ترجمه‌های محمدشفیعی (١٤٠)

بازدید
٧٤٥
تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She agreed to do it, but her tone implied resentment.
دیدگاه
٥

او موافق انجامش بود اما لحن صدایش تنفر و مخالفت را میرساند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Remove the tough outer leaves before cooking.
دیدگاه
٦

پیش از آشپزی کردن برگهای بیرونی سفت و سخت را جداکنید

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Come and remove your wet coat.
دیدگاه
٦

بیا و کت خیست را دربیاور

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
As soon as the cake is done, remove it from the oven.
دیدگاه
٥

به محض آماده شدن کیک آن را از فر خارج کنید

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
We are going to remove into a new house.
دیدگاه
٦

ما قصدداریم به توی خانه جدیدی نقل مکان کنیم

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Please help me remove the table to the corner.
دیدگاه
٥

لطفا کمکم کنید تامیز را به کنجی ببرم

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Will you please remove your handbag from the seat?
دیدگاه
٥

آیا شما لطفا کیف دستی تان رااز صندلی برخواهید داشت

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Poor nutrition is a foe of good health.
دیدگاه
٦

تغذیه ضعیف یک دشمن برای سلامتی است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The newspaper launched an appeal fund for victims of the disaster.
دیدگاه
٥

روزنامه یه صندوق تجدید نظر برای قربانیان فاجعه راه انداخت

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The corpse lay face down in a pool of blood.
دیدگاه
٥

جسد روبه پایین در استخری از خون درازکش بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The corpse was in an advanced stage of decomposition.
دیدگاه
٧

جسد در مرحله پیشرفته تجذیه بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The corpse had been laid out on a marble slab.
دیدگاه
٦

جسد روی تخته سنگ مرمری دراز کشیده بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He likes to circulate among the guests at the party.
دیدگاه
٣

او دوس داره بین مهمانان در مهمانی بچرخد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The eldest son will inherit the title.
دیدگاه
٣

بزرگترین پسر این عنوان را به ارث خواهد برد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He has no son to inherit his land.
دیدگاه
٣

اون مرد پسری ندارد که وارث زمینش باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He will inherit the title on the death of his uncle.
دیدگاه
٣

او لقب را با مرگ عمویش به ارث خواهد برد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Many honors were bestowed on the champion.
دیدگاه
٢

افتخارات زیادی به قهرمان ارزانی شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
This book is dedicated to my parents.
دیدگاه
٣

این کتاب تقدیم می شود به پدر و مادرم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The police believe that the woman committed suicide.
دیدگاه
٢

پلیس باور داره که این زن مرتکب خودکشی شده

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He was summoned to testify in court as a witness.
دیدگاه
٣

اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The teacher received an urgent phone call and was summoned to the office.
دیدگاه
٢

معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The Russian leader received a ringing declaration of support yesterday.
دیدگاه
٥

رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He was afraid of committing himself to just one woman.
دیدگاه
٥

او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
She committed herself to helping the poor for the rest of her life.
دیدگاه
٦

اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Heed my warning.
دیدگاه
٦

به هشدارم اعتنا کن

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Please give your family my regards.
دیدگاه
٩

خواهشا ارادت مرا به خانواده ات برسان

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
In that regard, the job was poorly done.
دیدگاه
١١

ازون بابت. کار ضعیف انجام شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
It generally pays to regard your doctor's advice.
دیدگاه
١٨

عموما ارزش آن رادارد که به توصیه پزشک اهمیت قائل شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
She regarded me suspiciously from across the room.
دیدگاه
١٠

او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا مورد توجه گذاشت

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
٥

من به ایده شما اهمیت وافر میدهم

تاریخ
١ سال پیش
متن
The tyrant coerced obedience.
دیدگاه
٦

ستمگر وادار به پیروی و اطاعت شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
To what can we attribute this dramatic change in your attitude?
دیدگاه
٦

این تغییر شگرف در نگرش شما را به چه چیزی می توانیم منسوب نماییم

تاریخ
١ سال پیش
متن
The point finally got across.
دیدگاه
٦

نهایتا نکته رسانده شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her husband is forever contradicting her.
دیدگاه
٦

شوهرش برای همیشه حرفهای او را رد میکند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Education is compulsory in this state up to the age of sixteen.
دیدگاه
٦

تحصیل در این ایالت تا سن ۱۶ سالگی بایسته است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Building the bridge was a huge endeavor.
دیدگاه
٦

ساختن پل سعی و تلاش عظیمی بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The doctor assured him that there was nothing to worry about.
دیدگاه
٦

پزشک او را خاطرجمع کرد که جایی برای نگرانی نیست

تاریخ
١ سال پیش
متن
I don't associate with people from the office outside of work.
دیدگاه
٥

من معاشرت نمیکنم با افراد همکار اداری ام در بیرون از محل کار

تاریخ
١ سال پیش
متن
I can't afford such an expensive car.
دیدگاه
٦

من از پس خرید چنین ماشین گرانبهایی بر نمی آیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Forgetfulness is my worst defect.
دیدگاه
٦

فراموش کاری بدترین نقص من است