شمنیدن

پیشنهاد کاربران

آوانویسی: /ʃemenidan/ (
نقش دستوری: مصدر ( فعل متعدی )
تعریف ( فارسی )
مایع یا غذای نیمه مایع را با قاشق، ملاقه یا وسیله ای دیگر به هم زدن تا مواد آن با هم مخلوط یا یکنواخت شوند.
معادل های فارسی
...
[مشاهده متن کامل]

هم زدن
مخلوط کردن
به هم زدن
English
to stir
to mix
to whisk ( در صورت هم زدن سریع، مانند تخم مرغ )
تعریف انگلیسی
To stir or mix a liquid or semi - liquid substance so that its ingredients become evenly combined.
مثال ( لری )
غِذا نَن بِشِمِن.
ترجمه فارسی
غذا را هم بزن.