ترجمه‌های محمدشفیعی (١٢٩)

بازدید
٥٨٦
تاریخ
١ روز پیش
متن
Come and hang out with us tonight.
دیدگاه
٠

بیا و امشب راباما وقت تلف کن ( بگذران )

تاریخ
١ روز پیش
متن
The kids hang out on the street corner.
دیدگاه
٠

بچه ها سر نبش خیابان پاتوق کرده بودند

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Like the majority of people, I can retain the tune but not the words of a song.
دیدگاه
٠

مثل اکثر مردم من می توانم لحن یا تون آهنگ را حفظ کنم اما کلمات یک آهنگ را نه.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
He is ten years senior to me.
دیدگاه
٠

او ده سال بزرگتر از من است

تاریخ
٦ روز پیش
متن
The exchangeability of wicket gates in a high head Francis turbine has great economical benefits.
دیدگاه
١

قابلیت تعویض دریچه های هادی در توربین های فرانسیس با سر بالا مزایای عالی اقتصادی دارد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
This proposal is by no means a sure thing.
دیدگاه
٦

این پیشنهادبه هیچ وسیله ای چیز حتمی نیست

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The only sure thing in Iowa is that nothing is sure.
دیدگاه
١٠

تنها چیز قطعی در آیووا اینه که هیچ چیزی قطعی نیست

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Sandra was tormented by the thought that she might be snubbed by her classmates.
دیدگاه
١٢

ساندرا خود را عذاب میداد با این فکر که او ممکنه توسط همکلاسی هاش مورد بی اعتنایی قرار بگیرد

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Darryllater apologized to Sally for snubbing her at the dance.
دیدگاه
١١

دریلاتر از سالی عذرخواهی کرد که او را در مجلس رقص نادیده گرفت

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The supermarket operates a complimentary shuttle service.
دیدگاه
١١

سوپرمارکت سرویس حمل ونقل مجانی تحسین آمیزی را اداره میکند

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The staff have been very complimentary, and so have the customers.
دیدگاه
٧

کارکنان ونیز مشتریان بسیار تحسین برانگیز بوده اند

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He could hardly contain his fury.
دیدگاه
١١

او بسختی توانست خشمش را مهار کند

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The most direct financial incentive to prevent rubbish is to charge people by the amount of rubbish they put out.
دیدگاه
١١

مستقیم ترین انگیزه مالی برای مهار زباله ها اینه که افراد رابوسیله میزان زباله ای که بیرون میریزن مورد سوال قرار بدیم

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
You get a big salary incentive and free board and lodging too.
دیدگاه
١٠

تویک مشوق حقوقی خوب اقامت و خورد وخوراک رایگان نیز دریافت می کنی

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The clock read eight.
دیدگاه
١٠

ساعت هشت را نشان داد ( یکی از معانی فعلread میشه نشان دادن )

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The scenery and weather were fabulous.
دیدگاه
١٠

منظره ها و آب و هوا افسانه ای بودند

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
This is a fabulous album. It's fresh, varied, fun.
دیدگاه
٥

این یه آلبوم فوق العاده است. تازه متنوع و سرگرم کننده

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
That will entail an early start tomorrow morning.
دیدگاه
١٣

آن مستلزم یه شروع زودهنگام فرداصبح است

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
We lined up on the foredeck to give the traditional three cheers for her Majesty at the appropriate moment.
دیدگاه
٥

در ترجمه ام باید علیا حضرت مینوشتم که حالا تصحیح میکنم

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
How do you account for the fact that unemployment is still rising?
دیدگاه
٦

چگونه توجیه میکنید این واقعیت را که بیکاری همچنان در حال افزایش است

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
Make up one's mind to do sth.
دیدگاه
٦

تصمیم بگیر یه کاریش بکنی

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They have burdened themselves with a high mortgage.
دیدگاه
١١

اونا خودشونو متحمل فشار وام مسکن زیاد کرده اند ( بدوش کشیده اند )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He entered the village almost unobserved amid the general festivity.
دیدگاه
١١

در میان جشن عمومی او تقریبا بدون مشاهده شدن وارد روستا شد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
My aunt devours four or five mystery books each week.
دیدگاه
١٠

خاله ام حریصانه هرهفته چهاریا پنج کتاب معمایی را می خواند انگار می بلعشون

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Men live like fish, the great ones devour the small.
دیدگاه
١٠

انسانها شبیه ماهی می زیند، بزرگترها ( شمابخوانید قویترها ) کوچکترها ( ضعفا ) را می بلعند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Sunday's papers, including the Sunday Herald, reported that an unidentified man was still being questioned in connection with Puddephat's murder.
دیدگاه
١٥

روزنامه های یکشنبه منجمله ساندی هرالد گزارش دادند مردی ناشناس هنوز در رابطه با قتل پودفات تحت بازجویی قرار گرفته است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Those stars are hardly visible to the naked eye.
دیدگاه
٧

