پرسش خود را بپرسید

کلمات زیر را با ذکر مثال از متون ادبی معنی کنید

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٤٥

مکنف

واعی

لدیغ

ژیغ ژیغ

کفویت

غرها

٦٥,٧١٤
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٩٣
برنزی
٢,٥٨٧

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

این واژه‌ها بیشتر در متون کهن و لغت‌نامه‌ها دیده می‌شوند. معانی رایج آن‌ها چنین است:

مکنّفواعیلدیغژیغ‌ژیغکفویت
واژهمعنی
دربرگرفته، احاطه‌شده، پوشیده و فراگرفته‌شده.
آگاه، هوشیار، فهمنده؛ کسی که سخن یا دانشی را نیک دریابد و در خاطر نگه دارد.
گزیده‌شده (به‌ویژه مارگزیده)، آسیب‌دیده از نیش.
صدای جیغ و فریاد پی‌درپی؛ همچنین به معنای ناله و فغان ممتد.
همتایی، هم‌شأنی، هم‌کفوبودن؛ تناسب و برابری در مرتبه یا منزلت.
غُرها (جمعِ غُرّه)آغازها، نخستین روزها؛ گاهی به معنی برگزیدگان و سرآمدان نیز آمده است، بسته به بافت متن.

مثال‌های ادبی

مکنّف

«لشکر دشمن شهر را مکنّف ساخت.»
یعنی: شهر را در محاصره و احاطه گرفت.

واعی

«واعیِ سخن باش که هر نکته گوهری است.»
یعنی: فهمنده و دریافت‌کنندهٔ سخن باش.

لدیغ

«چون لدیغ از زهر هجران می‌تپید.»
یعنی: مانند مارگزیده از درد بی‌قرار بود.

ژیغ‌ژیغ

«کودک ژیغ‌ژیغ‌کنان از پی مادر دوید.»
یعنی: با جیغ و فریاد پیاپی.

کفویت

«در نکاح، کفویت میان زن و مرد را شرط دانسته‌اند.»
یعنی: هم‌شأنی و تناسب.

غرها

«در غرهای جوانی قدر تجربه نمی‌دانستم.»
یعنی: در آغاز و اوایل جوانی.

٢٢,٠٧٣
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣٥
برنزی
١٣١
تاریخ
٣ هفته پیش

مکنف= پنهان شده

گرچه از یک وجه منطق کاشف است

لیک از ده وجه پرده و مکنف است

++++++++++++++++++

واعی= نگهدارنده شنونده

اذن مؤمن وحی ما را واعیست

آنچنان گوشی قرین داعیست

++++±+++++++++++++

لدیغ= مارزده و نیش خورده

صد دریچه و در سوی مرگ لدیغ

می کند اندر گشادن ژیغ ژیغ

++++++++++++++++++

ژیغ ژیغ= قطره قطره

نفوذ کردن

صد دریچه و در سوی مرگ لدیغ

می کند اندر گشادن ژیغ ژیغ

++++++++++++++++++

کفویت= هم شأن و رتبه بودن

مادر شه زاده گفت از نقص عقل

شرط کفویت بود در عقل نقل

++++++++++++++++++

غرها= راه‌ها و منافذ

زان همه غرها درین خانه رهست

هر دو گامی پر ز کزدمها چهست

++++++++++++++++++

١٠٥,٠٧٣
طلایی
١٠٢
نقره‌ای
٧٠٨
برنزی
١,٥٣٩
تاریخ
٣ هفته پیش

صد دریچه و در سوی مرگ .... 
می کند اندر گشادن ژیغ ژیغ

بعدی 

گرچه از یک وجه منطق کاشف است
لیک از ده وجه پرده و مکنف است

از مولانا 

اذن مؤمن وحی ما را واعیست
آنچنان گوشی قرین داعیست

همچنین 

مادر شه‌زاده گفت از نقص عقل
شرط کفویت بود در عقل نقل

همچنین 

زان همه غرها درین خانه رهست
هر دو گامی پر ز کزدمها چهست

همچنین 

١٦٨,٧٦٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٣ هفته پیش

پاسخ شما