پرسش خود را بپرسید

کدام‌یک از موارد زیر از هفت‌خان رستم نیست؟

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
١٥٦

کدام‌یک از موارد زیر از هفت‌خان رستم نیست؟
الف) نبرد با اژدها  
ب) رهایی بیژن از چاه  
ج) نبرد با ارژنگ دیو  
د) گذشتن از بیابان پر رنج و سختی  

٢١٨,١٠٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

گزینه ب)رهایی بیژن از چاه

٨٧,٣٠٤
طلایی
٩٨
نقره‌ای
٤٩٦
برنزی
٥٠٥
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما کیارش عزیز، بله آفرین🌹🙏

سعدى بزرگ كه استاد سخن است، فخامتی را كه در بوستان نشان ميدهد، در غزليات خودش نميتواند نشان بدهد. اين، طبيعت زبان غزل است و هر شاعرى ناگزير در غزل محدوديتهايی دارد، محدوديتهايی كه سخن را از استحكام و فخامت و جزالت لازم می اندازد. پس لطافت و نازكی در غزل، بطور طبيعی منافات دارد با طبيعت استحكام و محكم بودن شعر كه در قصيده مشاهده ميشود. حالا ما شعرى را اگر پيدا كرديم كه با اينكه غزل است، از لحاظ استحكام الفاظ، كوچك ترين نقيصه اى ندارد، اين شكل شعر، برترين است. اگر غزلی را ما يافتيم كه علاوه بر لطف سخن و لطافت كلمات، از يك استحكام و استوارى هم برخوردار است، بطورى كه نميتوان جاى هيچ كلمه اى از كلمات آن را عوض كرد يا چيزى به آن افزود يا چيزى از آن كاست، بايد استنتاج كنيم كه اين غزل، و اين سخن، در حدّ اوج است؛ و در ديوان حافظ، از اين قبيل بسيار است. آن چنان استحكام سخن در غزل حافظ، چشم را به خود جلب ميكند كه كسانی كه بر روى خصوصيات لفظی سخن كار ميكنند، منهاى مسائل معنوى، بی شك يكى از چيزهايی كه آنها را مبهوت ميكند، همين استحكام سخن حافظ است که در بسيارى از ابيات او و غزليات او نبوغ وی را به رخ میکشد.

٢١٨,١٠٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٤ هفته پیش

بت که بت گر کندش دلبر نیست 
دلبری دستبرد بت گر نیست 
بت من دل ببرد که صورت اوست 
آزری وار و صنع آزر نیست 
از بدیعی به بوستان بهشت 
جفت بالای او صنوبر نیست 
چیست آن جعد سلسله که همی 
بوی عنبردِه است و عنبر نیست 
هیچ مویی شکافت از بالا 
زارتر زان میان لاغر نیست 
بینی آن چشم پر کرشمه و ناز 
که بدان چشم هیچ عبهر نیست 
سیم بی بار اگر چه پاک بود 
چون بناگوش آن سمنبر نیست 
گرد مه زان دو زلف دایره ایست 
نقطه ای زان دهانش کمتر نیست 
به لطیفی دگر چنو نبود 
به کریمی چو میر دیگر نیست 
مردمی چیست، مردمی عرض است 
جز دل پاک اوش جوهر نیست 
عنصری 

٢١٨,١٠٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
١ ماه پیش

نمادها در  شاهنامه فردوسی و دیو سپید به عنوان تجسم ترس: دیو سپید را میتوان تجسمی از بزرگترین ترس‌های انسان دانست؛ ترس از نابینایی، ترس از مرگ، ترس از ناتوانی. رستم با غلبه بر دیو سپید، بر این ترس‌های بنیادین غلبه میکند و به دیگران نیز می‌آموزد که چگونه با ترس‌های خود روبرو شوند: 
بیابان سپردی و راه دراز
کنون چارهٔ کار او را بساز 
پر اندیشه شد جان پولادوند
که آن بند را چون شود کاربند 
چنین داد پاسخ بافراسیاب
که در جنگ چندین نباید شتاب 
گر آنست رستم که مازندران
تبه کرد و بستد بگرز گران 
بدرید پهلوی دیو سپید
جگرگاه پولاد غندی و بید

٢١٨,١٠٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
١ ماه پیش

قصاب چنانکه عادت اوست مرا 
افکند و بکشت و گفت این خوست مرا 
سر باز به قدر می‌نهد بر پایم 
دم میدمدم تا بکند پوست مرا 
بانو شاعره مهستی 

٢١٨,١٠٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما

گزینه ب

هفت  خوان در اوان زندگی پهلوانی رستم  در مسیر  رستم جهت رها کردن کاوس و سایر پهلوانان است

ولی داستان بیژن  سالها بعد رخ میدهد

٦٨,٩٤٣
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢١٤
برنزی
٢,٦٤٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما سرور بزرگوار بله آفرین، فعلاً چند تا پرسش ساده میگذارم تا دانه بپاشم و سخت ها را در آستین مخفی کرده ام🫣

درود
پس مواظب دام های پیش رو باشیم😅

گزینه ب  صحیح ااست.

داستان هفت‌خوان رستم  در واقع نبردی فیزیکی نیست...بلکه نمادی از  مراحل رشد روحی است که انسان باید از آن‌ها عبور کند تا به کمال خود برسد.

٦٢,١٨٢
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٦٠
برنزی
٧٠٨
تاریخ
٢ ماه پیش

بله آفرین درود بر شما این مراحل جنبه نمادین هم دارد که باید سختی هایی را تحمل کنیم تا با تلاش به هدف و تکامل برسیم، سپاسمند🌹

یعنی رستمی واقعی در زابل بوده که حریف نداشته، و فردوسی تاریخ و نماد و اخلاق را مخلوط کرده، مثلاً سیمرغ نماد ایمان رستم هست که نجاتش میده، یا دیو اغلب نفس خود شخص هست، وگرنه فردوسی هزار سال قبل، زمان را به عقب برگشته و تاریخ ۱۷۰۰ سال شاهان را تألیف کرده که مورخین و پژوهشگران ازش استفاده میکنند، چون تاریخ ها و پادشاهانش واقعی هستند، شاخ و برگش نمادهاست.

پاسخ شما