پرسش خود را بپرسید

معادل فارسی "to one's credit"

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
١٦٤

معادل فارسی

 "to one's credit"

٢,٧٠٩
طلایی
٣
نقره‌ای
٩
برنزی
١٢٢

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

از حق نگذریم/ولی انصافاً

She wasted your time but to his credit,  she was honest with you.

اون وقتتو تلف کرد ولی انصافاً باهات روراست بود.

٤,٩٣٦
طلایی
٨
نقره‌ای
١٥٣
برنزی
١٢
تاریخ
٢ سال پیش
١

پاسخ شما