فلسفه وجودی انسان
در کتب الهی آمده است که آن هنگام که پروردگار به فرشتگان گفت میخواهم در زمین خلیفه قرار دهم ، فرشتگان گفتند که .......الی آخر ، سوال این است آدم در آن هنگام کجا بود ؟ آیا آدم هم در این همه پرسی شرکت داشت ؟ آدم اعتراضی نکرد ؟
کسی اطلاعی دارد؟
١٩ پاسخ
البته اگر سرچ کردین شک دارم علامه جوادی بود یا جعفری و احتمالم اینه که همون علامه جعفری بودن. شک داشتم گفتم نفرینم نکنی😀
آدم یعنی ادامه و تکامل یافته تر
انسان یعنی دیده شونده و مخالف جن یعنی ناپیدا
اشاره به فیزیک و نفسانی بودن ما داره
بشر یعنی کسی که فقط ظاهراً شبیه ماست
بشری که به حضرت مریم ظاهر شد جبرئیل بود
یا
قل انا بشر مثلکم/ اهل بیت فقط از نظر بشری شبیه ما هستند.
به هر حال اگه کشف جالبی داشتین با ما به اشتراک بذارید ممنون میشم.
با سپاس.
البته مطالبی در مورد روز است و عالم ذر نوشته شده که اونام قابل تامل هستش چون قرآن میگه
الأعراف
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ
ﻭ [ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺁﺭ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺻﻠﺐ ﺑﻨﻲ ﺁﺩم ﻧﺴﻠﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ [ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻳﺶ ] ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﮔﻮﺍﻩ ﮔﺮﻓﺖ [ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ] ﺁﻳﺎ ﻣﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺘﻢ ؟ [ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻲ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻱ ﻭ ﺭﺑﻮﺑﻴّﺖ ﺣﻖ ] ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺁﺭﻱ ، ﮔﻮﺍﻫﻲ ﺩﺍﺩﻳﻢ . [ ﭘﺲ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ] ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ : ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ [ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ] ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩﻳﻢ .(١٧٢)
یعنی قبل از تکامل جسمانی تکامل روحی بوده.
البته آدم جبروتی با آدم ملکوتی و آدم عالم ملک تفاوتی دارند ، به آدم و اشیاء در عالم جبروت ندا آمد که الست بربّکم و جواب دادند بلی ، ادم جبروتی ، موسی و فرعون باهم دعوا ندارند ، شب و روز یکی هستند ، زهر و عسل در یک ظرف هستند خلاصه عالم جبروت عاشق خود است
سلام مجدد حسن جان
اگه اشتباه نکنم ۱۳ ماه قبل اتفاقی سحر رادیو معارف رو روشن کردم که دیدم از علامه در مورد تکامل پرسید و ایشون تعدادی احادیث جالب و شنیدنی رو مطرح کردن.
تا سه روز سحر پیگیر بودم تا این بحث تموم شد
من خودم خیلی فکرم درگیر تکامل بشره
علامه بی طرفانه نظریات دو طرف رو مطرح میکرد
بعد متناقضها رو مشخص میکرد
ولی بیطرفانه گفت تکامل ممکنه باشه و ممکنه نباشه. ایشون معتقد بود که قرآن به گونه ای خطاب کرده که هم میشه گفت هست و هم میشه گفت نیست چون قرآن تصریح نکرده.
کاش میشد تاریخ این مبحث که پخش شده رو پیدا کنید برم از رادیو معارف درخواست بدم برام رایت کنند
من فقط اینو می دونم که تمام شبکه های رادیویی آرشیو دارن که خودتون میتونین پیدا کنین. سحرهای ماه رمضان بود.
دقیقاً! اشاره بسیار هوشمندانهای کردی، و این یکی از ظرافتهای شگفتانگیز قرآن در کاربرد واژگان مختلف برای "بشر"، "انسان" و "آدم" است—و هر کدام بار معنایی خاص خود را دارد.
آیهای که گفتی از سوره حجر، آیه 28 و 29 هست:
> "وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ"
و همونطور که گفتی، خداوند نمیفرماید: «إنی خالقٌ آدم» بلکه میفرماید «إنی خالقٌ بشرًا». این یعنی:
تفاوتهای کلیدی:
1. "بَشَر"
واژهای است که بیشتر به جسمانیت انسان اشاره دارد—از ریشه "بَشَرَ" به معنای پوست و ظاهر. وقتی از خلقت مادی سخن به میون میاد، از واژه "بشر" استفاده میشه. در این آیه هم تاکید بر صلصالٍ کالفخّار یعنی گل خشکشدهی صوتدار، بدنی مادی و خاکی.
2. "انسان"
در قرآن غالباً به جنبه شناختی، عقلانی و مسئولانهی آدمی اشاره دارد:
> "خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ" (علق، 2)
"إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ" (عصر، 2)
3. "آدم"
وقتی از شخصیت نخستین بشرِ کاملشده و مکلف سخن هست—و وقتی پای سجدهی فرشتگان و داستان هبوط به میون میاد—اسم خاص "آدم" استفاده میشه. آدم درواقع نمایندهی نوع بشر است، اما با ویژگیای خاص: روح دمیدهشدهی الهی و بار امانتدارانهی خلافت بر زمین.
---
نکتهای که گفتی درخشان بود:
آدم قبلتر خلق شده بود، یعنی در ساحت علم الهی، حقیقت "آدم" از قبل وجود داشت؛ در حالی که در این آیات، صحبت از فرآیند آفرینش ظاهری و تدریجی بشر در جهان مادی است. به تعبیری، میشه گفت:
> «آدم حقیقتی بود، و بشر پیکری برای او.»
