پرسش خود را بپرسید

معادل ترکیبات زیر را بنویسید

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
١١٧


شیء الله درویش
چاپ زن
میگواری
برصیان
طاریست
ور بلوقیده
فسیح المسالک
مستحق اللوم

٣٢,٣٠٣
طلایی
٦
نقره‌ای
٩٧٣
برنزی
١,٨٧٣

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

شی الله درویش=توشه درویش

چاپ زن=دروغگو و حیله گر

میگواری=هضم میکنی

برصیان =افراد پیس

طاریست=عارض و مبتلاست 

وربلوقیده=ورقلمبیده بیرون زده

فسیح المسالک=کیش و مسلکهای مختلف

مستحق اللوم =سزاوار و شایسته سرزنش

٤٧,٥٩٤
طلایی
٢٦
نقره‌ای
٤٧٠
برنزی
٦٢٨
تاریخ
٢ ماه پیش

درو د بر شما
بسیار عالی

درود

شیء الله درویش، معنی،  «شیء الله» به معنای «مخلوق خدا» یا «بنده خدا» است و «درویش» به معنای «فقیری که راه زهد و تصوف را می‌پیماید» و مترادف آن عابد، زاهد، سالک، فقیر الله

چاپ زن ، در متون قدیم، به معنای «زن زیبا و دلربا» یا «زن چابک و فعال» آمده است و مترادف آن ، دلفریب، زیبارو، چالاک، دلبر

میگوار  یعنی ،  از ریشه «می» (شراب) و «گواری» (گوارا کردن)، به معنای «شراب‌نوشی» یا «مست کردن» و مترادف آن، می‌نوشی، مستی، شراب‌خواری، می‌گساری.

برصیان یعنی،  جمع «ابرس» یا «برص» به معنای «پیسی، بیماری پیسی» یا در برخی متون به معنای «گروهی از مردم» و مترادف، پیسی‌زدگان، مبتلا به برص، گروه خاص.

طاریست یعنی ،  از ریشه «طاری» به معنای «نازل شده»، «فرود آمده» یا «حاکم شده» و مترادف آن، نازل شده، فرود آمده، حاکم، غالب

ور بلوقیده یعنی،  احتمالاً ترکیبی از «ور» (به معنای «بر» یا «بالا») و «بلوقیده» (مشتق از «بلو» به معنای «آب» یا «آبی») است. در برخی متون به معنای «آب گرفته» یا «آب‌زده» آمده است، مترادف آن، آب‌زده، مرطوب، خیس، آغشته به آب

فسیح المسالک یعنی، به معنای «گشاده راه‌ها» یا «وسیع المسالک» است و در متون ادبی به معنای «گشاده‌دست» یا «بخشنده» نیز آمده است، مترادف آن گشاده‌دست، بخشنده، وسیع‌الطریق، سخاوتمند.

مستحق اللوم یعنی، به معنای «سزاوار سرزنش» یا «شایسته ملامت» و مترادف ان، سرزنش‌پذیر، ملامت‌بردار، سزاوار نکوهش، مستوجب عتاب

٢٦٨,١٩٢
طلایی
١٨٨
نقره‌ای
٣,٥٧٧
برنزی
٣,٢٧٥
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
در مورد معادل های واژه های ترکیبی اول و دوم تجدید نظر فرمایید

 1. شیءالله درویش

  • معنی: چیزی که از آن خداست و آدم فقیر فقط امانت‌دارشه.
  • معادل ساده: هیچی از خودت نداری؛ همه‌چیز امانت خداست.

2.  چاپ‌زن

  • معنی: چاپلوس، متملق، اهل تملّق گفتن.
  • معادل ساده: پاچه‌خوار.

 3. میگواری

  • از میگون به‌معنی مشابه، همانند.
  • معادل: همانندی، شباهت داشتن.

4.  برصیان

  • برصی = مبتلا به برص (پیسی).
  • معادل: پیسی‌دار، سفیدچهرهٔ لکه‌دار.

 5. طاریست

  • از طاری به‌معنی عارضی، ناگهانی.
  • معادل: عارضی‌بودن، موقتی بودن.

6. ور بلوقیده

  • ور = اگر
  • بلوقیده = لغزنده، جمع‌وجور، سرسری
  • معادل: اگر لق‌لقی/سست/سطحی باشد…

7 .  فسیح‌المسالک

  • فسیح = روان و روشن
  • مسالک = راه‌ها
  • معادل: کسی که راه و روشش روشن و بی‌پیچ‌وخم است.

8.  مستحقّ اللوم

  • معنی: سزاوار سرزنش.
  • معادل: قابل ملامت، مقصّر.
٤٢,٠٩٨
طلایی
٣٢
نقره‌ای
٥٩٢
برنزی
٣٠٦
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
موارد 1و2و3 و6 را بازنگری نمایید

با سلام

شیء الله درویش: دارایی درویش
چاپ زن: دروغگو و لاف‌زن
می‌گواری: گوارش می‌کنی، می‌خوری
برصیان: بَرَصی‌ها، افراد دارای بیماری بَرَص (پیسی)
طاری:عارض، جاری
ور بلوقیده: ورقلمبیده
فسیح المسالک: دارای مسلک‌های بسیار
مستحق اللوم: سزاوار ملامت

٣٢,٠١١
طلایی
١٨
نقره‌ای
٣٧٥
برنزی
٢٥٠
تاریخ
٢ ماه پیش

درو د بر شما
بسیار عالی

پاسخ شما