بیت زیر دربارهٔ کدام شخصیت شاهنامه است؟
بیت زیر دربارهٔ کدام شخصیت شاهنامه است؟
> چو کودکی بودم مرا نام بود
> ز داد و دهش گیتی آرام بود
الف) فریدون
ب) سیاوش
ج) کیخسرو
د) نوذر
٧ پاسخ
جوک سازی قومی، پديده اجتماعی ريشه داری است که توسط جوامع استعماری، و با هدف تفرقه افکنی در فرهنگ انسانی جا خوش کرده، و حضور و پيشينه طولانی دارد. در طی سالها و به تدريج هر قومی بنا بر هويت ملی و تاريخی خود، به این دسیسه گرفتار شده و به حق و يا ناحق، اقوام دیگر را مشهور به چند خصوصيت بارز نموده. اینکه اسکاتلندی ها را در جوک های خود افراد خسیسی معرفی میکنند نیز گوشه ای از این رواج فرهنگ وهن و تمسخر است که در آموزه های دینی و اخلاقی به شدت نهی گردیده.
از علل خشم محمود غزنوی نسبت به فردوسی حکیم شایعاتی وجود دارد، از جمله اینکه مثلاً شاید معتزلی و شیعه بودن فردوسی که در نظر محمود بزرگترین گناه است، بوده باشد و یا مثلاً اینکه اظهار محبت شدید فردوسی است به ایران باستان و پادشاهان عجم که گویا محمود خود را از همۀ آنها بزرگتر و افزون تر میشمرد و به خوی و نژاد ترکانۀ او با نژاد ایرانی و افتخارات او دشمنی میورزیدند و یا فرضاً از دشنامها و بدگوییهایی که فردوسی در شاهنامه به تورانیان داشت خاطری آزرده داشته و مثلاً همین دلایل باعث خشم سلطان محمود و طرد فردوسی مؤثر بوده باشد.
باوجود اینکه قبلاً در دوران وزارت ابوالعباس از طرف دربار محمود با فردوسی عهد کرده بودند که در برابر هر بیت او یک دینار طلا بدهند، ولی پس از حضور فردوسی و بی اعتباری ابوالعباس، محمود به جای هر دینار، درهمی داد و این امر به رنجش و اندوه و خشم فردوسی افزود و کار به جایی رسید که فردوسی، محمود و دربار او را مورد هجو و انتقاد قرار داد و سلطان محمود قصد قتل فردوسی کرد و فردوسی به همین خاطر و از بیم جان خود غزنین که پایتخت غزنویان بود را ترک کرد.
زهی حیات مؤبد به كنج لعل تو پنهان
زلال كوثر نوش تو رشك چشمۀ حيوان
به عشوه سنبل طرار تست سلسلۀ دل
به غمزه نرگس خمار تست رهزن ایمان
به حيرتم رخ و چهر ترا صفت چه بگویم
نگارخانۀ چین یا بهار روضۀ رضوان
نیافتم به حقیقت که در دهن تو چه داری
بگو که دُرّ ثمین است یا لعالی دندان
دگر ز مشك خطائی به شهر نام نماند
دمی که سنبل مشکین کنی چهره پریشان
نسیم خلد بجوئی اگر شمیم وصالت
تف جحيم بخواهی اگر شرارۀ هجران
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
مرا نبود سر تقریر شوق اى كلك تحريرى
به افغان میندارد گوش یارا ناله تأثیری
ز عشق آن صنم رسوای خلقم پندی ای ناصح
مرا دیوانگی شد برملا ای عقل تدبیری
مسلمانی شد از دستم ز سودا رحمی ای کافر
شدم شیدای چشم فتنه اش ای زلف زنجیری
شبانی چند در آزارم ای گردون مدارائی
روی تاکی به کام مدعی ای چرخ تغییری
وصالش را به آرام تنم ای دوستان وصفی
خیالش را به تسکین دلم ای فکر تصویری
بود عمری بکویش ره ندادم ای اجل رحمی
شود یکدم به پابوسش رسم اى مرگ تأخيرى
هوای خدمتش دارم بسی ای بخت امدادی
خرابم کرده سودای رخش ای عشق تعمیری
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
بر اساس روایت شاهنامه فردوسی (بویژه در نسخهای که توسط میرزا علیمحمد خان اعتمادالسلطنه یا نسخههای استاندارد دیگر بررسی میشود)، در داستان دوازده رخ که بخشی از نبردهای بین ایرانیان و تورانیان در زمان فتحعلیشاه یا دورانهای قبلتر از آن مانند گشتاسپ است، اما در بافت تاریخی-اساطیری شاهنامه معمولاً به دورهای اشاره دارد که ایرانیان تحت فشار تورانیان هستند و پهلوانان برای نجات کشور یا بازپسگیری عزت میجنگند، دوازده پهلوان ایرانی در مقابل دوازده پهلوان تورانی نبرد میکنند. (بعضی پهلوانان دوبار میجنگند) این نبرد به صورت یکبهیک (دوئلهای متوالی) صورت میگیرد.
هر شب ز غمت تازه عذابی بینم
در دیده بجای خواب آبی بینم
وانگه که چو نرگس تو خوابم ببرد
آشفته تر از زلف تو خوابی بینم
بانو شاعره مهستی
گزینه ج درست است
درود بر حسین آقای گل🌹🌹🌹🌹