پرسش خود را بپرسید

مراد ازجنگی نهنگ در بیت زیر چیست

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٤١

برآهیخت جنگی نهنگ از نیام
بغرید چون رعد و برگفت نام

✏ «فردوسی»
 

٠ %

نهنگ قاتل

٠ %

تمساح

١٠٠ %

شمشیر

٤ پاسخ
٠ %

ببر بیان

٣١,٣٢١
طلایی
٦
نقره‌ای
٩٦٨
برنزی
١,٨٤٦

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٥٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
١
تاریخ
١٤ ساعت پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

شمشیر جواب درست است 

٤٦,٧١٤
طلایی
٢٦
نقره‌ای
٤٦٤
برنزی
٦١٢
تاریخ
١٧ ساعت پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

درود بر شما ، 
واژه "نهنگ" در پارسی به چم " تمساح ، کوروکودیل" است  ، که پس از  آن جایگزین "نهنگ " "تمساح" شد و واژه "نهنگ" به چم "وال" شد 
من خودم در آبادیس واژه "بزرگخز" را جایگزین "تمساح" بیگانه گفتم چرا که هم "وال" بزرگترین ماهی دریایی است و هم "تمساح" بزرگترین خزنده روی زمین است "بزرگخز" یا "بزرگخزنده"  میتواند بهترین چمار را برساند 
در چکامه زیبای فردوسی میگوید :  نهنگ جنگی بزرگ را آغاز کرد و از نیامش بیرون آمد و نامش را مانند رعد  گفت  (نیام  به چم"پوشش" ، "نهان"   است)

تاریخ
١٨ ساعت پیش

درود بر شما 🌺
برآهیخت رو معنی کردم ، کلمه ( نهنگی پلنگ ) در میان دو کلمه برآهیخت و نیام هست، هنوز فرصت دارید پاسخ صحیح را پیدا کنید.
آفرین👏

-
١١ ساعت پیش

درود بر شما
واژه نهنگ در شاهنامه بارها به معنی تمساح بکار رفته ولی در اینجا معنی دیگری دارد

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم

درود فراوان
برآهیخت جنگی نهنگ از نیام 
بغرید چون رعد و برگفت نام 
براهیخت یعنی بیرون کشید یا برکشید 
برآهیخت بن ماضی، برآهیز بن مضارع هستش.
و براهیخت به بیرون کشیدن چیزی از چیز یا چیزهای دیگر اشاره دارد، مثل بیرون کشیدن شمشیر یا خنجر یا گرز. مثلاً جای دیگه گفته: 
برآهیخت شمشیر و اندر نهاد 
همی کرد از رزم گشتاسپ یاد 
البته در بعضی جملات به معنای: برداشتن. بلند کردن.  برافراختن. برافراشتن. چون گفته:
برآهیخت گرز و برانگیخت اسب
بیامد بکردار آذرگشسب 
در یوسف و زلیخا، به معنی کشیدن، مثل طناب دلو از چاه بالا کشیدن:
بدلو اندرون رفت آن پاک تن
برآهیخت بُشری ̍ بقوت رسن.
این مربوط به بخش پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران هستش. بله رستم با اولادش به ششمین خوان که گام نهاد، نبرد با دیوی نیرومند به نام ارژنگ بود. این دیو به همراه سپاهیان بسیارش، نگهبانی راهی را بر عهده داشتند که به شهری منتهی میشد که کی کاووس در آن به بند کشیده شده بود. رستم... نهایتاً کی کاووس و سربازان ایرانی را از بند رها کرد. اما خبردار شد که نابینایی اینها تنها زمانی درمان میشه که چند قطره از خون جگر دیو سپید را در چشمان‌شان بچکانند. پس به همراه اولاد که همچنان راهنماش بودن، راهِ غاری را در پیش گرفت که دیو سپید و پیروانش در آن زندگی میکردند. اینجا که با دیو سفید روبرو میشه.. برآهیخت جنگی نهنگ از نیام... بغرید چون رعد و برگفت نام.. با کشتن دیو سفید هفت خوان رستم تموم میشه و جگرگاه دیو سپید را به نزد کی کاووس میفرسته و به این ترتیب ایرانیان باز بینا میشن و نبرد خود را با شاه مازندران از سر میگیرند و در نهایت وقتی کی کاووس به این قلمرو چیره شد، چنان که رستم عهد کرده بود، پادشاهی آنجا را به اولادش سپرد.
پوزش مرور کردیم تا رفع خستگی بشه
مانا باشید و عاقبت بخیر، الهی🙏🌹

٩٣,٢٧٢
طلایی
٧٩
نقره‌ای
٥٣٨
برنزی
١,١٨٤
تاریخ
١٩ ساعت پیش

درود بر شما
آفرین
گزینه درست را انتخاب کنید

پاسخ شما