در کدام بخش ایران هنوز زبان اصیل پارسی دری در گویش و محاوره کمابیش استفاده میشود؟
در کدام بخش ایران هنوز زبان اصیل پارسی دری در گویش و محاوره کمابیش استفاده میشود؟
٧ پاسخ
فکرکنم بخشهای روستایی و کوهستانی در خراسان بزرگ باشه که نزدیکتر باشه به زبان دری اصیل روزگاران قبلی در ایران و تحت اثر تغییرات زبان کنونی پایتخت قرار نگرفته اند
سلام محمد جان عزیزم🙏🌹
الهی که چاق سلامت و تندرست باشی
این شعر شاعر تقدیم به شما نازنین
زمانه پندى آزاد وار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگرى همه پند است
به روز نیک کسان گفت غم مخور زنهار
بسا کسا که به روز تو آرزومند است/ از رودکى جان، گل برای گل🪻🌷🪻🌷🪻🌷
اگر ما بتوانيم در نوشته هاى خود، لُبّ کلام و درست ترين آنها را با بهترين شيوه بيان كنيم، يك كار فوق العاده و عالی صورت گرفته است. لُب، يعنی پرهيز از زوائد و حواشی. به تجربه ثابت شده، هرچه خلاصه گویی در بيان وجود داشته باشد، مخاطب بيشتر جذب ميشود و بيشتر اعتماد ميكند، تا اينكه کسی به مناسبتى وارد حاشيه اى شود و همين طور در آن حاشيه جلو برود، كه پيدا است ميخواهد حجم را زياد كند، از اين بايد پرهيز كنيم.
لطیفه قبولی در کنکور: فرزند همسایۀ ما امسال در کنکور بیست نفر مانده به آخر شد. باباش داشت شیرینی پخش میکرد😱 میگویم چرا؟ میگوید: فکر نمیکردم بیست نفر از این خنگ تر هم تو ایران باشد، واقعاً شکرانه داره!🤣
ماهيت طنز با هجو، هزل، فكاهی، لطيفه و مزاح تفاوت بسيار دارد. طنز يكی از صناعات ادبی است كه با بيان شيرين و جذاب، گاه زشتی و كاستی را نمايش ميدهد و مخاطبان خود را با تبسمی معنادار، به تفكر برای اصلاح وضع موجود وا ميدارد.
دفتر خاطرات طلبه: مرغها الان برای شهریه طلبگی کلاس میگذارند، آنها سهم زيادی در پيشرفت طلاب داشتند. در كتاب آشپزی طلاب، سابقه تخم مرغ ميدرخشد: کوکو سیب زمینی، کوکو سبزی، تخم مرغ نیمرو و تمام رو، اُملت، خوراک لوبیا و تخم مرغ، تخم مرغ آب پز و سیب زمینی. منّت خدای را عزّوجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر تخم مرغی که فرو میرود مُمدّ حیات است و چون ارزان شود مفرّح ذات...
برای شناخت و تعریف طنز باید نخست معنا و مفهوم آن در فرهنگ و لغت روشن شود، و آنگاه تعریف اصطلاحی آن از دیدگاههای گوناگون بررسی شود و در نهایت جایگاه آن مورد نظر در علوم و ارتباط آن با دیگر مقولهها مشخص شود. طنز از جمله موضوعات مهم است که دیدگاههای زیادی درباره ماهیت آن ارائه شده، و ناگزیریم تعریفی صحیح از آن داشته باشیم. هم باید سراغ منابع لغوی در زبانهای عربی، فارسی و انگلیسی برویم و همچنین تعریفهای هنرمندان، ادیبان و فقیهان را مرور کنیم، تا ماهیت واقعی طنز، موضوع، هدف و مرز بین طنز و دیگر مقولههای مشابه روشن شود.
با درود. بله اینجا در کرمان زرتشتیان. و یزد هم زرتشیان. همچنین خراسان جنوبی و شمالی.
درود بر حسین جان عزیزم🙏🌹
پاسخ روشن این است که جامعه زرتشتیان یزد و کرمان در مرکز ایران، امروزه کمابیش به زبانی سخن میگویند که کهنترین بازمانده از زبان فارسی دری (به معنای تاریخی و اصیل آن) محسوب میشود.
این زبان که در منابع علمی "دری زرتشتی" (Zoroastrian Dari) نامیده میشود، به گویش ورانش در محاوره "به دینانی" (زبان اهل دین نیک) یا با نامی تحقیرآمیز "گبری" نیز شهرت دارد. این گویش برخلاف تصور عموم که "دری" را منحصراً به فارسی افغانستان میدانند، ریشه در ایران باستان دارد و بازمانده مستقیم زبان فارسی میانه (پهلوی) است.
