چولستن

پیشنهاد کاربران

آوانویسی: /t͡ʃulestan/
نقش دستوری: مصدر ( فعل لازم )
تعریف ( فارسی ) : از شدت خستگی، کار یا فشار جسمی کاملاً از پا افتادن، توان خود را از دست دادن یا احساس کوفتگی شدید کردن.
معادل های فارسی:
...
[مشاهده متن کامل]

از پا افتادن
از خستگی نابود شدن
کوفته و درمانده شدن
از شدت خستگی درهم شکستن
English:
to be exhausted
to be worn out
to be completely worn down
to be dead tired ( informal )
تعریف انگلیسی: To become completely exhausted or worn out due to intense physical effort, work, or fatigue.
مثال ( لری ) : اَمرو چونو کار کردم که چولِستوم.
ترجمه فارسی: امروز آن قدر کار کردم که از خستگی از پا افتادم.
ترجمه انگلیسی: I worked so hard today that I was completely exhausted.
یادداشت: این فعل صرفاً به �خسته شدن� اشاره ندارد، بلکه خستگی بسیار شدید و از پا افتادگی را می رساند؛ حالتی که فرد احساس می کند دیگر توان ادامه دادن ندارد.