آوانویسی: /esbi/ نقش دستوری: صفت تعریف ( فارسی ) سفید؛ دارای رنگ سفید یا روشن. معادل های فارسی سفید English white تعریف انگلیسی White; having the color of snow, milk, or other light - colored objects. ... [مشاهده متن کامل]
مثال ( لری ) لواسِس اِسبی هِه. ترجمه فارسی لباسش سفید است. ترجمه انگلیسی His/Her clothes are white.
اسبی، یا اسپی سپید گویش طالقانی
کلمه اِسبی با تلفظ esbi در فرهنگ لرستان به معنی سفید می باشد
کلمه اِسبی ریشه در فرهنگ لرستان دارد و به معنی سفید می باشد