پرسش خود را بپرسید

مترادف های فارسی واژه سپاهان،جحفل

تاریخ
٧ ماه پیش
بازدید
١١٥

واژه ای هم معنی و مترادف واژه های:

فرمانده ارتش ها

سپاهیان

ارتش ها

غطرف

مشیر

٤٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٣

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود

به ترتیب، واژه‌های هم‌معنی و مترادف برای هر کلمه:

 فرمانده ارتش‌ها، سردار، فرمانده کل، سالار، امیر

سپاهیان، سربازان، جنگجویان، لشکریان، سپاه

ارتش‌ها، لشکرها، سپاه‌ها، قوا، نیروهای نظامی

غطرف، غبار، خاک، گرد، گرد و غبار 

مشیر، وزیر، مشاور، وزیر اعظم، مشاور ارشد

٥٤١,٣٩٧
طلایی
٥٣٤
نقره‌ای
٣,٩٣٩
برنزی
٥,٥٢٣
تاریخ
٧ ماه پیش

با سلام

فرمانده ارتش‌ها:  ارتشبد

سپاهیان:  لشکریان

ارتش ها: قشون

غطرف:سَرور، پادشاه مقتدر

(غطرف، متکبّر و خودآرا هم معنی می‌دهد.)

مُشیر: مارشال، سپهبد، سپهسالار

(معنی دیگر مشیر، مشاور و رایزن، وزیر)

٣٧,٩٩٢
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٥
تاریخ
٧ ماه پیش

جحافل هم می شود سپاهیان

-
٧ ماه پیش
  • فرمانده ارتش‌ها
  • سردار، امیر لشکر، فرمانده‌کل

    هم‌معنی: سردار، سپه‌سالار

    منبع: دهخدا، عمید

  • سپاهیان
  • لشکریان، سربازان، رزمندگان

    بار معنایی بسته به متن می‌تواند رسمی یا حماسی باشد.

    منبع: دهخدا، معین

  • ارتش‌ها
  • لشکرها، سپاه‌ها، قشون

    قشون و جیش کاربرد قدیمی‌تر دارند.

    منبع: دهخدا، عمید

  • غطرف
  • در منابع معتبر (دهخدا، معین، عمید) ثبت نشده؛ احتمالاً املای نادرست یا واژهٔ محلی است.

    پیشنهاد: املای درست را بررسی کنید.

  • مشیر
  • مشاور، رایزن، مستشار

    در متن‌های قدیم: مشیر دولت، مشیرالملک.

    منبع: دهخدا، معین

    ٤٦,٣٧٨
    طلایی
    ٣٢
    نقره‌ای
    ٦٠٠
    برنزی
    ٣٤١
    تاریخ
    ٧ ماه پیش

    پاسخ شما