تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /ʃemenidan/ ( نقش دستوری: مصدر ( فعل متعدی ) تعریف ( فارسی ) مایع یا غذای نیمه مایع را با قاشق، ملاقه یا وسیله ای دیگر به هم زدن تا مواد ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /belom/ نقش دستوری: فعل امری تعریف ( فارسی ) مرا رها کن؛ دست از سرم بردار؛ مزاحم من نشو. معادل های فارسی ولم کن. رهایم کن. دست از سرم ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

/kashkwar/ حرکتِ کشیدنِ خمیازه همراه با کش وقوس دادن بدن، دست ها یا اندام ها، معمولاً پس از خواب، استراحت یا خستگی، که باعث احساس تجدید نیرو و رفع کس ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /moʃgelom/ نقش دستوری: قید / عبارت گفتاری تعریف ( فارسی ) برای بیان تردید نسبت به وقوع یا درستیِ چیزی؛ به معنای �بعید می دانم�، �گمان نمی ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /pal�m bor�m/ نقش دستوری: عبارت عاطفی / شبه جمله تعریف ( فارسی ) عبارتی برای ابراز تأسف، انزجار، شرمندگی یا نکوهش در برابر کاری بسیار ناپ ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) نداشتن میل، اشتیاق یا حال وهوای حضور در جشن ها، مهمانی ها، بزم ها یا دیگر گردهمایی های شاد. معادل های فارسی ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /dɑːlu/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : زن سالخورده؛ پیرزن. معادل های فارسی: پیرزن زن سالخورده بانوی سالمند English: old woman elderly ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /tilike/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : نوعی خوراک سنتی لری که از ماست و سبزیجات، به ویژه سبزی های کوهی، تهیه می شود. این غذا با موادی ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /t͡ʃulestan/ نقش دستوری: مصدر ( فعل لازم ) تعریف ( فارسی ) : از شدت خستگی، کار یا فشار جسمی کاملاً از پا افتادن، توان خود را از دست دادن ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /lu d�ge/ نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) : لرزیدن یا تکان خوردن لب ها بر اثر سرما. معادل های فارسی: لب از سرما لرزیدن لب به رعشه ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نقش دستوری: مصدر تعریف ( فارسی ) : لرزیدن یا به رعشه افتادن بر اثر سرما. معادل های فارسی: از سرما لرزیدن به رعشه افتادن از سرما از سرما به خود لرزید ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /kelesb�r/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : جهنم؛ در کاربردهای روزمره اغلب در نفرین، دشنام یا برای راندن کسی به کار می رود. معادل های فا ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) : ناگهان و بر اثر ترس، شوک یا غافلگیری از جا پریدن یا به شدت هراسان شدن. معادل های فارسی: از جا پریدن یک دفعه ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : سخن گفتن دربارهٔ کسی در غیاب او، به ویژه با بیان عیب ها، انتقادها یا مطالب ناخوشایند؛ پشت سر کسی حرف زدن یا غیبت کر ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نقش دستوری: عبارت دعایی / اصطلاح تعریف ( فارسی ) : عبارتی برای قدردانی از لطف یا پیشنهاد کمکِ کسی که معمولاً هنگام رد کردن مؤدبانهٔ آن به کار می رود. ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آوانویسی: /rekest�n/ ( تقریبی ) نقش دستوری: مصدر ( فعل لازم ) تعریف ( فارسی ) : خراشیده شدن یا ساییده شدن سطح پوست یا جسم در اثر تماس با سطحی زبر ی ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

واژه: ریاسی آوانویسی: /rij�si/ ( تقریبی ) نقش دستوری: اسم ( در ترکیب هایی مانند �سی ریاسی� ) ؛ گاهی نیز در نقش قید به کار می رود. تعریف ( فارسی ) : ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

/pen. t͡ʃok/ ( تقریبی ) نقش دستوری: صفت تعریف ( فارسی ) : صفتی برای فردی که فضولانه می خواهد از همه چیز سر دربیاورد، در کار دیگران دخالت کند یا از ا ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

/�l�z�ŋɡi/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : موجودی خیالی یا دیوی در افسانه ها و داستان های عامیانهٔ لری که برای ترساندن کودکان و بازداشتن آن ها از ا ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

/�semun ɣorombe/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : رعد و برق؛ پدیدهٔ جوی همراه با صدای رعد و درخشش برق، معمولاً هنگام طوفان. معادل های فارسی: رعد و ...

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

/dezg/ نقش دستوری: صفت تعریف ( فارسی ) : غذایی که به طور کامل نپخته باشد. مثل هویج نپخته معادل های فارسی: نیم پز ناپخته خوب جا نیفتاده ( بسته به بافت ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنی فارسی : کلمه ی لری به معنای قابلمه :Synonyms Container Cooking pot Saucepan ( if specifically for cooking ) :Definition A round, deep contain ...