برای نگهبانی از زبان پارسی کدام مهمتر هستند؟ مطبوعات یا رسانه؟
برای نگهبانی از زبان پارسی کدام مهمتر هستند؟ مطبوعات یا رسانه؟
توضیح اینکه مطبوعات قشر خاصی را هدف میگیرد، ولی پیامش ماندگارتر است. ولی رسانه رادیو و تلوزیون، مخاطبش تمام قشرهاست، ولی لحظه ایست. وقتی اشعار حافظ در رسانه خوانده میشود یا نقد میشود، برای یک لحظه است و بعدش تبلیغات چیپس و پفک میاید، ولی همان مطلب در کتاب و مجله سالها در خانه میماند و افراد بسیاری در طول زمان، از آن استفاده میکنند. به نظر شما کدامیک مهمتر، تاثیرگذارتر و کارا تر هستند؟
٧ پاسخ
پرسش بسیار دقیقی مطرح کردید. برای نگهبانی از زبان پارسی، هر دو نقش حیاتی دارند، اما اگر ناچار به انتخاب «مهمتر» باشیم، باید بر اساس ماهیت ماندگاری و عمق تأثیر داوری کرد.
با توجه به استدلال خودتان، پاسخ این است:
مطبوعات (و به طور کلی رسانههای مکتوب و ماندگار) در درازمدت مهمتر و کاراتر هستند.
دلیل آن به تفاوت «نگهبانی سطحی و لحظهای» با «نگهبانی ساختاری و عمیق» برمیگردد:
۱. ماندگاری در برابر لحظهای بودن
· مطبوعات (کتاب، مجله، روزنامه) یک متن را ثبت میکنند. خواننده میتواند بارها به آن مراجعه کند، روی واژهها تأمل کند، و حتی آن را به نسل بعد بسپارد. اشعار حافظ در یک مجله چاپ شود، سالها بعد هم آن نقد و تحلیل ارزش خود را دارد.
· رسانهٔ دیداری/شنیداری (رادیو، تلویزیون) جریانی گذراست. یک برنامهٔ نقد شعر، دقایقی پخش میشود و اغلب اثری مکتوب از آن باقی نمیماند (مگر اینکه بازنویسی یا آرشیو شود).
۲. عمق پرداخت
· مطبوعات جا و فرصت بیشتری برای تحلیل ریشهای، آموزش دستور زبان، معرفی واژههای ناب پارسی و نقد ادبی دارند.
· رسانهٔ جمعی معمولاً نیاز به جذابیت و سرعت دارد، بنابراین مجبور است زبان را ساده، گاه عامیانه و حتی در مواردی درستتر از نظر معیار کوتاه و سطحی ارائه کند.
۳. گروه هدف و تأثیر نخبگانی
درست میگویید که مطبوعات قشر خاصتری (تحصیلکرده، اهل قلم، علاقهمندان به زبان) را هدف میگیرند. اما همین «خاص بودن» باعث میشود این گروه به نگهبانان واقعی زبان تبدیل شوند: معلمان، نویسندگان، ویراستاران، شاعران. اگر زبان از این پایگاه ریشهدار را از دست بدهد، رسانهٔ عمومی هم به مرور به همان آشفتگی دچار میشود.
۴. رسانه در نگهبانی چه نقشی دارد؟
نقش رسانه تثبیت هنجارهای عمومی و ترویج یکدستی زبانی است. وقتی تلویزیون و رادیو درست و فصیح حرف بزنند، مردم عادی آن را «زبان درست» میپذیرند. پس رسانه برای نگهبانی عام بسیار مؤثر است، اما گذراست و اگر از پشتِ خشتِ مطبوعات و کتابها تغذیه نشود، سطحی خواهد ماند.
جمعبندی:
· برای ماندگاری، عمق، و حفاظت از ریشههای زبان پارسی در طول تاریخ و نسلها: مطبوعات مهمترند.
· برای آموزش عمومی، هماهنگی گویش معیار، و تأثیر بر تودهٔ مردم در زمان حال: رسانه مهمتر است.
اما اگر «نگهبانی» را وظیفهای بلندمدت و راهبردی بدانیم، مطبوعات نقش بنیادینتری دارند. رسانهها هم مثل شاخ و برگ هستند، ولی مطبوعات و کتابها ریشهاند. بیریشه، شاخ و برگ هم خشک میشود.
درود بر شما
تحلیل منطقی و درستی ارائه دادید ولی نکته مغفول در آن رویگردانی و گریزان بودن نسل جدید از مطالعه واقعی و هدف دار است وبهمین دلیل رسانه ها جای مطبوعات را پر کرده اند لذا با این حجم ابتذالی که در عرصه فرهنگ در رسانه ها ترویج میشود وظیفه اندیشمندان در نگهداشت و حتی تعالی زبان را صد چندان میکند.
