پرسش خود را بپرسید

کلمات زیر را با آوردن مثال معنی کنید

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٥٢

اشراط

ممارات

تکیف

جوزبن

ناحمولی

اغصان

٦١,٣٠٣
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٢
برنزی
٢,٤٩٧

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

اشراط...

جمعِ شَرَط  به معنی نشانه‌ها و علامات.

مانند.

از در گیریهای جهانی به عنوان اشراطِ آخرالزمانی   یاد   میشود.

ممارات...

یعنی بحث و جدلِ ،  لجاجت.

مانند.

مماراتِ و بی حوصلگی، رابطه‌ افراد را سرد میکند.

تکیّف...

یعنی  خو گرفتن با شرایط.

مانند.

آن زن و مردجوان خیلی زود با زندگی جدید تکیّف پیدا کردند.

جوزبن...

گیاهی دارویی .

مانند.

برای آرامش  خود از دمنوش جوزین  استفاده کنید.

ناحمولی...

یعنی  ناتوانی در تحملِ رفتار افراد.

مانند.

«ناحمولیِ  شورای  شهر، مردم را سختگیر  می‌کند.

اغصان...

جمعِ غُصن به معنی شاخه‌ درخت.

مانند.

پرندگان چه زیبا بر اغصانِ درختان آواز میخوانند.

٥٥,٧٢٦
طلایی
٦١
نقره‌ای
١٤٤
برنزی
٦٥٢
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین


اشراط/

شرط ها

کبک جنگی را بیاموزان تو صلح

مر خروسان را نما اشراط صبح

ممارات/

جنگ وجدل کردن

لیک در شیخ آن گله ز آمر خداست

نه پی خشم و ممارات و هواست

تکیف/

کیف کردن و ناقص کردن

اتصالی بی تکیف بی قیاس

هست رب الناس را با جان ناس

جوزبن/

درخت گردو

می فتاد از جوزبن جوز اندر آب

بانگ می آمد همی دید او حباب

ناحمولی/

بی صبری

ناحمولی انبیا از امر دان

ورنه حمالست بد را حلمشان

اغصان/

شاخه ها چوب‌ها هیزم ها

در زمان هیزم شد آن اغصان زر

مست شد در کار او عقل و نظر

٩٦,٥٧٩
طلایی
٧٧
نقره‌ای
٦٧٧
برنزی
١,٤١٠
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

  • اشراط:
    جمعِ «شَرَط» یا «شَریطه» و به معنی نشانه‌ها و علامت‌هاست؛ بیشتر در ترکیب «اشراطِ ساعت» یعنی نشانه‌های قیامت به کار می‌رود.
    مثال:
    «در برخی کتاب‌های دینی، از جنگ‌ها و آشوب‌ها به عنوان اشراطِ قیامت یاد شده است.»
  • ممارات:
    یعنی بحث و جدلِ طولانی، به‌ویژه همراه با لجاجت.
    مثال:
    «مماراتِ بیهوده میان دو دوست، رابطه‌شان را سرد کرد.»
  • تکیّف:
    یعنی سازگار شدن و خو گرفتن با شرایط.
    مثال:
    «دانش‌آموز تازه‌وارد خیلی زود با مدرسهٔ جدید تکیّف پیدا کرد.»
  • جوزبن:
    گیاهی دارویی و خوشبو، معروف به بادرنجبویه.
    مثال:
    «برای آرامش اعصاب، دمنوشِ جوزبن مفید است.»
  • ناحمولی:
    یعنی کم‌طاقتی و ناتوانی در تحملِ سختی یا رفتار دیگران.
    مثال:
    «ناحمولیِ او در برابر مشکلات، کار را دشوارتر می‌کرد.»
  • اغصان:
    جمعِ «غُصن» به معنی شاخه‌های درخت.
    مثال:
    «برف بر اغصانِ درختان نشسته بود.»
٢٠,٩٨١
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣١
برنزی
١٢٨
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین
در مورد جوزبن بازنگری نمایید

پاسخ شما