/pen. t͡ʃok/ ( تقریبی )
نقش دستوری: صفت
تعریف ( فارسی ) : صفتی برای فردی که فضولانه می خواهد از همه چیز سر دربیاورد، در کار دیگران دخالت کند یا از امور مربوط به دیگران باخبر شود. این واژه بار معنایی منفی دارد.
... [مشاهده متن کامل]
معادل های فارسی:
فضول
سرک کش
کنجکاوِ فضول ( نه صرفاً کنجکاو )
English:
nosy
meddlesome
prying
inquisitive ( only when used negatively )
تعریف انگلیسی: Describes a person who is excessively curious about other people's affairs or always wants to know everything, often in an intrusive or meddlesome way. The word has a negative connotation.
مثال ( لری ) : ای قَدر پِنچُک نَبو!
ترجمه فارسی: این قدر فضول نباش!
ترجمه انگلیسی: Don't be so nosy!
نقش دستوری: صفت
تعریف ( فارسی ) : صفتی برای فردی که فضولانه می خواهد از همه چیز سر دربیاورد، در کار دیگران دخالت کند یا از امور مربوط به دیگران باخبر شود. این واژه بار معنایی منفی دارد.
... [مشاهده متن کامل]
معادل های فارسی:
فضول
سرک کش
کنجکاوِ فضول ( نه صرفاً کنجکاو )
تعریف انگلیسی: Describes a person who is excessively curious about other people's affairs or always wants to know everything, often in an intrusive or meddlesome way. The word has a negative connotation.
مثال ( لری ) : ای قَدر پِنچُک نَبو!
ترجمه فارسی: این قدر فضول نباش!
ترجمه انگلیسی: Don't be so nosy!