چرا داره فراموش میشه؟ در گفتار روزمره، در رمان، در شعر و حتی در آموزش، چه واژهای؟ دل
واژه دل برابر پارسی برای واژه عربی قلب است.
(دل در زبان پارسی معنای گستردهای دارد.)
(واژه دل دارای سه بار معنایی است؛ ١. جسمانی، ٢. روانی و معنوی و ٣. شاعرانه و فرهنگی)
واژه دل با واژگان دیگر درهم آمیخته میشود و واژگان نو مانند واژگان زیر میسازد؛
دلبر
دلداده
بیدل
دلدار
دلشکسته
دلیر
دلاور
دلگیر
دلگرم
دلگشاد
دلنشین
دلباز
دلنواز
دلخواه
دلخراش
دلخوش
دلخور
دلپذیر
دلپسند
دلتنگ
دلبند
دلسرد
دلشاد
دلباخته
دلبسته
دلجو
دلسوز
دلسوخته
دلپیچه
دلدرد
دلآرام
دلآزار
دلفریب
سنگدل
یکدل
دودل
بزدل
پُردل
شیردل
٢ پاسخ
درود بر همگان ،
واژه دل از یاد ها نرفته است و هتا کم رنگ نشده است وانگه که در بسیاری از نگاه ها جای دیگر ایستاده است، مانند واژه "نهنگ" که اکنون جای خود را به "تمساح" داده است و واژه "وال" که جای خود را به "نهنگ داده است
اگرچه با کوشش میتوان دوباره این واژگان را در جای درست آن گذاشت، واژه "دل" به چند چم است : "درون، قلب، شکم ، دلیری(با دل)"
شما گفتید که از یاد رفته است اگرچه باید بهتر بگویم که جای خود را در چمارسازی برای "قلب" از دست داده است(اگرچه بسیار از ما هنوز هم از این واژه بهره میبریم و درست است )
یک نمونه بهتر "قرمز" و "سرخ" آنچنان واژه "قرمز" فراگیر شده است که "سرخ" دیگر جایی ندارد با آنکه باز هم در دیگر واژه هایی که از او ساخته شده است جای گرفته است :
سرخرنگ ، سرخگون ، سرخپوست ، سرخاب ، سرخ رو ، ...
همانگونه که زمانی که میخواهیم بگویم "سنگدل" نمیگویم "قسی القلب" پس از ریشه نگاه باز هم همان چمار "قلب" را دارد
درباره نادرستی که امروزِ واژه "دل" را "شکم" میدانیم به گمانِ من این است که زمانی که "قلب" جای "دل" را گرفت دیگر به چم"شکم" آن را خواندن چرا که دلِ به چم "میانه" و "قلب چیزی" است مانند آنکه میگویم "اینجا دلِ انگیزه هاست" اینجا ژرف های انگیزه هاست ، شکم در میانه ترین بخش و ژرف بدن هم به گمان بوده و چنین بیان شده است
پیشنهاد من این است که خودمان آغاز به کار کنیم ، خودمان در گفتگو ها آغاز کننده باشیم ، خودمان در نوشتار ها آغاز کننده باشیم ، من همیشه کوشش کردم در نوشتار ها و گفتگو هایی که دارم از واژگان پارسی در جای خود بهره ببرم اگرچه در بسیاری جاها به چرایی آنکه بسیاری از واژگان ناشناخته برای مردمان ساده دل که آشنایتی با این واژگان ندارد به سختی میتوان اینگونه سخن گفت، اگرچه با کوشش های اندک اندک میتوانیم، در دلِ مردمان جای دهیم این واژگان زیبا را
خوشنود میشوم، اگر نادرستی نوشتم و گمان های که زدم را درست آنهارا یاد بگیرم
با سپاس فراوان ، پیروز و پایدار باشید بدرود.
تقریبا بعضی لغات .عربی.وفنگلیسی.درزبان فارسی جایگزین شده.اما لغات پارسی هنوز در محاوره روزانه فارسی زبانان نقش اصلی را دارند.مانند.همین.فرمایش شما قلب.دل..که میشه گفت حدودا نوددرصددل بکارمیرود .و دل معنای زیباتری دارد.
درود. دقیقا درسته. اما فراموش نشده