ترجمههای محمدشفیعی (١٢٩)
مثل اکثر مردم من می توانم لحن یا تون آهنگ را حفظ کنم اما کلمات یک آهنگ را نه.
قابلیت تعویض دریچه های هادی در توربین های فرانسیس با سر بالا مزایای عالی اقتصادی دارد
این پیشنهادبه هیچ وسیله ای چیز حتمی نیست
تنها چیز قطعی در آیووا اینه که هیچ چیزی قطعی نیست
ساندرا خود را عذاب میداد با این فکر که او ممکنه توسط همکلاسی هاش مورد بی اعتنایی قرار بگیرد
دریلاتر از سالی عذرخواهی کرد که او را در مجلس رقص نادیده گرفت
سوپرمارکت سرویس حمل ونقل مجانی تحسین آمیزی را اداره میکند
کارکنان ونیز مشتریان بسیار تحسین برانگیز بوده اند
مستقیم ترین انگیزه مالی برای مهار زباله ها اینه که افراد رابوسیله میزان زباله ای که بیرون میریزن مورد سوال قرار بدیم
تویک مشوق حقوقی خوب اقامت و خورد وخوراک رایگان نیز دریافت می کنی
ساعت هشت را نشان داد ( یکی از معانی فعلread میشه نشان دادن )
این یه آلبوم فوق العاده است. تازه متنوع و سرگرم کننده
آن مستلزم یه شروع زودهنگام فرداصبح است
در ترجمه ام باید علیا حضرت مینوشتم که حالا تصحیح میکنم
چگونه توجیه میکنید این واقعیت را که بیکاری همچنان در حال افزایش است
اونا خودشونو متحمل فشار وام مسکن زیاد کرده اند ( بدوش کشیده اند )
در میان جشن عمومی او تقریبا بدون مشاهده شدن وارد روستا شد
خاله ام حریصانه هرهفته چهاریا پنج کتاب معمایی را می خواند انگار می بلعشون
انسانها شبیه ماهی می زیند، بزرگترها ( شمابخوانید قویترها ) کوچکترها ( ضعفا ) را می بلعند
روزنامه های یکشنبه منجمله ساندی هرالد گزارش دادند مردی ناشناس هنوز در رابطه با قتل پودفات تحت بازجویی قرار گرفته است
آن ستارگان بسختی با چشم لخت ( غیرمسلح ) قابل رؤیت هستند
طرح کلی کوهها بوضوح قابل دیدن بود
اوبزودی از مشکل خیس کردن بستر خوابش بیرون خواهد آمد
آیا تاکنون یک روسپی و دروغگو مثل سی ان ان دیده اید
ما برروی عرشه جلو به خط شدیم تا در دم مناسب سه تشویق سنتی برای اعلیحضرت انجام بدیم
امواج که قادر به آزادکردن لوله های دندانه دار آلومینیومی نبود آنها را بر عرشه جلویی کشتی کوبیدند
عیب اساسی پدران اینه که میخوان بچه ها شون براشون اعتبار بیارن
با انتخاباتی که در راه است نخست وزیر مشتاق است محبوبیت خود را حفظ کند
دولت همه زندانیان سیاسی را عفو کرد
عفو بین الملل کوتاهی مقامات در اقدام را محکوم کرد
این نرم افزار به شرکت ها کمک می کند تا ایمیل ها را بایگانی و بازیابی کنند
وقتی ارتش جزیره را ترک کردمردان در حال تلاش برای پس گرفتن اسلحه های باقیمانده بودند
اون مرد مصمم بودکه افتخارش را بازیابی کند
یه وکیل خوب. قانون گذاری خوبی هم میکند
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در حال مبارزه برای مهارکردن خشونت فزاینده هستند
او محترمانه ( باسابقه خوب ) از ارتش مرخص شد
بعدا با استقاده با از تهدید و چاپلوسی . ته و توی قضیه را دراوردم
قاضی باو یه سال مرخصی مشروط داد
اون خانم در دور اول دیسکالیفه یا همون رد صلاحیت شد
رئیس کمیته فردی حراف است واین تا حد زیادی به طولانی شدن نشست می انجامد
در طول سالیان مدیران بر اثر تلاش های کارگران چاق شده اند
