پرسش خود را بپرسید

واژه های زیر را معنی کنید و مواردی از کاربرد هر واژه را بنویسید

تاریخ
٧ ماه پیش
بازدید
١٩١

دردگاه
جوشن وران
پرآژنگ
دژدار
بکافد

٨٥,٥٨٥
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧١
برنزی
٢,٩٢٥

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود و سپاس به استاد عزیزم دکتر احمد معینی گرامی، آرزوی سلامتی براتون دارم، همراه با عاقبت بخیری🙏
خب، لحظات خوش با ادبیات.
دردگاه: کلمه مرکب دردگاه، جایگاه درد، گاهی منظور جای زخم هستش و گاهی هم محل آزردگی.
همان دردگاهش فرو دوختند
به دارو همه درد بسپوختند
گاه درد هم همون معنا رو داره، نظامی در لیلی و مجنون گفته:
او گرچه نشانه گاه درد است (نشانۀ جای درد)
آخر به چو من زنست مرد است
جوشن وران: کلمه مرکب جوشن، ور، و ان جمع،مردان جنگی جوشن‌پوش؛ سپاهیِان دارای جوشن یا خفتان.
سپهدار چون قارن کینه دار 
سواران جنگی چو سیصدهزار 
همه نامداران جوشن وران 
برفتند با گرزهای گران
پرآژنگ: کلمه مرکب پُر، و آژنگ که اخم و چروک هست، پرچین وچروک، پر اخم، پر سگرمه، فردوسی: 
تو با دشمنت رخ پرآژنگ دار 
بداندیش را چهره بی رنگ دار 
ما میگیم چوب رو که دست بگیری گربه دزده، حساب کاره خودشو میکنه، فردوسی جان میگه تو به روی دشمن نخند و برای دشمن اخم کن، سگرمه هاتو بکن توی هم، تا دشمن بد اندیش رنگش بپره. این بی رنگی همون رنگ پریدگی از ترس هست، خلاصه فردوسی جان میگه بیخیال مذاکره بشید😀 البته به چروک لباس و پارچه هم گفته میشه، چروک پوست خواه از درد باشه و خواه از پیری. فردوسی باز گفته: 
بیامد نهم روز بوزرجمهر 
پر از آرزو دل پرآژنگ چهر
دژدار: کلمه مرکب دژ، و دار، دارندۀ دژ، دژ دارنده، متصرف و حاکم قلعه، دارندۀ حصار، کوتوال، دژبان، قلعه دار، نگهبان، محافظ، فردوسی: 
بیامد چو نزدیکی دژ رسید 
سخن گفت و دژدار مُهرش بدید
بکافد: کافیدن شکافتن و دریدن و پاره کردن هست، بشکافد، بدرد، پاره کند، 
بیاور یکی خنجر آبگون 
یکی مرد بینادل پرفسون 
نخستین به می‌ماه را مست کن 
ز دل بیم و اندیشه را پست کن 
بکافد تهیگاه سرو سهی 
نباشد مر او را ز درد آگهی 
وزو بچهٔ شیر بیرون کشد 
همه پهلوی ماه در خون کشد

٢٢١,٥٣١
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٣
تاریخ
٧ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

دردگاه= 

جای زخم

محل آزردگی

همان دردگاهش فرو دوختند

به دارو همه درد بسپوختند

جوشن وران= 

زره پوشان

زمین کوه تا کوه جوشن وران

برفتند با گرزهای گران

پرآژنگ= 

 پر از چین و چروک

پرآژنگ شد روی پور پشنگ

ز گفتار اغریرث آمدش ننگ

دژدار= 

نگهبان دژ

فرمانده قلعه

بدین روی دژدار بد گژدهم

دلیران بیدار با او بهم

بکافد= 

بشکافد

پاره کند

بدرد

بکافد تهیگاه سرو سهی

نباشد مر او را ز درد آگهی

١٣٥,٧٢٠
طلایی
١٥٨
نقره‌ای
٨٢٧
برنزی
١,٩٣٥
تاریخ
٧ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

١

پاسخ شما