آن ستارگان بسختی با چشم لخت ( غیرمسلح ) قابل رؤیت هستند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The outline of the mountains was clearly visible.
دیدگاه
١٠

طرح کلی کوهها بوضوح قابل دیدن بود

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He'll soon grow out of wetting the bed.
دیدگاه
١٠

اوبزودی از مشکل خیس کردن بستر خوابش بیرون خواهد آمد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Have you ever seen a whore and liar like CNN?
دیدگاه
١٥

آیا تاکنون یک روسپی و دروغگو مثل سی ان ان دیده اید

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We lined up on the foredeck to give the traditional three cheers for her Majesty at the appropriate moment.
دیدگاه
١٠

ما برروی عرشه جلو به خط شدیم تا در دم مناسب سه تشویق سنتی برای اعلیحضرت انجام بدیم

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Unable to break them free, waves thrashed the jagged tubes of aluminium over the foredeck.
دیدگاه
١٠

امواج که قادر به آزادکردن لوله های دندانه دار آلومینیومی نبود آنها را بر عرشه جلویی کشتی کوبیدند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Near-sightedness is a visual defect.
دیدگاه
٦

نزدیک بینی یک نقص بصری است

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He has a congenital heart defect.
دیدگاه
٧

او نارسایی قلبی مادرزادی دارد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He was born with a hearing defect.
دیدگاه
٥

اوبا نقص شنوایی به دنیا آمد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The fundamental defect of fathers is that they want their children to be a credit to them.
دیدگاه
٦

عیب اساسی پدران اینه که میخوان بچه ها شون براشون اعتبار بیارن

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
You must swot up your English.
دیدگاه
٥

شمابایدبرای انگلیسی تان سخت درس بخوانید

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
With an election in the offing, the prime minister is keen to maintain his popularity.
دیدگاه
٩

با انتخاباتی که در راه است نخست وزیر مشتاق است محبوبیت خود را حفظ کند

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The government granted an amnesty to all political prisoners.
دیدگاه
٥

دولت همه زندانیان سیاسی را عفو کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The new emperor declared a total amnesty.
دیدگاه
٥

امپراتور جدیدعفو عمومی اعلام کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Amnesty International denounced the failure by the authorities to take action.
دیدگاه
٥

عفو بین الملل کوتاهی مقامات در اقدام را محکوم کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
This software helps firms archive and retrieve emails.
دیدگاه
٥

این نرم افزار به شرکت ها کمک می کند تا ایمیل ها را بایگانی و بازیابی کنند

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The men were trying to retrieve weapons left when the army abandoned the island.
دیدگاه
٦

وقتی ارتش جزیره را ترک کردمردان در حال تلاش برای پس گرفتن اسلحه های باقیمانده بودند

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
She bent down to retrieve her earring.
دیدگاه
٥

اون خانم خم شدتا گوشواره اش را بردارد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He was determined to retrieve his honor.
دیدگاه
٥

اون مرد مصمم بودکه افتخارش را بازیابی کند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
A good lawyer makes a good legislator.
دیدگاه
٥

یه وکیل خوب. قانون گذاری خوبی هم میکند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
UN peacekeepers are struggling to contain the escalating violence.
دیدگاه
٥

نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در حال مبارزه برای مهارکردن خشونت فزاینده هستند

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He received an honourable discharge from the army.
دیدگاه
٦

او محترمانه ( باسابقه خوب ) از ارتش مرخص شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Later by means of threats and cajolery, I finally got to the bottom of it.
دیدگاه
٥

بعدا با استقاده با از تهدید و چاپلوسی . ته و توی قضیه را دراوردم

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Christmas is a time of reunion.
دیدگاه
٥

کریسمس زمانیست برای تجدید دیدارها

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
You shouldn't ruffle so easily.
دیدگاه
٥

تونباید باین راحتی بهم بریزی

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The judge gave him a one-year conditional discharge.
دیدگاه
٥

قاضی باو یه سال مرخصی مشروط داد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She was disqualified in the first round.
دیدگاه
٥

اون خانم در دور اول دیسکالیفه یا همون رد صلاحیت شد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The committee chair is a verbose person, and this adds greatly to the length of meetings.
دیدگاه
٥

رئیس کمیته فردی حراف است واین تا حد زیادی به طولانی شدن نشست می انجامد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The volcano could erupt at any time.
دیدگاه
٥

این آتشفشان میتونه هر لحظه فوران کنه

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
دیدگاه
٦

در طول سالیان مدیران بر اثر تلاش های کارگران چاق شده اند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
We're fattening the livestock up for slaughter.
دیدگاه
٧