مادرحال پروارکردن احشام برای ذبح آنها هستیم
تمایل به نگاه کردن تقریبا غیرقابل اجتناب بود
قاطر مخلوط و دورگه ای است از الاغ نر و اسب ماده
روستاهایی بصورت ناهماهنگ پراکنده دربین کوه ها
یه مرد شجاع ممکنه سقوط کنه امانمیتونه تسلیم بشه
رومانی مدال ها را جارو کرد ( جمع کرد بردشون )
اون مرد دوس داره در وقت فراغتش داستان های رازآلود بخواند
زندگانی برای اجدادمان سخت بود و آنها فراغت اندکی داشتند
اویک زن قوی است اما بعد از مرگ آرنی تقریبا فرو ریخت
متادون نشئگی به اندازه هروئین تولید نمیکند
راه عبور آنها از طریق کوهستانها بوسیله یه طوفان برف بسته و مانع شده بود
پرزیدنت روزولت و همسرش النور خویشاوند بودند اما با نسبت دور
مبلغ پاداش کمتر از آنی بود که شاکی به آن امید داشت
افسران پلیس درگیر در دستگیری از سوی کمیسر پلیس جوایزی را برای شجاعتشان دریافت کردند
به ماری کوری دو جایزه نوبل در رشته علوم اعطا شد
شاکی هزاران دلار غرامت دریافت کرده است
یک مسافر سرراهی را درراه برگشتن مان سوار کردم
رهبر این کشور یک درخواست مشتاقانه برای صلح کرد
ادعا میشد که این تونیک شفادهنده انواع سردرد. دندان درد. بثورات جلدی و خارش میباشد
او می خواست زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند
اگه شما قبلا هرگز شراب یونانی ننوشیدی تو لازمه که واقعا ا ازین مزه کنی بچشی
ماهم پول و هم زمان را برای کمپین سناتور اهداکردیم
شما ارزش من را برای شرکت بیش از حد بها دادی
تخمین زدیم که صورت حسابمان تقریبا سیصد دلاری یاشد
او موافق انجامش بود اما لحن صدایش تنفر و مخالفت را میرساند
پیش از آشپزی کردن برگهای بیرونی سفت و سخت را جداکنید
به محض آماده شدن کیک آن را از فر خارج کنید
ما قصدداریم به توی خانه جدیدی نقل مکان کنیم
لطفا کمکم کنید تامیز را به کنجی ببرم
آیا شما لطفا کیف دستی تان رااز صندلی برخواهید داشت
روزنامه یه صندوق تجدید نظر برای قربانیان فاجعه راه انداخت
جسد روبه پایین در استخری از خون درازکش بود
جسد در مرحله پیشرفته تجذیه بود
جسد روی تخته سنگ مرمری دراز کشیده بود
او دوس داره بین مهمانان در مهمانی بچرخد
بزرگترین پسر این عنوان را به ارث خواهد برد
او لقب را با مرگ عمویش به ارث خواهد برد
پلیس باور داره که این زن مرتکب خودکشی شده
اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد
معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد
رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد
او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه
اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش
عموما ارزش آن رادارد که به توصیه پزشک اهمیت قائل شد
او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا مورد توجه گذاشت
این تغییر شگرف در نگرش شما را به چه چیزی می توانیم منسوب نماییم
شوهرش برای همیشه حرفهای او را رد میکند
تحصیل در این ایالت تا سن ۱۶ سالگی بایسته است
پزشک او را خاطرجمع کرد که جایی برای نگرانی نیست
من معاشرت نمیکنم با افراد همکار اداری ام در بیرون از محل کار
من از پس خرید چنین ماشین گرانبهایی بر نمی آیم