چمچمال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
چَمچَمال از شهرهای شمال عراق است. این شهر در خاور شهر کرکوک و در جاده کرکوک به سلیمانیه واقع شده است. در شمال شهر چمچمال رشته کوه دربند بازیان و در خاور آن رود باسَره قرار دارد.
جمعیت این شهر ۷۵۶۳۴ نفر است. [ ۱]
منطقه شهرستان چمچمال در ۴۸ کیلومتری شرق کرکوک واقع می باشد و ۸ شهرستان و حدود ۴۰۰ روستا از توابع این شهرستان می باشند.
پیشهٔ بیشتر مردم این شهر کشاورزی است. بیشتر داد و ستد مردم این شهر با کرکوک است. در پیرامون این شهر معادن گاز طبیعی وجود دارد.
احتمال می رود که نام این شهر نیز همانند منطقه هم نام آن در استان کرمانشاه ایران از دو واژه چَم ( در کردی به معنای رود ) و جمال ( نام شخص ) تشکیل شده باشد. [ ۲]
برخی آثار از دوره ساسانی در این شهر و پیرامونش موجود است. این شهر در زمان فرمانروایان محلی بابان از توابع سلیمانیه بود و از زمان حکمرانی بریتانیا بر عراق، چمچمال در بخش کرکوک قرار گرفت.
یکی از قائم مقام های عثمانی در سال ۱۸۰۱ میلادی منطقه چمچمال را به شهرستان ارتقاء داد. این منطقه پس از آن از توابع ناحیه بازیان شد و در سال ۱۹۲۲ از نو تبدیل به شهرستان شد. بر پایهٔ نتایج اولیه یک نظرسنجی که در سال ۲۰۰۹ میلادی انجام شد، ۵۱ درصد از مردم شهرستان چمچمال خواستار الحاق شهرستان چمچمال به استان کرکوک هستند. [ ۳] یازده درصد مردم این شهر در این نظرسنجی، امنیت شهر را مطلوب توصیف کردند. [ ۴]
نام محلات شهر چمچمال. [ ۵] در نام این محله ها واژه های کردی، عربی، ترکی و فارسی دیده می شود.


این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفجمعیت این شهر ۷۵۶۳۴ نفر است. [ ۱]
منطقه شهرستان چمچمال در ۴۸ کیلومتری شرق کرکوک واقع می باشد و ۸ شهرستان و حدود ۴۰۰ روستا از توابع این شهرستان می باشند.
پیشهٔ بیشتر مردم این شهر کشاورزی است. بیشتر داد و ستد مردم این شهر با کرکوک است. در پیرامون این شهر معادن گاز طبیعی وجود دارد.
احتمال می رود که نام این شهر نیز همانند منطقه هم نام آن در استان کرمانشاه ایران از دو واژه چَم ( در کردی به معنای رود ) و جمال ( نام شخص ) تشکیل شده باشد. [ ۲]
برخی آثار از دوره ساسانی در این شهر و پیرامونش موجود است. این شهر در زمان فرمانروایان محلی بابان از توابع سلیمانیه بود و از زمان حکمرانی بریتانیا بر عراق، چمچمال در بخش کرکوک قرار گرفت.
یکی از قائم مقام های عثمانی در سال ۱۸۰۱ میلادی منطقه چمچمال را به شهرستان ارتقاء داد. این منطقه پس از آن از توابع ناحیه بازیان شد و در سال ۱۹۲۲ از نو تبدیل به شهرستان شد. بر پایهٔ نتایج اولیه یک نظرسنجی که در سال ۲۰۰۹ میلادی انجام شد، ۵۱ درصد از مردم شهرستان چمچمال خواستار الحاق شهرستان چمچمال به استان کرکوک هستند. [ ۳] یازده درصد مردم این شهر در این نظرسنجی، امنیت شهر را مطلوب توصیف کردند. [ ۴]
نام محلات شهر چمچمال. [ ۵] در نام این محله ها واژه های کردی، عربی، ترکی و فارسی دیده می شود.



wiki: چمچمال
پیشنهاد کاربران
نقش دستوری: صفت
تعریف ( فارسی )
بسیار خسته، کوفته و از پاافتاده؛ حالتی که فرد بر اثر کار زیاد، فعالیت شدید یا فشار جسمی احساس بی حالی و درماندگی می کند.
