پرسش خود را بپرسید

رخ های یازده و داوزدهم در نبرد ایران و توران کدام هستند

تاریخ
٣ ماه پیش
بازدید
٦٥

رخ های یازده و دوازدهم در داستان دوازده رخ  در نبرد ایران و توران کدام هستند؟ 

٠ %

پیران و گروی زره_گودرز و گیو

٠ %

لهاک و فرشید ورد_بیژن و گستهم

١٠٠ %

فرشیدورد و لهاک_گستهم

٣ پاسخ
٠ %

گرسیوز و کاموس_رستم و سیاوش

٦٥,٨٠٤
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٩٣
برنزی
٢,٥٨٨

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

درود بر شما
بله گزینه سوم
با اجازه شما استاد عزیز فقط دو سه خط در مورد گستهم اینجا بنویسم و شما هم عنایت داشته باشید در هر کجای کلامم اشتباه و لغزشی مشاهده نمودید، خطای بنده را تصحیح بفرمایید. 
تا هم دوستان کمی با شخصیت‌های کهن ملی آشنا بشوند و هم این چند خط یادگار بماند:
از خاندانهاى بزرگ پهلوانی و ایرانی که در شاهنامه معرفی شده، خاندان نوذرى است.
كه از تخمه ى نوذر پسر منوچهر بودند. و بزرگترين پهلوانان آن طايفه سه نفر بودند، یعنی (طوس و گستهم و زراسپ) که این شخصیت‌ها تخیلی نیستند و در اوستا از اين خاندان نام برده شده، چون اولین دشمنی و حسادتی که نسبت به فردوسی در زمان حیاتش شد، همین بود که شخصیتهای شاهنامه را دروغین و تخیلی ذکر کردند، و این دشمنی هنوزم وجود دارد، خب..  طوس و گستهم فرزند نوذر بودند، چون فرّ نداشتند به شاهی انتخاب نشدند. طوس همواره سپهسالار ايران بوده و او از كسانی است كه به اتفاق فريبرز و گيو همراه كی خسرو به كوه رفته ناپديد شده اند. و در ادبيات زرتشتی اینگونه نوشته که او از جاودانی هاست. پسر طوس در شاهنامه نام زراسپ دارد. و در حقيقت از شاهان اشكانی است كه در روايات ملی داخل شده است. از او در اوستا اصلا حرفی نیست و هیچ سخنی نرفته است. اما گستهم (ویستهم) پسر ديگر نوذر است كه در ادبيات زرتشتى از جاويدانها به شمار میرود. اینم اضافه کنم که گستهم دیگری هم هست که پدرش گژدهم، است که این دو پهلوان را نباید با هم اشتباه بگیریم. البته شیدوش هم هست، پسر گودرز پهلوان ايرانی و برادر گیو، شیدوش یعنی فرهیخته و فرزانه، چون شید یعنی درخشان، (مانند خورشید) و اوش یعنی هوش، دارای هوش درخشان، که فردوسی میگه: 
چو دستان سام و چو گودرز و گیو
چو شیدوش و فرهاد و رهام نیو 
چو طوس و چو رستم یل پهلوان
فریبرز و شاپور شیر دمان 
دگر بیژن گیو با گستهم
چو گرگین چون زنگه و گژدهم
و همچنین زاب: نام او در اوستا اوزوا Uzava که در اصل زواب بوده، یعنی چشمه که واو آن محذوف شده، نام پدرش توماسپه Tumaspa يعنی دارنده ى اسپان (اسبان) فربه و در پهلوى نام او هوزوب و به پارسىی زاب يا زاو و به پهلوى نام پدرش توماسب است كه همان طهماسب فارسی خودمان است. در بندهشن آمده كه زاب افراسياب را براند و پنج سال پادشاهی كرد و او نواده ى پسرى نوذر بود. به گفته فردوسی جان، چون افراسياب نوذر را كشت و طوس و گستهم لياقت پادشاهی را نداشتند، ايرانيان زاب را كه از نسل (تخمه) فريدون بود، اگر چه سالخورده بود به شاهی انتخابش کردند، که  او پنج سال پادشاهی كرد و به يارى پهلوانان ايران با افراسياب جنگ نمود و چون خشكسالی ايرانيان و تورانيان را به رنج و سختی انداخته بود، هر دو طرف، پس از پنجسال صلح كردند و زاب در ۶۸ سالگی فوت کرد. در واقع اين صلح با پادشاه سكاها بوده است. این چند خط را مختصر و کوتاه نوشتم که موجب خستگی عزیزان نشود، اگر دوستان تمایل داشته باشند میتوانند کتاب ايران در عهد باستان را مطالعه کنند.

٢١٧,١٦٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥٠
برنزی
٧,٤٨١
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
هزار آفرین
مطالب کاملی نوشتید
چنانچه وقت و حوصله بود درمورد نبرد رخ ها ( نبرد تن به تن پهلوانان ایران و توران ) هم مطلبی بیاورید
سپاس

درود، بله چشم، هر چند در حضور استاد بزرگی چون شما زبانم الکن است🙏🌹

درود بر شما و همت بلندتان

لطفا کلمه استاد را بکار نبرید
من در حال آموختن از محضر دوستان هستم.

تواضع شما بزرگوار ستودنیست🙏🌹

پایدار باشید و سرفراز

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٨,٨٨١
طلایی
١
نقره‌ای
٥
برنزی
٢٠٦
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٦٥,٨٠٤
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٩٣
برنزی
٢,٥٨٨
تاریخ
٣ ماه پیش

پاسخ شما