درود بر شما دکتر عزیز🙏🌹
بله آفرین، از بین رفتن سطح مطالعه در کشور از طرفی و رفتار دوگانه و مشکوک رسانه های جمعی دو موضوع جدی ادبیات و فرهنگ ملی ماست که مورد بی توجهی قرار گرفته🙏🌹
از تجربيات گسترش زبانهاى فرانسه و انگليسی در بُرهه اى از زمان در دنيا و از جمله در كشور خودمان بايد استفاده كنيم، عبرت گرفتن از تاریخ، برای ما ایرانیان که فرهنگ کهنسال و درخشانی داریم ضروری و حیاتی است، جالب توجه اینکه درحالی این واژگان بیگانه زبان فرانسوی به زبان پارسی ايران عزیز هجوم آور، كه هيچ پيوند فرهنگی و زمينه ى تاريخی، حتی خونی، نژادى، اصلاً در هيچ شکلی اينجا نداشته، خیلی عجیبه، درعين حال آمدند و وارد شدند و از صفر شروع كردند و زبان فرانسه اين جور، يك مدّتی به عنوان انگل و زبان دوّم، گند زد به زبانمان، برای نسل پیشین ما جا انداختند، نه تنها پایش و پالایشی صورت نگرفت، بلکه اینبار باز بعد از مدّتی سر و کله زبان انگليسی، با دست و صورت نشسته از راه رسید، گل بود و به سبزه نیز آراسته شد، مهمانان ناخوانده که همچنان در محاورات و رسانه های جمعی دست به دست میشود، اگر کمی به قضیه پیشنهاد تغییر خط در زمان پهلوی اول دقت کنیم متوجه میشویم که این قضیه اتفاقی نبوده، کاملاً با برنامه ریزی و هدفدار بوده. اینها به کنار، سوتی های مسئولین در رسانه ها ملی را کجای دلمان بگذارم؟ شما بگو؟
سروده اى که دارای وزن اما فاقد تکنیکهای شعرى باشد، نظم است و شعر تلقی نمیشود ولی ارزش يك نظم پر عاطفه خیلی بالاتر است از یک شعر خيال انگيزِ بی تعمقِ خالی از احساس و اندیشه که در آن تنها تخیلات شاعری و استعارات و آرايه هاى ادبی صورت گرفته است. يعنى: اگر شاعرى در نظم خود از فنون شعرى بهره نبرده باشد، قطعاً به این دلیل بوده که تحت تأثیر احساس و اندیشه قرار گرفته است و در حقيقت چنین شاعری، عملكردى با تعمق روا داشته است. فنون شعر در نهایت میبایست به کوتاه شدن سخن ایجاز و اختصار کلام و بیان متعالی تر شعر کمک کند.
با تقدیم سلام حضور محترم همه عزیزان؛
آقای ایرانینیای عزیز به نظر من بستگی به جامعهی هدفمان دارد. اگر جامعهی هدف، مخاطب عام باشد(عوام جامعه) رسانههای دیداری و شنیداری موثرتر واقع میشوند، ولی در مورد مخاطب خاص با تحصیلات آکادمیک، مطبوعات محیط مناسبتری برای آگاهیبخشی محسوب میشوند. ارادتمند همگی
سلام و درود بر فریبرز عزیزم و سپاس🙏🌹
درود به همه عزیزان؛
مخلص کلام:؛
1.اثرگذاری گستردهتر : رسانه.
2.دقت و تثبیت نوشتاری:مطبوعات.
رسانه.. مهم تر
مطبوعات.. مهم
درود، آفرین رسانه جمعی اهم، و مطبوعات مهم است🙏🌹
رادیو تلویزیون مخاطب گسترده ای داره و تاثیر آموزشی وسیعی درین مورد و مسائل آموزشی دیگر هم میتواند ایفا کند و در مقابل مطبوعات که طیف محدودی را پوشش میده و نمیتونه ب ا تلویزیون رقابت کنه این نظر کارشناس نیست بلکه ایده شخصی است با تشکر
سلام بر محمد جان گلم🌹🙏بله آفرین، رادیو تلویزیون در دورترین روستاها هم مورد استفاده قرار میگیره ولی لحظه ای چیزی گفته میشه و تمام میشه، رسانه های مکتوب به دست همه نمیرسد ولی ماندگار است، گرچه هر دو مهم هستند، لیکن از نظر اهم و مهم شاید بشه گفت صوتی تصویری سریعتر، و مطبوعات کندتر ولی عمیقتر، نهایتاً با نظر شما موافقم چون غرب هجمه صوتی تصویری را در اولویت گذاشته، آفرین، گل برای گل🌹🌷🪻🌺🪻🌷🌹🌷🌹
یکم؛ مطبوعات نیز رسانه هستند.
دوم؛ تاثیر رسانههای دیداری و شنیداری مانند رادیو و تلوزیون و سبنما و ...لحظهای و کوتاه مدت نیست و دارای تاثیر ماندگار هستند.
آفرین ولی نفرمودید کدام مهمتر هیتند؟ مکتوب یا صوتی تصویری؟
درود بر شما امیرجان، آفرین، تحلیل هوشمندانه ای فرمودید🙏🌹