آوانویسی: /ʃejtun/
نقش دستوری: اسم
تعریف ( فارسی )
عنکبوت؛ بندپایی هشت پا که تار می تند و برای شکار حشرات از آن استفاده می کند.
معادل های فارسی
عنکبوت
English
spider
تعریف انگلیسی
... [مشاهده متن کامل]
A spider; an eight - legged arachnid that spins webs to catch insects.
مثال ( لری )
یِه شیطون رَ ری دیوار.
ترجمه فارسی
یک عنکبوت روی دیوار رفت.
ترجمه انگلیسی
A spider crawled up the wall.
یادداشت
در این گویش، �شیطون� نامِ عنکبوت است و با معنای رایج فارسیِ �شیطان� یا صفت �شیطان/شیطون� به معنای بازیگوش ارتباطی ندارد. این تفاوت معنایی از ویژگی های واژگانی گویش لری است.
نقش دستوری: اسم
تعریف ( فارسی )
عنکبوت؛ بندپایی هشت پا که تار می تند و برای شکار حشرات از آن استفاده می کند.
معادل های فارسی
عنکبوت
تعریف انگلیسی
... [مشاهده متن کامل]
مثال ( لری )
یِه شیطون رَ ری دیوار.
ترجمه فارسی
یک عنکبوت روی دیوار رفت.
ترجمه انگلیسی
یادداشت
در این گویش، �شیطون� نامِ عنکبوت است و با معنای رایج فارسیِ �شیطان� یا صفت �شیطان/شیطون� به معنای بازیگوش ارتباطی ندارد. این تفاوت معنایی از ویژگی های واژگانی گویش لری است.
شیطون به انگلیسیnaughty
ناز
بلا
جیگر
بلا
جیگر
باهوش - نورانی - درخشان - شادی بی پایان - نام دختر داریوش سوم
آتیش پاره و پرجنبوجوش
فضول، بلا
گویایی سَری
بازیگوش