مادرحال پروارکردن احشام برای ذبح آنها هستیم

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
You need fattening up a bit.
دیدگاه
٦

تو نیاز به کمی چاقتر شدن داری

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The urge to look was almost overwhelming.
دیدگاه
٥

تمایل به نگاه کردن تقریبا غیرقابل اجتناب بود

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
A mule is a hybrid of a male donkey and a female horse.
دیدگاه
٥

قاطر مخلوط و دورگه ای است از الاغ نر و اسب ماده

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
What a fidget you are!
دیدگاه
٩

چقدر وول می خوری

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The villages straggle in the mountains.
دیدگاه
٦

روستاهایی بصورت ناهماهنگ پراکنده دربین کوه ها

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
A brave man may fall, but he cannot yield.
دیدگاه
٥

یه مرد شجاع ممکنه سقوط کنه امانمیتونه تسلیم بشه

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Romania made a clean sweep of the medals.
دیدگاه
٥

رومانی مدال ها را جارو کرد ( جمع کرد بردشون )

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
In his leisure, he likes to read mystery novels.
دیدگاه
٧

اون مرد دوس داره در وقت فراغتش داستان های رازآلود بخواند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Life was hard for our ancestors, and they had little leisure.
دیدگاه
٥

زندگانی برای اجدادمان سخت بود و آنها فراغت اندکی داشتند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She just goes to pieces in exams.
دیدگاه
٩

اون دختر درست در امتحانات به فنا میرود

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She's a strong woman, but she nearly went to pieces when Arnie died.
دیدگاه
١٠

اویک زن قوی است اما بعد از مرگ آرنی تقریبا فرو ریخت

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Methadone does not produce the " high " brought on by heroin.
دیدگاه
٦

متادون نشئگی به اندازه هروئین تولید نمیکند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The dogs were running loose in the park.
دیدگاه
٧

سگها درپارک آزاد درحال دویدن بودند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Their passage through the mountains was hindered by a snow storm.
دیدگاه
٨

راه عبور آنها از طریق کوهستانها بوسیله یه طوفان برف بسته و مانع شده بود

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
President Franklin Roosevelt and his wife Eleanor Roosevelt were akin, but only distantly.
دیدگاه
٧

پرزیدنت روزولت و همسرش النور خویشاوند بودند اما با نسبت دور

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The amount of the award was less than the plaintiff hoped for.
دیدگاه
٨

مبلغ پاداش کمتر از آنی بود که شاکی به آن امید داشت

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The police officers involved in the arrest received awards for bravery from the police commissioner.
دیدگاه
٧

افسران پلیس درگیر در دستگیری از سوی کمیسر پلیس جوایزی را برای شجاعتشان دریافت کردند

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Marie Curie was awarded two Nobel Prizes in science.
دیدگاه
٨

به ماری کوری دو جایزه نوبل در رشته علوم اعطا شد

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The plaintiff was awarded thousands of dollars in damages.
دیدگاه
٧

شاکی هزاران دلار غرامت دریافت کرده است

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I picked up a hitchhiker on our way back.
دیدگاه
٧

یک مسافر سرراهی را درراه برگشتن مان سوار کردم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
We live under the shadow of war.
دیدگاه
٨

ما زیر سایه جنگگگ زندگی میکنیم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The country's leader made an earnest plea for peace.
دیدگاه
٧

رهبر این کشور یک درخواست مشتاقانه برای صلح کرد

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I went to bed at eleven o'clock as usual.
دیدگاه
٧

من مثل همیشه ساعت یازده به بستر رفتم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
This tonic was claimed to cure all sorts of ailments such as headache, toothache, rashes, and itching.
دیدگاه
٨

ادعا میشد که این تونیک شفادهنده انواع سردرد. دندان درد. بثورات جلدی و خارش میباشد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The sauce tastes bitter.
دیدگاه
١٠

سس طعم تلخی میدهد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She wanted to taste of life in the big city.
دیدگاه
٩

او می خواست زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
If you've never had Greek wine before, you really should taste this.
دیدگاه
٥

اگه شما قبلا هرگز شراب یونانی ننوشیدی تو لازمه که واقعا ا ازین مزه کنی بچشی

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We contributed both time and money to the senator's campaign.
دیدگاه
٥

ماهم پول و هم زمان را برای کمپین سناتور اهداکردیم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You overestimate my value to the company.
دیدگاه
٥

شما ارزش من را برای شرکت بیش از حد بها دادی

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We estimated our bill to be approximately three hundred dollars.
دیدگاه
٥

تخمین زدیم که صورت حسابمان تقریبا سیصد دلاری یاشد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Speech implies the use of vocal cords.
دیدگاه
٥

گفتار یعنی استفاده از تارهای صوتی

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She agreed to do it, but her tone implied resentment.
دیدگاه
٥