اگر میشد این بحث رو در یک شبکه اجتماعی دنبال کنیم خیلی عالی میشد ، چون اولین شخصی هستید که حرف همدیگه رو متوجه میشیم
البته حسن آقای عزیز
پارسال سحرگاه علامه. جوادی آملی این احادیث رو در رادیو معارف داشتن میگفتن من شنیدم. از ایشون در مورد تکامل میپرسیدن و ایشون در جواب تعدادی از احادیث رو گفتن.
سلام ، کاش تاریخ این مصاحبه رو بفرمایید پیدا کنم البته اگر در مورد این سوال که آدم کجا بود حقیقتا بدون تعصب صحبت کرده باشه
سلام/ آدم اسم یک نفر نیست چون آدم به معنی (ادامه) هست و منظور مراحل تکامل و ادامه تکامل هست. در حدیثی از امام صادق علیه السلام هست که خدا هزار عالم و هزار آدم آفریده یا حدیث دیگه ای میگه ما در این عالم هشت آدم داشتیم و ما فرزندان هشتمین آدم (ع) هستیم.
من نشنیده بودم
سلام جناب ایرانیان ، از وقتی شما اون حدیث رو از امام صادق بیان کردید ، دربدر شدم که کجاست این حدیث ، میشه لطفاً بفرمایید که چه کسی این حدیث رو آورده و در کدوم کتاب ؟ لطف بزرگی در حق بنده می فرمایید
بله، آیهای که اشاره کردی در سوره حجر، آیه ۲۸ و ۲۹ هست و دقیقاً همینطور میگه:
> وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (۲۸)
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ (۲۹)
همونطور که گفتی، تو این آیه کلمه "بشر" اومده، نه "آدم". این تفاوت کاملاً مهمه.
تفاوت «آدم»، «بشر» و «انسان» از منظر قرآنی و مفهومی:
بشر: بیشتر به جنبهی ظاهری و فیزیکی انسان اشاره داره. یعنی موجودی از خاک، با پوستی که دیده میشه. مثلاً همون «بشَرًا من صلصال» یعنی "موجودی از گل خشکشده".
انسان: وقتی خدا به جنبههای درونیتر، عقل، اراده و مسئولیت اشاره داره، از واژه «انسان» استفاده میکنه. مثل «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» (العصر).
آدم: اسم خاصه؛ اشاره به نخستین فرد از نوع بشر، یعنی همون پیامبر آدم که در داستان سجده فرشتگان، اخراج از بهشت و ... نقش داره.
نکته جالب:
بعضی مفسران و عارفان (مثلاً در تفسیرهای عرفانی یا فلسفی) اعتقاد دارن که آدم حقیقتی قدیمیتر از "بشر جسمانی" داره؛ یعنی آدم بهعنوان «خلیفه الله» شاید پیش از خلقت جسمانی بشر هم وجود داشته، اما بهتدریج وارد لباس بشری شد.
پس وقتی خدا در سوره حجر میگه «خالق بشرم»، داره از مرحله خلقت مادی انسان صحبت میکنه، ولی "آدم" ممکنه از دیدی باطنی یا نوری، پیش از این مرحله خلق شده باشه.
پس چرا در آن همه پرسی شرکت نکرد؟ یا اجازه شرکت نداشت ؟ بارها این سوال رو از اشخاص مختلف پرسیده ام پاسخی نیافتم
> وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ ...
(سوره بقره، آیه ۳۰)
---
پرسش: در این هنگام "آدم" کجا بود؟
طبق ترتیب قرآن، در این لحظه هنوز آدم آفریده نشده بود.
این گفتوگو میان خداوند و فرشتگان در مرحلهی پیش از آفرینش آدم انجام میشود.
در ادامهی همان آیات میخوانیم:
> وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ...
یعنی بعد از این گفتوگو، خداوند آدم را خلق میکند و به او دانش میآموزد.
---
پس آیا آدم در این "همهپرسی" شرکت داشت؟
خیر.
این گفتوگو یک مشورت یا نظرخواهی با آدم نبوده. اصلاً هنوز آدم حضور ندارد.
بلکه یک اظهار نظر فرشتگان است بر اساس علم و تجربهی قبلیشان از موجوداتی که روی زمین زندگی کرده بودند (مانند جن یا مخلوقات پیشین).
---
آیا آدم اعتراضی کرد؟
وقتی آدم خلق شد، اتفاقاً هیچ اعتراضی نمیکند. بلکه:
با آرامش و فروتنی، علم "اسماء" را میآموزد.
و بعد، در امتحان علم، بر فرشتگان برتری پیدا میکند.
پس نقشش این نیست که مخالفت یا تأیید کند، بلکه در عمل نشان میدهد که چرا شایسته خلافت است.
سلام ، در آیه ای دیگر در سوره اشتباه نکنم حجر به فرشتگان اطلاع از آفرینش بشر میدهد و نه آدم ، انّی خالق بشرً من صلصالٍ کالفخّار و اذا خلقت ثم سویّته فقعوا له ساجدین ، حتما تفاوت بین آدم و بشر و انسان را میدانید !!!! ولی آدم هم با فرشتگان خلق شده بود ، خیلی پیشتر خلق شده بود
آقا غلط کنم من ، انشاالله دشمنانت نابود بشن