در ادامه، تصویر روشنی از وضعیت این زبان در این مناطق خواهید دید:
📍 بستر زبانی و پیشینه تاریخی
برخلاف تصور رایج که فارسی دری را زبانی شرقی میداند، پژوهشها نشان میدهند ریشه این عنوان به دربار ساسانی (دری به معنای "درباری") بازمیگردد و در مناطق غربی ایران مانند تیسفون (مدائن) رواج داشته است. زبان دری زرتشتی امروزی بازمانده همان شاخه از زبان فارسی است که در فلات مرکزی ایران حفظ شده و از نظر تبارشناسی به زیرگروه زبانهای شمال غربی ایرانی تعلق دارد.
🌍 پهنه جغرافیایی و گویشوران
این زبان منحصراً در میان جامعه زرتشتیان ساکن در دو استان مرکزی ایران رواج دارد:
· یزد: محلههای زرتشتینشین در شهر یزد و روستاهای اطراف (مانند شریفآباد).
· کرمان: شهر کرمان و مناطق نزدیک به آن.
تعداد گویشوران آن امروزه بسیار محدود و بین ۸,۰۰۰ تا ۱۵,۰۰۰ نفر تخمین زده میشود. این زبان عمدتاً سینهبهسینه و به صورت گفتاری منتقل میشود و سنت نوشتاری گستردهای ندارد.
🗣️ گویشها و تنوعات داخلی
جالب توجه است که "دری زرتشتی" یک زبان یکدست نیست، بلکه مجموعهای از لهجههای متنوع است:
· لهجه یزدی: این لهجه خود به حدود ۳۰ نوع مختلف تقسیم میشود که هرکدام مختص یک محله زرتشتینشین در یزد است.
· لهجه کرمانی: جمعیت زرتشتی کرمان کمتر از یزد است و لهجه آن نیز در معرض خطر بیشتری قرار دارد.
⚠️ وضعیت کنونی: زبانی در معرض خطر
متأسفانه باید گفت که این میراث ارزشمند زبانی، امروز در وضعیتی شکننده قرار دارد:
· جابهجایی زبانی: والدین زرتشتی به دلیل مزایای اقتصادی و آموزشی، ترجیح میدهند با فرزندان خود به فارسی معیار (تهرانی) صحبت کنند تا دری. این موضوع باعث شده نسل جوان دیگر به این زبان مسلط نباشد.
· محدودیت شدید کاربرد: بر اساس پژوهش میدانی انجام شده در سال ۲۰۲۳، در میان جامعه زرتشتیان کرمان نوعی دوزبانگونگی (Diglossia) حاکم است. در این وضعیت، زبان دری صرفاً به حوزه خصوصی خانواده محدود شده و فارسی معیار در سایر حوزههای اجتماعی (آموزش، کسبوکار، دولت) کاربرد دارد.
· در حال انقراض: زبانشناسان وضعیت این زبان را "در حال انتقال به سمت انقراض" توصیف میکنند و برخی از لهجههای فرعی آن (مانند لهجه محمدآباد) عملاً منقرض شدهاند.
✨ تفاوت آن با فارسی دری افغانستان
برای جلوگیری از هرگونه سردرگمی، ذکر این نکته ضروری است که اصطلاح "دری" امروزه در سطح بینالمللی بیشتر به فارسی رسمی افغانستان اطلاق میشود. با این حال، زبانی که زرتشتیان یزد و کرمان بدان سخن میگویند، حلقه گمشدهای میان فارسی باستان و فارسی امروز است و از حیث ریشهشناسی و حفظ ساختارهای کهن، هویت مستقلی دارد.
درود بر امیر جان عزیزم، بله آفرین🙏🌹
ضمناً گویا فقط افغانستان نسبتاً دری را خوب حفظ کرده، وگرنه سمرقند که خواستگاه پارسی دری در دوره سامانیان و غزنویان و سلجوقیان بوده، متاسفانه بسیاری واژگان پارسی را با معنایی متفاوت بکار میبرند.
البته اینکه روس مجبورشان کرد با خط روسی سیریلیک مکاتبه کنند خودش مزید علت هستش، سپاس از صبر و حوصله شما🙏🌹
این سؤالی دقیقاً نمیدونم برای کی بود ولی سوألی بسیار دقیق، هوشمندانه و مستعدانهای پرسیدند،برای پاسخ به این سوال، باید ابتدا مرز میان (زبان رسمی)و (گویشهای محلی)را در نظر بگیریم.