معادل های فارسی
خسته و کوفته
از پا افتاده
... [مشاهده متن کامل]
مانده
بی رمق
English
exhausted
worn out
dead tired ( informal )
completely worn out
تعریف انگلیسی
Extremely tired, worn out, or physically exhausted after hard work or prolonged activity.
مثال ( لری )
اَز صُبح کار کِردُم، چمچمالوم.
ترجمه فارسی
از صبح کار کردم، خسته و کوفته شدم.
ترجمه انگلیسی
I've been working since morning; I'm completely worn out.
یادداشت
واژهٔ چمچمال در برخی گویش های لری و نیز در گویش اصفهانی به کار می رود و به حالت خستگی شدید و کوفتگی اشاره دارد. این واژه با چولِستن ( از پا افتادن از شدت خستگی ) از نظر معنایی نزدیک است، اما چمچمال صفت است، در حالی که چولِستن فعل است.
تعریف ( فارسی )
بسیار خسته، کوفته و از پاافتاده؛ حالتی که فرد بر اثر کار زیاد، فعالیت شدید یا فشار جسمی احساس بی حالی و درماندگی می کند.
معادل های فارسی
خسته و کوفته
از پا افتاده
... [مشاهده متن کامل]
مانده
بی رمق
تعریف انگلیسی
مثال ( لری )
اَز صُبح کار کِردُم، چمچمالوم.
ترجمه فارسی
از صبح کار کردم، خسته و کوفته شدم.
ترجمه انگلیسی
یادداشت
واژهٔ چمچمال در برخی گویش های لری و نیز در گویش اصفهانی به کار می رود و به حالت خستگی شدید و کوفتگی اشاره دارد. این واژه با چولِستن ( از پا افتادن از شدت خستگی ) از نظر معنایی نزدیک است، اما چمچمال صفت است، در حالی که چولِستن فعل است.
گویش اصفهانی:
چِمچِمال ( chemchemal ) : کسل و ناتوان
( فرهنگ مردم اصفهان، میرسیدعلی جناب، تصحیح: رضوان پورعصار، اصفهان، شهرداری اصفهان، 1385 ) .
چِمچِمال ( chemchemal ) : کسل و ناتوان
( فرهنگ مردم اصفهان، میرسیدعلی جناب، تصحیح: رضوان پورعصار، اصفهان، شهرداری اصفهان، 1385 ) .
اهالى چمچمال عمدتآ از طایفه زنگنه*اند. آنها در پرورش دام، به ویژه اسب، شهرت داشتند. شیخ علی خان زنگنه*، وزیر سلطان سلیمان اول صفوى، اهل آنجا بود
امروزه چمچمال دهستانی در بخش بیستون شهرستان هرسین است و اهالى آن ــ به ویژه پس از اصلاحات ارضى دهه 1340ش، که محدودیتهایى براى دامپرورى پدید آوردــ به کشاورزى اشتغال دارند ( ایران. وزارت کشور، ذیل �استان کرمانشاه در سرشمارى 1375ش، جمعیت دهستان چمچمال 587، 21 تن ذکر شده که حدود 80% جمعیت بخش بوده است
... [مشاهده متن کامل]
امروزه چمچمال دهستانی در بخش بیستون شهرستان هرسین است و اهالى آن ــ به ویژه پس از اصلاحات ارضى دهه 1340ش، که محدودیتهایى براى دامپرورى پدید آوردــ به کشاورزى اشتغال دارند ( ایران. وزارت کشور، ذیل �استان کرمانشاه در سرشمارى 1375ش، جمعیت دهستان چمچمال 587، 21 تن ذکر شده که حدود 80% جمعیت بخش بوده است
... [مشاهده متن کامل]
چمچمال نام منطقه ویژه اقتصادی ایل بزرگ زنگنه در استان کرمانشاه دارای کشاورزی وسیع و دشت های حاصلخیز و محل داد ستد با مردم کرکوک عراق
چمچمال بخشی از سرزمین و خاک لکستان ایران
در اصفهان به معنی حال قبل از مریضی ( حال خوش و ناخوش ) .