پرسش خود را بپرسید

معادل ترکیبات زیر را بنویسید

تاریخ
١٠ ماه پیش
بازدید
١١٩

بشائیم
بی تجشم
دهای
صاحب المصلحه
شبهای مقمر
مصدقت
ملابست اعمال
 

٨٦,٤١١
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٣٧

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

بشائیم=شایسته بودن

دهای=هوش و فراست

بی تجشم= بدون رنج و سختی

صاحب المصلحه= شرطه یا مامور نهی از منکر 

شبهای مقمر= شبهای مهتابی

مصدقت= دوستی و رفاقت

ملابست اعمال= برعهده گرفتن شغل ها و کارها

١٣٧,٩٠٧
طلایی
١٥٨
نقره‌ای
٨٣٠
برنزی
١,٩٧٣
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

درود بر شما
بسیار عالی

درود

 بشائیم : بشنویم، بشنوید (فرم آرشیایی/قدیمی)

 بی‌تجشم   : بی‌ادب، بی‌احترام، بی‌پروا 
 دهای    :  دها (کوه‌ها، تپه‌ها) یا دها (ده‌ها، روستاها) 
صاحب المصلحه     : صاحب منافع، ذی‌نفع، کسی که منفعتی دارد 
شب‌های مقمر     :  شب‌های مهتابی، شب‌های روشن با ماه کامل 
 مصدقت    : راستی، صحت، درست بودن 
 ملابست اعمال   :  پیوند اعمال، ارتباط کردارها، تأثیر اعمال 

٦٣٨,٨١٥
طلایی
٦٣٤
نقره‌ای
٤,٠١٤
برنزی
٦,٠٩٦
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
بشائیم از شایسته بودن و کفایت نمودن
دهای به معنی هوش و فراست
بی تجشم بدون سختی و رنج
ملابست اعمال به معنی مباشرت اعمال یا برعهده گرفتن کارها


🔹 بشائیم

  • از ریشه‌ی «شئ» (چیز، موجود).
  • معادل فارسی: اشیاء، چیزها، موجودات.
  • کاربرد: در متون قدیم به معنای «اموال و اشیاء».

🔹 بی تجشم

  • «تجشم» = زحمت، رنج.
  • معادل فارسی: بی‌زحمت، بدون رنج، آسان.
  • مثال: «این کار بی‌تجشم انجام شد» = این کار بدون زحمت انجام شد.

🔹 دهای

  • «ده» = روستا. «دهای» = جمع آن.
  • معادل فارسی: روستاها، دهکده‌ها.
  • کاربرد: در متون قدیم جغرافیایی و اداری.

🔹 صاحب المصلحه

  • ترکیب عربی = صاحب منفعت یا ذی‌نفع.
  • معادل فارسی: ذی‌نفع، صاحب سود، صاحب منفعت.
  • مثال: «صاحب‌المصلحه در این قرارداد» = ذی‌نفع در این قرارداد.

🔹 شبهای مقمر

  • «مقمر» = روشن به نور ماه.
  • معادل فارسی: شب‌های مهتابی.
  • مثال: «در شب‌های مقمر، سفر آسان‌تر بود» = در شب‌های مهتابی سفر آسان‌تر بود.

🔹 مصدقت

  • از «صدق» = راستی، درستی.
  • معادل فارسی: تصدیق، گواهی، تأیید.
  • مثال: «مصدقت نامه» = گواهی‌نامه یا سند تأیید.

🔹 ملابست اعمال

  • «ملابست» = درگیر شدن، تماس داشتن.
  • معادل فارسی: درگیری با اعمال، تماس و ارتباط با کارها.
  • در فقه: شرایط و اوضاعی که اعمال در آن واقع می‌شوند.
  • مثال: «ملابست اعمال او موجب ضمان شد» = درگیری و شرایط اعمال او باعث مسئولیت شد.

📌 این ترکیبات بیشتر در متون فقهی، حقوقی و ادبیات قدیم دیده می‌شوند و امروزه معادل‌های ساده‌ترشان (مثل «اشیاء»، «بی‌زحمت»، «روستاها»، «ذی‌نفع»، «شب‌های مهتابی»، «گواهی»، «شرایط اعمال») رایج‌تر است.

٨٢٦,٥٣١
طلایی
٧٩٨
نقره‌ای
٩,٢٣٤
برنزی
٦,٩٨٢
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما
در مورد 1و2 نعانی دیگر را بنویسید

١

پاسخ شما