معنی: اواره، هرزه روییدنمعانی دیگر: (از قافله یا گروه) جدا شدن، به راه خود رفتن، عقب ماندن، به طور نامرتب روی دادن (یا آمدن یا رفتن و غیره)، (گیسو) ژولیده بودن، ژولیدن، (جامه) بدآویختن، بدقواره بودن، گروه پراکنده، دسته ی ناهماهنگ، (در ناحیه ی گسترده) پراکنده شدن، پخش و پلا شدن، پرسه زدن، متفرق شدن، سرگردان بودن
[ترجمه گوگل]روستاها در میان کوه ها درگیر می شوند [ترجمه ترگمان]دهکده ها در کوه ها پرسه می زدند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. The children were beginning to straggle in from the playground.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] بچه ها شروع کردند به پراکنده شدن از زمین بازی. از زمین بازی متفرق شدند.
|
[ترجمه گوگل]بچه ها از زمین بازی شروع کردند به قلدر زدن [ترجمه ترگمان]بچه ها داشتند از زمین بازی برمی گشتند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Unpainted wooden buildings straggle along the main road out of town.
[ترجمه Learner] ساختمانهای چونی رنگ نشده در امتداد جاده بصورت نامرتب پخش و پلا شده اند
|
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] ساختمان های چوبی رنگ نشده در امتداد جاده اصلی بیرون شهر پراکنده بودند.
|
[ترجمه گوگل]ساختمانهای چوبی رنگنشده در امتداد جاده اصلی خارج از شهر قرار دارند [ترجمه ترگمان]ساختمان های چوبی Unpainted در امتداد جاده اصلی خارج از شهر حرکت می کردند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Soon the rest of the girls would straggle in, the mail would arrive and another week would be under way.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] بزودی بقیه دخترا ها پراکنده می شدند، نامه ها می رسید و هفته ای دیگر درراه بود.
|
[ترجمه گوگل]به زودی بقیه دخترها به سختی وارد می شدند، نامه ها می رسید و یک هفته دیگر در راه بود [ترجمه ترگمان]طولی نکشید که بقیه دخترها شروع به خواندن نامه کردند، نامه می رسید و یک هفته دیگر در جریان بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. They were watched by a straggle of housewives and schoolchildren, and a photographer from the local paper.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] عده پراکنده ای از زنان خانه دار و بچه مدرسه ایها و یک عکاس روزنامه محلی، داشتند نگاهشان می کردند.
|
[ترجمه گوگل]آنها را گروهی از زنان خانهدار و دانشآموزان و عکاسی از روزنامه محلی تماشا کردند [ترجمه ترگمان]عده ای از زنان خانه دار و بچه های مدرسه ای و یک عکاس روزنامه محلی را تماشا کردند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The long straggle between the strikers and their employers has not yet played out.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] کشمکش طولانی بین اعتصاب کنندگان و کارفرماهایشان هنوز نتیجه ای دربرداشت.
|
[ترجمه گوگل]کشمکش طولانی بین اعتصاب کنندگان و کارفرمایان آنها هنوز به نتیجه نرسیده است [ترجمه ترگمان]اختلاف طولانی بین اعتصاب کنندگان و کارفرمایان آن ها هنوز انجام نشده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه گوگل]اسپارتی ها: خدای ما چرا می زند! [ترجمه ترگمان]Spartans! چرا خدا ما رو از دست می ده! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Yet sill we straggle to make a difference to change the world, to dream of hope.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] با اینهمه، می کوشیم تفاوتی بیآفرینیم تا دنیارا دگرگون کنیم، امیدرا رویاپردازی کنیم.
|
[ترجمه گوگل]با این حال ما در تلاشیم تا تغییری ایجاد کنیم تا دنیا را تغییر دهیم، رویای امید داشته باشیم [ترجمه ترگمان]با این وجود، آستانه برای ایجاد تغییر در جهان، به امید داشتن امید، تلاش می کنیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Behind them, the pokey glycine ions straggle along as best they can (they do move, but with lower mobility than the chloride ions).
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] پشت سرآنها، یون های محبوس گلیسین به بهترین وجه ممکن پراکنده می شوند، ( قطعا حرکت می کنند ولی با تحرکی کمتر از یون های کلراید )
|
[ترجمه گوگل]در پشت آنها، یونهای گلیسین پوکی تا جایی که میتوانند حرکت میکنند (حرکت میکنند، اما با تحرک کمتری نسبت به یونهای کلرید) [ترجمه ترگمان]پشت سر آن ها، pokey به بهترین وجهی که می توانند حرکت می کنند (که حرکت می کنند، اما با تحرک کمتری نسبت به یون های کلراید) [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. We straggle behind our years, hugging our childhood as if we could not tear ourselves away.
[ترجمه حمیدرضاخوش قامت آزاد] پس سالها می پراکنیم، طوری کودکیمان را درآغوش گرفته ایم که گویی نمی توانیم خودرا ازآن جدا کنیم.
|
[ترجمه گوگل]ما پشت سالهایمان میچرخیم، کودکیمان را طوری در آغوش میگیریم که انگار نمیتوانیم خودمان را پاره کنیم [ترجمه ترگمان]ما در حالی که کودکی مان را در آغوش گرفته بودیم، در حالی که childhood را در آغوش گرفته بودیم، مثل این که نمی توانستیم خودمان را از هم جدا کنیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• fall behind, wander away from, stray from; ramble, wander; grow or spread out in an untidy or irregular fashion if people straggle somewhere, they move there slowly in irregular, disorganized groups. when things straggle over an area, they cover it untidily.
پیشنهاد کاربران
پراکندن
The root word "straggle" comes from the Middle English word "straglen, " which means to wander or spread out in an irregular or untidy manner. The term generally conveys the idea of spreading out or moving ... [مشاهده متن کامل]
in a scattered or disorganized way. For example, plants might straggle if they grow unevenly, or people might straggle if they walk in a scattered group.
جدا افتادن، پخش و پلا شدن، گروه پخش و پلا
به صورت پخش و پلا و نامرتب رفتن چیز پخش و پلا . چیز پراکنده
دور افتاده، far land=
جناب صباغ جسارتاً فکرمیکنم چیزی که نوشتید مربوط به کلمه struggle باشه کلمه straggle به معنای جا موندن از قافله و پرسه زدن توی یه محوطه ست هرچند خودمم کلمه های stagger, straggle و struggle رو اشتباه میکردم. Stagger: سکندری خوردن و افتان و خیزان راه رفتن ( برای افراد مست )