پرسش خود را بپرسید
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
٥,١٦٥ بازدید
٤ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,١٣٠ بازدید

دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد با نفس خود کند به مراد و هوای خویش گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش چاهست و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش ✏ «سعدی»  

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٨ پاسخ
٣٩٠ بازدید
چند گزینه‌ای
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٣٢٠ بازدید

دین به دنیای دنی دادن نه کار عاقل است می دهی یوسف به سیم قلب ای نادان چرا هیچ میزانی درین بازار چون انصاف نیست گوهر خود را نمی سنجی به این میزان چرا نان جو خور، در بهشت سیر چشمی سیر کن می خوری خون از برای نعمت الوان چرا ✏ «صائب تبریزی»  

٢ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,٥٤٣ بازدید
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٢,٧٥٤ بازدید

ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست بشکستن آن روا نمیدارد مست چندین سر و پای نازنین از سر و دست از مهر که پیوست و به کین که شکست ✏ «خیام»  

٢ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
١,٩٠٨ بازدید

این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست از دیدهٔ شاهیست و دل دستوریست هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست از عارض مستی و لب مستوریست ✏ «خیام»  

٢ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١,٨٢٧ بازدید

مرغ بر بالا و زیر آن سایه‌اش می‌دود بر خاک پران مرغ‌وش ابلهی صیاد آن سایه شود می‌دود چندانک بی‌مایه شود بی‌خبر کان عکس آن مرغ هواست بی‌خبر که اصل آن سایه کجاست تیر اندازد به سوی سایه او ترکشش خالی شود از جست و جو ترکش عمرش تهی شد عمر رفت از دویدن در شکار سایه تفت ✏ «مولوی»  

٢ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٣٧٤ بازدید