برای " man is the measure of all things" معادل فارسی داریم ؟
ترجمه ی روان و معادل فارسی ضرب المثل " anger is the one thing made better by delay"
به جای " امکان پذیر" چی میتونیم بگیم بگیم ؟ مثلا: این بودجه برای سازمان امکان پذیره .
معادل فارسی " Anti-Dilution Provision " چی میشه ؟
به چه توافق هایی Non-Solicitation Agreement میگن ؟
معادل فارسی VP of Continuous Improvement چی میشه ؟
Revenue Model چه معادل فارسیی داره و چند مدل داره ؟
معادل فارسی " Hidden Navigation " چیه ؟ کاربردش کجاست ؟
معادل فارسی برای " Literature Survey " پیشنهاد بدید
معادل فارسی برای "Logical Operators" چی میشه ؟