مفصل ترین داستان عشقی در شاهنامه کدام است
مفصل ترین و شورانگیز ترین داستان عشقی در شاهنامه کدام است
سیاوش و فرنگیس
بیژن و منیژه
زال و رودابه
رستم و تهمینه
٣ پاسخ
درود بر شما🙏
گزینه دوم و توضیح اینکه مفصل ترین و شورانگیز ترین داستان عشقی در شاهنامه بیژن و منیژه را فردوسی ابتدا با تصویر سازی ذهنی برای مخاطب، به گونه ای با مقدمه چینی و تفصیل طولانی آغاز میکند که به روشنی میتوان آگاه شد که قرار است شورانگیز ترین تصاویر عشقی و احساسی را خلق کند، ابتدا اینگونه آغاز میکند:
شبی چون شَبَه روی شسته بقیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
دگرگونه آرایشی کرد ماه
بسیچ گذر کرد بر پیشگاه
و بعد از کلی مقدمه چینی تا آنجا که میگوید:
مرا مهربان یار بشنو چگفت
ازان پس که با کام گشتیم جفت
بپیمای می تا یکی داستان
بگویمت از گفتهٔ باستان
شاعر در واقع تلاش میکند با جادوی کلمات ابتدا مخاطب را مست کند تا برای توصیف عشقی شورانگیز آماده شود و این از نبوغ و خلاقیت فردوسی است، مثلا میگوید:
بهر هفت کشور توی شهریار
ز هر بد تو باشی بهر شهر، یار
سر مرز توران در شهر ماست
ازیشان بما بر چه مایه بلاست
اصطلاحاً شاعر در طی توصیف این داستان طولانی یکی به نعل میکوبد و یکی به میخ، تا در مخاطب تشنگی ایجاد کند تا برای شنیدن داستان عطش ایجاد کند، و از طرفی تنوعی ایجاد کند که رفع خستگی بشود، بیژن در این بخش شخص اول داستان میشود که میخواهد لیاقت خود را اثبات کند و میگوید:
چنین گفت کای شاه پیروزگر
تو بر من به سستی گمانی مبر
تو این گفتهها از من اندر پذیر
جوانم ولیکن باندیشه پیر
منم بیژن گیو لشکرشکن
سر خوک را بگسلانم ز تن
مراد از خوک در اینجا خوک وحشی یعنی گراز است، که گردن ندارد و شکستن گردن گراز در اینجا انجام کارهای بسیار سخت است، اما چرا پدر حرف پسر را قبول نمیکند؟ این از ویژگیهای تاریخ ایران در شاهنامه است که پول و پارتی جایی ندارد و حتماً هر کسی باید لیاقت و توانایی خویش را در عمل اثبات کند، این شیوه نگارشی خاص در نظم فردوسی، همدلی مخاطب را به همراه دارد، گویی مخاطب با شخصیت داستان همزاد انگاری پیدا میکند، مخصوصاً اینکه شاعر حسابی با مبالغه پیاز داغ حکایت را زیاد میکند که:
گرازی بیامد چو اهریمنا
زره را بدرید بر بیژنا
چو سوهان پولاد بر سنگ سخت
همی سود دندان او بر درخت
تا اینکه آخر داستان میگه:
بدین کار بیژن سخن ساختم
بپیران و گودرز پرداختم
حکایت بیژن اگر چه طولانی و پر شاخ و برگ است، لیکن خسته کننده نیست، زیرا فردوسی در هزار سال قبل بگونه ای پخته این نظم را سروده که بعد از گذشت هزار سال، هنوزم تازه هستش و اصلاً بوی کهنگی نمیدهد، اگرچه بعضی کلمات شاهنامه مانند ابا و اوی و غیره.. از گویش ما حذف شده اند ولی هنوز فرهنگ ایرانی و اخلاق و افکار ایرانیان در آن تر و تازه است و حس میکنیم که داریم حرفی نو و جدید میشنویم.
درود بر شما
درست نیست
درود بر شما
آفرین
گزینه درست را علامت بزنید