او موافق انجامش بود اما لحن صدایش تنفر و مخالفت را میرساند

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Remove the tough outer leaves before cooking.
دیدگاه
٦

پیش از آشپزی کردن برگهای بیرونی سفت و سخت را جداکنید

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Come and remove your wet coat.
دیدگاه
٦

بیا و کت خیست را دربیاور

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
As soon as the cake is done, remove it from the oven.
دیدگاه
٥

به محض آماده شدن کیک آن را از فر خارج کنید

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We are going to remove into a new house.
دیدگاه
٦

ما قصدداریم به توی خانه جدیدی نقل مکان کنیم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Please help me remove the table to the corner.
دیدگاه
٥

لطفا کمکم کنید تامیز را به کنجی ببرم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Will you please remove your handbag from the seat?
دیدگاه
٥

آیا شما لطفا کیف دستی تان رااز صندلی برخواهید داشت

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Poor nutrition is a foe of good health.
دیدگاه
٦

تغذیه ضعیف یک دشمن برای سلامتی است

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The newspaper launched an appeal fund for victims of the disaster.
دیدگاه
٥

روزنامه یه صندوق تجدید نظر برای قربانیان فاجعه راه انداخت

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The corpse lay face down in a pool of blood.
دیدگاه
٥

جسد روبه پایین در استخری از خون درازکش بود

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The corpse was in an advanced stage of decomposition.
دیدگاه
٧

جسد در مرحله پیشرفته تجذیه بود

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The corpse had been laid out on a marble slab.
دیدگاه
٦

جسد روی تخته سنگ مرمری دراز کشیده بود

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He likes to circulate among the guests at the party.
دیدگاه
٣

او دوس داره بین مهمانان در مهمانی بچرخد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The eldest son will inherit the title.
دیدگاه
٣

بزرگترین پسر این عنوان را به ارث خواهد برد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He has no son to inherit his land.
دیدگاه
٣

اون مرد پسری ندارد که وارث زمینش باشد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He will inherit the title on the death of his uncle.
دیدگاه
٣

او لقب را با مرگ عمویش به ارث خواهد برد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Many honors were bestowed on the champion.
دیدگاه
٢

افتخارات زیادی به قهرمان ارزانی شد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
This book is dedicated to my parents.
دیدگاه
٣

این کتاب تقدیم می شود به پدر و مادرم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The police believe that the woman committed suicide.
دیدگاه
٢

پلیس باور داره که این زن مرتکب خودکشی شده

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He was summoned to testify in court as a witness.
دیدگاه
٣

اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The teacher received an urgent phone call and was summoned to the office.
دیدگاه
٢

معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The Russian leader received a ringing declaration of support yesterday.
دیدگاه
٥

رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He was afraid of committing himself to just one woman.
دیدگاه
٥

او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She committed herself to helping the poor for the rest of her life.
دیدگاه
٦

اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Heed my warning.
دیدگاه
٦

به هشدارم اعتنا کن

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please give your family my regards.
دیدگاه
٩

خواهشا ارادت مرا به خانواده ات برسان

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
In that regard, the job was poorly done.
دیدگاه
١١

ازون بابت. کار ضعیف انجام شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
It generally pays to regard your doctor's advice.
دیدگاه
١٨

عموما ارزش آن رادارد که به توصیه پزشک اهمیت قائل شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She regarded me suspiciously from across the room.
دیدگاه
١٠

او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا مورد توجه گذاشت

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
٥

من به ایده شما اهمیت وافر میدهم

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The tyrant coerced obedience.
دیدگاه
٦

ستمگر وادار به پیروی و اطاعت شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
To what can we attribute this dramatic change in your attitude?
دیدگاه
٦

این تغییر شگرف در نگرش شما را به چه چیزی می توانیم منسوب نماییم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The point finally got across.
دیدگاه
٦

نهایتا نکته رسانده شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Her husband is forever contradicting her.
دیدگاه
٦

شوهرش برای همیشه حرفهای او را رد میکند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Education is compulsory in this state up to the age of sixteen.
دیدگاه
٦

تحصیل در این ایالت تا سن ۱۶ سالگی بایسته است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Building the bridge was a huge endeavor.
دیدگاه
٦

ساختن پل سعی و تلاش عظیمی بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The doctor assured him that there was nothing to worry about.
دیدگاه
٦

پزشک او را خاطرجمع کرد که جایی برای نگرانی نیست

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I don't associate with people from the office outside of work.
دیدگاه
٥

من معاشرت نمیکنم با افراد همکار اداری ام در بیرون از محل کار

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I can't afford such an expensive car.
دیدگاه
٦

من از پس خرید چنین ماشین گرانبهایی بر نمی آیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Forgetfulness is my worst defect.
دیدگاه
٦

فراموش کاری بدترین نقص من است