ترجمه‌های محمدشفیعی (١٤٥)

بازدید
٩٩٢
تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He has a congenital heart defect.
دیدگاه
٨

او نارسایی قلبی مادرزادی دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He was born with a hearing defect.
دیدگاه
٥

اوبا نقص شنوایی به دنیا آمد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The fundamental defect of fathers is that they want their children to be a credit to them.
دیدگاه
٦

عیب اساسی پدران اینه که میخوان بچه ها شون براشون اعتبار بیارن

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
You must swot up your English.
دیدگاه
٥

شمابایدبرای انگلیسی تان سخت درس بخوانید

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
With an election in the offing, the prime minister is keen to maintain his popularity.
دیدگاه
١٠

با انتخاباتی که در راه است نخست وزیر مشتاق است محبوبیت خود را حفظ کند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The government granted an amnesty to all political prisoners.
دیدگاه
٥

دولت همه زندانیان سیاسی را عفو کرد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The new emperor declared a total amnesty.
دیدگاه
٥

امپراتور جدیدعفو عمومی اعلام کرد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Amnesty International denounced the failure by the authorities to take action.
دیدگاه
٥

عفو بین الملل کوتاهی مقامات در اقدام را محکوم کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
This software helps firms archive and retrieve emails.
دیدگاه
٥

این نرم افزار به شرکت ها کمک می کند تا ایمیل ها را بایگانی و بازیابی کنند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The men were trying to retrieve weapons left when the army abandoned the island.
دیدگاه
٦

وقتی ارتش جزیره را ترک کردمردان در حال تلاش برای پس گرفتن اسلحه های باقیمانده بودند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She bent down to retrieve her earring.
دیدگاه
٥

اون خانم خم شدتا گوشواره اش را بردارد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He was determined to retrieve his honor.
دیدگاه
٥

اون مرد مصمم بودکه افتخارش را بازیابی کند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
A good lawyer makes a good legislator.
دیدگاه
٥

یه وکیل خوب. قانون گذاری خوبی هم میکند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
UN peacekeepers are struggling to contain the escalating violence.
دیدگاه
٥

نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در حال مبارزه برای مهارکردن خشونت فزاینده هستند

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
He received an honourable discharge from the army.
دیدگاه
٦

او محترمانه ( باسابقه خوب ) از ارتش مرخص شد

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Later by means of threats and cajolery, I finally got to the bottom of it.
دیدگاه
٥

بعدا با استقاده با از تهدید و چاپلوسی . ته و توی قضیه را دراوردم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Christmas is a time of reunion.
دیدگاه
٥

کریسمس زمانیست برای تجدید دیدارها

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You shouldn't ruffle so easily.
دیدگاه
٥

تونباید باین راحتی بهم بریزی

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The judge gave him a one-year conditional discharge.
دیدگاه
٥

قاضی باو یه سال مرخصی مشروط داد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
She was disqualified in the first round.
دیدگاه
٥

اون خانم در دور اول دیسکالیفه یا همون رد صلاحیت شد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The committee chair is a verbose person, and this adds greatly to the length of meetings.
دیدگاه
٥

رئیس کمیته فردی حراف است واین تا حد زیادی به طولانی شدن نشست می انجامد

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The volcano could erupt at any time.
دیدگاه
٥

این آتشفشان میتونه هر لحظه فوران کنه

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
دیدگاه
٦

در طول سالیان مدیران بر اثر تلاش های کارگران چاق شده اند

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
We're fattening the livestock up for slaughter.
دیدگاه
٩

مادرحال پروارکردن احشام برای ذبح آنها هستیم

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
You need fattening up a bit.
دیدگاه
٨

تو نیاز به کمی چاقتر شدن داری

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The urge to look was almost overwhelming.
دیدگاه
٥

تمایل به نگاه کردن تقریبا غیرقابل اجتناب بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A mule is a hybrid of a male donkey and a female horse.
دیدگاه
٥

قاطر مخلوط و دورگه ای است از الاغ نر و اسب ماده

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
What a fidget you are!
دیدگاه
٩

چقدر وول می خوری

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The villages straggle in the mountains.
دیدگاه
٦

روستاهایی بصورت ناهماهنگ پراکنده دربین کوه ها

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
A brave man may fall, but he cannot yield.
دیدگاه
٥

یه مرد شجاع ممکنه سقوط کنه امانمیتونه تسلیم بشه

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Romania made a clean sweep of the medals.
دیدگاه
٦

رومانی مدال ها را جارو کرد ( جمع کرد بردشون )

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
In his leisure, he likes to read mystery novels.
دیدگاه
٧

اون مرد دوس داره در وقت فراغتش داستان های رازآلود بخواند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Life was hard for our ancestors, and they had little leisure.
دیدگاه
٥

زندگانی برای اجدادمان سخت بود و آنها فراغت اندکی داشتند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She just goes to pieces in exams.
دیدگاه
٩

اون دختر درست در امتحانات به فنا میرود

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She's a strong woman, but she nearly went to pieces when Arnie died.
دیدگاه
١٠

اویک زن قوی است اما بعد از مرگ آرنی تقریبا فرو ریخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Methadone does not produce the " high " brought on by heroin.
دیدگاه
٦

متادون نشئگی به اندازه هروئین تولید نمیکند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The dogs were running loose in the park.
دیدگاه
٧

سگها درپارک آزاد درحال دویدن بودند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Their passage through the mountains was hindered by a snow storm.
دیدگاه
٨

راه عبور آنها از طریق کوهستانها بوسیله یه طوفان برف بسته و مانع شده بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
President Franklin Roosevelt and his wife Eleanor Roosevelt were akin, but only distantly.
دیدگاه
٧

پرزیدنت روزولت و همسرش النور خویشاوند بودند اما با نسبت دور

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The amount of the award was less than the plaintiff hoped for.
دیدگاه
٨

مبلغ پاداش کمتر از آنی بود که شاکی به آن امید داشت

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The police officers involved in the arrest received awards for bravery from the police commissioner.
دیدگاه
٧

افسران پلیس درگیر در دستگیری از سوی کمیسر پلیس جوایزی را برای شجاعتشان دریافت کردند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Marie Curie was awarded two Nobel Prizes in science.
دیدگاه
٩

به ماری کوری دو جایزه نوبل در رشته علوم اعطا شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The plaintiff was awarded thousands of dollars in damages.
دیدگاه
٧

شاکی هزاران دلار غرامت دریافت کرده است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I picked up a hitchhiker on our way back.
دیدگاه
٧

یک مسافر سرراهی را درراه برگشتن مان سوار کردم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
We live under the shadow of war.
دیدگاه
١٠

ما زیر سایه جنگگگ زندگی میکنیم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The country's leader made an earnest plea for peace.
دیدگاه
٧

رهبر این کشور یک درخواست مشتاقانه برای صلح کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I went to bed at eleven o'clock as usual.
دیدگاه
٧

من مثل همیشه ساعت یازده به بستر رفتم

تاریخ
١ سال پیش
متن
This tonic was claimed to cure all sorts of ailments such as headache, toothache, rashes, and itching.
دیدگاه
٨

ادعا میشد که این تونیک شفادهنده انواع سردرد. دندان درد. بثورات جلدی و خارش میباشد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The sauce tastes bitter.
دیدگاه
١٠

سس طعم تلخی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She wanted to taste of life in the big city.
دیدگاه
٩

او می خواست زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند