن و قالب این شعر هم به دری گرایش داره.