این شعر با وزن و سبک روان و دلچسب از کیست؟
این شعر با وزن و سبک روان و دلچسب از کیست؟
ای عارض و گیسوی تو رشك گل و سنبل
دل کرد گل روی تو شوریده چو بلبل
ای چهره و زلف تو کف موسی و ثعبان
وی دیده و لعل تو دم عیسی و بابل
بر باد دهد رائحه مشك تتارى
گر باد فشاند دمی آن طره و کاکل
ای سرو ز روی چوسمن پرده بر افکن
تا کس نکند میل تماشای رخ گل
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
بانو شاعره گوهر
بانو شاعره قمر
بانو شاعره ملک
بانو شاعره مهستی
بانو شاعره شاه ملك/ سیده بیگم
بانو شاعره قمر السلطنه/ ماه تابان
بانو شاعره کامله بیگم
بانو شاعره گلچهره بیگم
بانو شاعره گلبدن بیگم
بانو شاعره دانشمندآذربایجان/ گوهر بیگم آذربایجانی
بانو شاعره کنیز فاطمه
بانو شاعره گلین منوچهر میرزا
بانو شاعره ستاره/ کوکب
بانو شاعره گنا بیگم
٧ پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
فاتحه فکرت و ختم سخن
نام خدایست بر او ختم کن/ نظامی، خمسه، محزن الاسرار.
بر آمد آفتاب شاد کامی
ز دوده شد هوای نیکنامی
نسیم باد پیروزی بر آمد
بهار خرمی با او در آمد
بپیوست ابر دولت بر حوالی
همی بارد سعادت بر موالی
خجسته جشن و خرم روزگارست
زمین بازیاب و هر کس شاد خوارست
فخرالدین اسعد گرگانی
سیاه چشما مِهر تو غم گسار من است
به روزگار خزان روی تو بهار من است
دلم شکار سیه چشمکان توست و رواست
از آنکه دو لب شیرین تو شکار من است
به مهر تو دل من وام دار صحبت توست
لب تو باز به سه بوسه وام دار من است
جفا نمودن بی جرم کار توست مدام
وفا نمودن و اندیشۀ تو کار من است
اگر تو ماهی، گردون تو سرای من است
اگر تو سروی، بستان تو کنار من است
به مهر تو دل من وام دار صحبت توست
لب تو باز به سه بوسه وامدار من است
فرخی سیستانی
در مورد پارسی کهن، یا فارسی باستان (قرن ۶ تا ۴ پیش از میلاد). این زبان، زبانِ کتیبههای پادشاهان هخامنشی (مانند داریوش و خشایارشا) است. ویژگی این زبان بسیار پیچیده و دارای صرف فعل و اسم مانند زبانهای هندواروپایی مثل لاتین است.
تشابه با فارسی امروز: ریشه بسیاری از واژهها همچنان حفظ شده است.
تفاوت: ساختار دستوری آن بسیار متفاوت است و برای فارسیزبانان امروز بدون آموزش، کاملاً نامفهوم است.
نمونه از کتیبه داریوش: من داریوش، شاه بزرگ [هستم]
فارسی میانه یا پهلوی (قرن ۳ پیش از میلاد تا قرن ۷ پس از میلاد). این زبانِ رسمیِ دوره ساسانیان و زبانِ متون دینی زرتشتی بوده.
ویژگی: سادهتر از فارسی باستان است. ساختار جملات به فارسی امروز نزدیکتر شده اما هنوز تفاوتهای ساختاری زیادی دارد.
تشابه با فارسی امروز: بسیاری از کلمات روزمره ما مانند: پدر، مادر، برادر، نام، ماه، مستقیماً از این دوره باقی ماندهاند.
تفاوت: خط پهلوی بسیار دشوار و دارای هزوارش (نوشتن کلمه به آرامی ولی خواندن به فارسی) بود.
نمونه: من پهلوی هستم» به زبان پهلوی: Az Pahlawīg hēm (که بسیار به من پهلویام شبیه است).
فارسی نو (از قرن ۹ میلادی تا کنون). فارسی نو همان زبانی است که ما امروز با آن صحبت میکنیم و مینویسیم. این زبان از اوایل دوره اسلامی (با خط عربی) شکل گرفت و به سه زیرمجموعه کاربردی تقسیم میشود:
۱) فارسی کلاسیک (ادبی)
۲) فارسی معیار (رسمی)
۳) فارسی محاوره (گفتاری)
کار از لب خشك و ديدۀ تر بگذشت
تیر غم او ز جان و دل بر بگذشت
آبیم نمود بس خنک آتش عشق
چون پای در آن نهادم از سر بگذشت
بانو شاعره مهستی
نام تو بردم و زدم آتش بجان خویش
در آتشم چو شمع ز دست زبان خویش
حيف شد آئینه چینی شکست
خوب شد اسباب خود بینی شکست
هلال عید بر اوج فلك هويدا شد
کلید میکده گم گشته بود پیدا شد
بانو شاعره نور جهان بیگم
از جفای تو نازنین یارا
دود آهم گرفته صحرا را
آه و کنجى و ساغر و بيتی
به کسان داده ایم صحرا را
بانو شاعره هلالى