در ایران، زبان رسمی و معیار (فارسی خودمون تهرونی)(یا همان فارسی مدرن) است، اما اگر به دنبال ریشههای اصیلتر، با آن آهنگ و ساختار کلاسیک که به آن (پارسی دری)یا همان فارسیِ کهنتر و نزدیک به گویشهای خراسانی و هراتی میگوییم، بگردی، باید به مناطق زیر نگاه کنیم: ۱.خراسان (بهویژه خراسان شمالی و رضوی)
خراسان کانون اصلی زبانهای پارسی است. اگرچه امروز فارسی استاندارد در آنجا رایج است، اما در گویشهای محلی و محاورات روستایی خراسان، هنوز آن آهنگِ (فارسیِ کلاسیک)(مشابه آنچه در اشعار فردوسی میشنویم) به وضوح شنیده میشود. واژگان و تلفظهایی در این مناطق وجود دارد که بسیار به فارسیِ قرن چهارم و پنجم بسیار نزدیک است و فاصله کمتری با «دری» (فارسی افغانستان) دارد.
۲. سلیمانیها و گویشهای مناطق مرزی (شرق و شمال شرق)
در مناطقی که ایران با افغانستان هممرز است، تداخل فرهنگی و زبانی بسیار زیاد است. در محاورات مردم این مناطق، ساختار جملات و حتی برخی از واژگان، بسیار به پارسی دری نزدیک است. در واقع، این مناطق پل ارتباطی میان فارسی مدرن ایران و پارسی دری هستند.
۳. مناطق با تلاقیهای تاریخی همانندِ (برخی از نقاطِ مرکزی )در برخی از حوزههای جغرافیایی که تاریخ حضور خاندانهای پارسیتبار در آنها پررنگ بوده، هنوز در کلمات و اصطلاحات قدیمی مردمی، اثراتِ آن زبانِ اصیل باقی مانده است.
حالا اینجانب چند نکته برای دقت بیشتر عرض میکنم:
✔️تفاوت ساختاری: آنچه ما در افغانستان به آن «دری» میگوییم، در واقع همان فارسیِ معیار و اصیل است که از ایرانِ قدیم به آنجا منتقل شده و در آنجا حفظ شده است. در ایران، زبان به سمتِ تهرانی شدن حرکت کرده، اما در خراسان این حرکت بسیار کندتر بوده و ریشهها عمیقتر حفظ شدهاند.
✔️در شعر و ادبیات: اگر به دنبال آن زبان باشی، باید به سراغ شاعرانی بروی که در جغرافیای خراسان زیستهاند؛ چرا که زبان آنها، همان زبانِ اصیلِ مادری است که در محاورات آن نواحی هنوز در خون جاری است.
#دکتر_دریا_ضیائی
درود بر شما و سپاس فراوان از سرکار🙏🌹
بله آفرین، خراسان بیشتر حفظ نموده، در شاعران معاصر خراسان رنگ و بوی دری به وضوح مشاهده میشود، کمتر دوستان به این قضیه دقت دارند، مخصوصاً در روستاهای دور از شهر خراسان این اصالت پر رنگ تر حس میشه، مناطق بلوچ نشین شاید بخاطر تعامل با همسایگان باشد، اردو و پشتو وارد محاوراتشان استفاده میشود، در یزد هم فقط بعضی زرتشتیان اصالت دری را حفظ کرده اند، گمان نمیکنم به جز خراسان، مابقی بیش از این دوام بیاورند، چون
فارسی نو از طریق رادیو و تلوزیون گویش های محلی مناطق مختلف را بقول معروف، در حال تهرانیزه کردن است. رسانه های محلی خراسان خوب این اصالت را حفظ کرده اند، گرچه فارسی نو تکامل خوبی پیدا کرده، شاید نظرم اشتباه باشه
ولی هر چه گویش های متفاوت فارسی را قیاس میکنم، هیچکدام مانند فارسی نو پخته و رسا نیست، بشرطی که حفظ بشه و به جز واژگان ترکی و عربی از واژگان اقوام محلی، لغات فرنگی مانند فرانسوی و انگلیسی و روسی خرابش نکند، متاسفانه یک مرض غرب گرایی و غرب گدایی پارسی را تهدید میکند که باعث استفاده بی رویه از لغات شیک و لوکس شده، از صبوری شما سپاسگزارم🙏🌹
Hello my dear Mohammad, I would give my life for you, my kind friend. Do you know there is someone thinking of you and caring you all the time ? Thank you! I'm grateful
🙏🌹