پرسش خود را بپرسید

کلمه مناسب و درست را در نقطه چین بنویسید

تاریخ
٤ ماه پیش
بازدید
١٤٢

تن به.............. اصلی شتافت
دیده چنان شد که خیالش نیافت


✏ نظامی

٠ %

نهان خانه

٠ %

گور خانه

١٠٠ %

گهر خانهٔ

٧ پاسخ
٠ %

درون خانه

٦١,٥٤٨
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٤
برنزی
٢,٥٠٠

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

درود بر شما و سلیقه خوبی که در انتخاب دارید.
قرآن تعبیر لطیفی داره درباره رسول اکرم که او را سراج منیر؛ چراغ نور افشان خوانده. در این تعبیر مفهوم ظلمت زدائی که توأم با سوختن و روشن کردن است گنجانیده شده. میفرماید: یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا. و داعیا الی الله بأذنه و سراجا منیرا: ای پیامبر تو را فرستادیم گواه و نوید دهنده و بیم رسان و دعوت کننده به حق به اذن حق و چراغی نورافشان. 
نظامی گنجوی شاعر بزرگ، نیز از در آثار خود به بارگاه پیامبراکرم ثناگویی نموده و مدایح وی در آغاز مثنویهای خود مثل خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، اقبالنامه، شرفنامه، هفت پیکر و مخزن الاسرار آورده و شما هم دست گذاشتید روی همین مخزن الاسرار:
تخته اول که الف نقش بست 
بر در محجوبه احمد نشست 
حلقه حی را کالف اقلیم داد 
طوق ز دال و کمر از میم داد 
لاجرم او یافت از آن میم و دال 
دایره دولت و خط کمال
بود در این گنبد فیروزه خشت 
تازه ترنجی ز سرای بهشت
رسم ترنج است که در روزگار 
پیش دهد میوه پس آرد بهار
کنت نبیا چو علم پیش برد 
ختم نبوت به محمد سپرد
مه که نگین زبرجد شده است 
خاتم او مهر محمد شده است
گوش جهان حلقه کش میم اوست 
خورد و جهان حلقه تسلیم اوست
خواجه مساح و مسیحش غلام 
آنت بشیر اینت مبشر به نام
امی گویا به زبان فصیح 
از الف آدم و میم مسیح
همچو الف راست به مهر و وفا 
اول و آخر شده بر انبیا
و
عصمتیان در حرمش پردگی 
عصمت ازو یافته پروردگی
خامشی او سخن دلفروز 
دوستی او هنر عیب سوز
فتنه فرو کشتن او دلپذیر 
فتنه شدن نیز براو ناگزیر
بر همه خیل و سرخیر بود 
قطب گرانسنگ سبک سیر بود
شمع الاهی زدل افروخته 
درس ازل تا ابد آموخته
چشمه خورشید که محتاج اوست 
نیم هلال از شب معراج اوست
و
در ذکر معراج
نیم شبی کان فلک نیمروز 
کرد روان مشعل گیتی فروز
نه فلک از دیده عماریش کرد 
زهره و مه مشعله داریش کرد
کرد رها در حرم کاینات 
هفت خط و چار حد و شش جهات
دیده اغیار گرانخواب گشت 
کوسبک خواب، عنان تاب گشت
باقفس قالب ازین دامگاه 
مرغ دلش رفته به آرامگاه
مرغ پرانداخته یعنی ملک 
خرقه درانداخته یعنی فلک
مرغ الهیش قفش پرشده 
قالبش از قلب سبکتر شده
چون دو جهان دیده براو داشتند 
سر زپی سجده فرو داشتند
بحر زمین کان شد و او گوهرش 
بر سپهر از پی تاج سرش
خوشه کزو سنبل تر ساخته 
سنبله را بر اسد انداخته
ریخته نوش از دم سیسنبری 
بردم این عقرب نیلوفری
تابه حمل تخت ثریا زده 
لشکر گل خیمه به صحرا زده
ناف شد آکنده زمشک لبش 
نعل مه افکنده سم مرکبش
در شب تاریک بدان اتفاق 
برق شده پویه پای براق
چون گل از این پایه فیروز فرش 
دست به دست آمد تا ساق عرش
همسفرانش سپر انداختند 
بال شکستند و پر انداختند
رفت بدان راه که همره نبود 
این قدمش زان قدم آگه نبود
هرکه جز او، بر در آن راز ماند 
او هم آمیزش خود باز ماند
بر سر هستی قدمش تاج بود 
عرش بدان مانده محتاج بود
چون بنه عرش به پایان رسید 
کار دل و جان به دل و جان رسید
تن به گهر خانه اصلی شتافت 
دیده چنان شد که خیالش نیافت
🌺
و چه زیبا ادامه داده که واقعاً از نظر معنا قابل تحسین و ستایش هست:
خورد شرابی که حق آمیخته 
جرعه آن در گل ما ریخته
لطف ازل با نفسش همنشین 
رحمت حق نازکش او نازنین
لب به شکر خنده بیاراسته 
امت خود را به دعا خواسته
همتش از گنج توانگر شده 
جمله مقصود میسر شده
مانا و سربلند باشید🙏

٢٠٨,٤٩١
طلایی
٢٣٧
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٤ ماه پیش

درود تان باد
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٦١,٥٤٨
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٤
برنزی
٢,٥٠٠
تاریخ
٤ ماه پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٦٨
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٣
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٢٠٨,٠٦٠
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
١,٤٣٤
برنزی
١,٧٧٧
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

تن به گهر خانهٔ اصلی شتافت

دیده چنان شد که خیالش نیافت

 نظامی

٩٧,٢٧٤
طلایی
٨٩
نقره‌ای
٦٨٠
برنزی
١,٤١٤
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
١,١٤٦
طلایی
٠
نقره‌ای
١٠
برنزی
٣١
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما